ِرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و فرعون‌ در ميان‌ قوم‌ خود ندا در داد» فرعون‌ از گرايش‌ قومش‌ به‌سوي ‌موسي(ع) بيمناك‌ شد پس‌ آنها را گرد آورد و با صدايي‌ بلند در ميانشان‌ ندا در داد. يا منادي‌اي‌ را دستور داد تا در ميانشان‌ چنين‌ ندا در دهد: «گفت: اي‌ قوم ‌من‌! آيا فرمانروايي‌ مصر و اين‌ نهرها كه‌ از زير من‌» يعني: از زير كاخهاي‌ من‌ «روان ‌است‌ از آن‌ من‌ نيست‌» به‌طوري‌كه‌ هيچ‌كس‌ در تملك‌ آنها با من‌ كشمكش‌ نمي‌كند و هيچ‌ مخالفي‌ نيست‌ كه‌ با من‌ در آنها مخالفت‌ كند؟. مراد ار «انهار» رودهاي ‌نيل‌ است‌ و مهمترين‌ شاخه‌هاي‌ رود نيل‌ عبارت‌ بودند از: رود «ملك‌»، رود «طولون‌»، رود «دمياط» و رود «تنيس‌» و هم‌اكنون‌ دو شاخه‌ از اين‌ رودخانه‌ها مشهور است‌ و آن‌ رود «دمياط» و رود «رشيد» مي‌باشد كه‌ هر دو دلتاي‌ نيل‌ راتشكيل‌ مي‌دهند «پس‌ مگر نمي‌بينيد؟» اين‌همه‌ اقتدار و شكوه‌ مرا؟ تا از آن‌ به‌نيرومندي‌ ملك‌ و مكنت‌ و بزرگي‌ قدر و منزلت‌ من‌ و در مقابل‌؛ به‌ ضعف‌ و ناتواني ‌موسي‌ از مقاومت‌ با من‌ پي‌ ببريد؟.
 
	سوره زخرف آيه  52
‏متن آيه : ‏
‏ أَمْ أَنَا خَيْرٌ مِّنْ هَذَا الَّذِي هُوَ مَهِينٌ وَلَا يَكَادُ يُبِينُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«بلكه‌ من‌ از اين‌كسي‌ كه‌ او خوار است‌» يعني: بلكه‌ من‌ از موسي‌(ع) كه‌ ضعيف‌ و بي‌مقدار و خوار و فقير است‌ و هيچ‌ عزت‌ و شكوهي‌ ندارد «و نزديك‌ نيست‌ كه‌ واضح‌ بگويد» سخن‌ را، از آن‌ روي‌ كه‌ در زبانش‌ لكنتي‌ است‌ «بهترم‌» بيان‌ لكنت‌زبان‌ موسي‌(ع) در سوره‌ «طه/‌27» گذشت‌.
 
سوره زخرف آيه  53
‏متن آيه : ‏
‏ فَلَوْلَا أُلْقِيَ عَلَيْهِ أَسْوِرَةٌ مِّن ذَهَبٍ أَوْ جَاء مَعَهُ الْمَلَائِكَةُ مُقْتَرِنِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ چرا دستبندهايي‌ زرين‌ بر او فرود آورده‌ نشد؟» يعني: اگر موسي‌(ع) شخص‌ بزرگي‌ است‌، چرا به‌ دستبندهايي‌ از زر آراسته‌ نيست‌؟! اين‌ سخن‌ فرعون‌ نمايانگر متأثر بودنش‌ از عادت‌ شاهان‌ است‌ زيرا عادت‌ شاهان‌ چنين‌ بود كه‌ چون‌ به‌پادشاهي‌ مي‌رسيدند و تاج‌گذاري‌ مي‌شدند، دستبندها و طوقي‌ زرين‌ بر آنان‌ مي‌پوشانيدند تا اين‌ امر نشانه‌ سياست‌ و رياست‌ آنان‌ باشد. «يا چرا همراه‌ او فرشتگان‌ پيوست‌ شده‌ نيامده‌اند؟» اگر او در ادعاي‌ خويش‌ راستگوست‌ تا اين ‌فرشتگان‌ پياپي‌ آينده‌ و همراه‌ شده‌ با وي‌، او را بر كارش‌ ياري‌ نمايند و برايش‌ به‌نبوت‌ گواهي‌ دهند؟ بدين‌گونه‌ بود كه‌ آن‌ ملعون‌، به‌ قومش‌ اين‌ وهم‌ و گمان‌ را القا كرد كه‌ پيامبران(ع) لابد بايد بر شكل‌ و شمايل‌ شاهان‌ ستمگر باشند و فرشتگان‌ نيز گرداگرد ايشان‌ حلقه‌ زده‌ و همراهي‌شان‌ كنند!!.
 
