وشن‌، تكذيب‌ كرده‌اند، دعا نمي‌كنيم‌ و دعا كردن ‌براي‌ امثال‌ اينان‌ به‌ ما اجازه‌ داده‌ نشده‌ است‌.
سپس‌ فرشتگان‌ به‌ آنان‌ خبر مي‌دهند كه‌ دعاي‌ خودشان‌ هم‌ مفيد فايده‌اي نيست‌: «ولي‌ دعاي‌ كافران‌ جز در بيراهه‌ نيست» يعني‌: دعاي‌ كافران‌ كاملا تباه‌ و بي‌اثر است‌ و هرگز مورد اجابت‌ قرار نمي‌گيرد.
 
	آيه  51
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّا لَنَنصُرُ رُسُلَنَا وَالَّذِينَ آمَنُوا فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَيَوْمَ يَقُومُ الْأَشْهَادُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«در حقيقت‌ ما پيامبران‌ خويش‌ و كساني‌ را كه‌ ايمان‌ آورده‌اند، ياري‌ مي‌كنيم» يعني‌: ايشان‌ را بر دشمنان‌ سركوبگر و سركششان‌ غالب‌ مي‌گردانيم‌ چنان‌كه ‌موسي‌(ع) و مؤمن‌ آل‌فرعون‌ را با غرق‌ كردن‌ فرعون‌ نصرت‌ داديم‌ «در زندگي‌دنيا» با ميسر كردن‌ زمينه‌ انتقام‌ گرفتن‌ ايشان‌ از دشمنانشان‌، كه‌ آنان‌ را با قتل‌ و غارت‌ و اسارت‌ و غلبه‌ در هم‌ مي‌كوبند.
ابن‌كثير به‌ نقل‌ از ابن‌ جريرطبري‌ مي‌گويد: «اين‌كه‌ امت‌هاي‌ تكذيب‌ پيشه‌ برخي ‌از پيامبران‌(ع) را كشته‌ و برخي‌ را اخراج‌ كردند، منافي‌ با نصرت‌ حق‌ تعالي‌ بر ايشان‌ نيست‌ زيرا خداي‌ عزوجل‌ ـ چه‌ در حيات‌ و چه‌ در غياب‌ يا مرگ‌ پيامبران‌(ع) ـ از تكذيب‌كنندگانشان‌ انتقام‌ گرفته‌ است