	سوره زخرف آيه  54
‏متن آيه : ‏
‏ فَاسْتَخَفَّ قَوْمَهُ فَأَطَاعُوهُ إِنَّهُمْ كَانُوا قَوْماً فَاسِقِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ سبك‌ ساخت‌ عقل‌ قوم‌ خويش‌ را و از او اطاعت‌ كردند» يعني: فرعون‌ آنان‌ را با اين‌ سخنان‌ نيرنگ‌بازانه‌ و فريبنده‌اش‌، به‌ سبكي‌ جهل‌ و ناداني‌ واداشت‌ و آنان‌ نيز فرمان‌ او را اطاعت‌ كرده‌ و سخنش‌ را پذيرفتند و موسي‌(ع) را تكذيب‌ كردند «هرآينه‌ آنها قومي‌ فاسق‌ بودند» يعني: آنها از دين‌ خداوند(ج) خارج‌ بودند.
اين‌ آيه‌ كريمه‌، علت‌ اطاعت‌ آنان‌ از فرعون‌ را آشكار مي‌كند؛ و آن‌ تهي‌شدنشان‌ از انديشه‌ و خرد بر اثر نيرنگ‌ فرعون‌ است‌. البته‌ اين‌ روش‌ همه‌ ستمگران ‌در تحميل‌ فرمانروايي‌ خويش‌ است‌ كه‌ مردم‌ را از عقل‌ و خرد و انديشه‌ تهي ‌مي‌كنند و با انواع‌ تبليغات‌ و شست‌وشوي‌ ذهني‌، آنان‌ را از حقايق‌ دور مي‌گردانند.
 
	سوره زخرف آيه  55
‏متن آيه : ‏
‏ فَلَمَّا آسَفُونَا انتَقَمْنَا مِنْهُمْ فَأَغْرَقْنَاهُمْ أَجْمَعِينَ ‏
 
‏ترجمه :
 ‏«و چون‌ ما را به‌ خشم‌ درآوردند» با افراط خود در عصيان‌ و عناد «از آنان‌ انتقام‌ گرفتيم‌ و آنان‌ را همه‌ يكجا غرق‌ كرديم‌» در درياي‌ سرخ‌. در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت ‌عقبه‌ بن‌ عامر(رض) آمده‌ است‌ كه‌ رسول‌‌خدا ص فرمودند: «چون‌ خداي‌ تبارك‌ وتعالي‌ را ديدي‌ كه‌ به‌ بنده‌ هر چه‌ را كه‌ مي‌خواهد مي‌دهد در حالي‌كه‌ آن‌ بنده‌ بر گناهان‌ خويش‌ پايدار است‌ پس‌ بدان‌كه‌ اين‌ امر استدراجي‌ از سوي‌ حق‌ تعالي‌ براي ‌آن‌ بنده‌ است‌. آن‌گاه‌ اين‌ آيه‌ را تلاوت‌ كردند: (‏ فَلَمَّا آسَفُونَا انتَقَمْنَا مِنْهُمْ فَأَغْرَقْنَاهُمْ أَجْمَعِينَ ‏) ».
 
سوره زخرف آيه  56
‏متن آيه : ‏
‏ فَجَعَلْنَاهُمْ سَلَفاً وَمَثَلاً لِلْآخِرِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و آنان‌ را پيشرو گردانيديم‌» يعني: فرعونيان‌ را در استحقاق‌ عذاب‌، براي‌ كفاري‌ كه‌ به‌ مانند عمل‌ آنان‌ عمل‌ مي‌كنند، مقتدا و پيشوا گردانيديم‌ «و مثلي‌ براي ‌آيندگان‌» يعني: آنان‌ را مايه‌ پند و عبرتي‌ براي‌ آيندگان‌ گردانيديم‌. يا آنان‌ را داستان‌ شگفت‌آوري‌ گردانيديم‌ كه‌ آيندگان‌ به‌ آن‌ مثل‌ مي‌زنند.
 
	سوره زخرف آيه  57
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَمَّا ضُرِبَ ابْنُ مَرْيَمَ مَثَلاً إِذَا قَوْمُكَ مِنْهُ يَصِدُّونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و هنگامي‌ كه‌ مثل‌ زده‌ شد» از سوي‌ كافران‌ «به‌ پسر مريم‌» در اين‌ باره‌ كه‌ او به‌جز خدا(ج)  مورد پرستش‌ قرار گرفت‌ «بناگاه‌ قوم‌ تو از آن‌ سخن‌ بانگ‌ برمي‌دارند» يعني: از روي‌ خوشحالي‌ به‌ زدن‌ اين‌ مثل‌، شور و هلهله‌ به‌پا مي‌كنند.
مفسران‌ در بيان‌ سبب‌ نزول‌ گفته‌اند: اين‌ آيه‌كريمه‌ درباره‌ مجادله‌ ابن‌زبعري‌ با رسول‌ خدا ص نازل‌ شد زيرا آن‌گاه‌ كه‌ آيه‌ مباركه‌ «انبياء / 98» :( إنَّكُمْ وَ مَا تَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللهِ حَصَبُ جَهَنَّمَ ) : «شما و آنچه‌ كه‌ به‌جاي‌ خداوند مي‌پرستيد، هيزم‌ جهنم‌ايد» نازل‌ شد، ابن‌ زبعري‌ به‌ رسول‌ خدا ص گفت: سوگند به‌ پروردگار كعبه ‌كه‌ در حجت‌ بر تو غلبه‌ يافتم‌! آيا نصاري‌ مسيح‌ را، يهود عزير را و بنو مليح‌، فرشتگان‌ را نمي‌پرستند؟ پس‌ اين‌ آيه‌ بدين‌ معني‌ است‌ كه‌ مسيح‌ و عزيز و فرشتگان ‌نيز هيزم‌ جهنم‌اند؟! ابن‌ زبعري‌ از اين‌ سخنش‌ سخت‌ شادمان‌ شد و مشركان‌ مكه ‌نيز بانگ‌ شادي‌ برداشتند. پس‌ خداي‌ متعادل‌ اين‌ آيه‌كريمه‌ و آيه‌ «انبياء/101» را نازل‌ فرمود:  (‏ إِنَّ الَّذِينَ سَبَقَتْ لَهُم مِّنَّا الْحُسْنَى أُوْلَئِكَ عَنْهَا مُبْعَدُونَ ‏) : «همانا كساني‌ كه‌ از ما در حقشان‌ نيكي‌ مقرر شده‌ است‌، آنان‌ از آتش‌ دوزخ‌ دور داشته‌ شده‌اند».
اين‌ آيه‌، نمايانگر نوع‌ ديگري‌ از لجاجت‌ و ستيزه‌ قريش‌ در كفر و عناد و مجادله‌شان‌ به‌ نارواست‌ و چهار نوع‌ ديگر از كفرياتشان‌ در آيات‌ قبل‌ گ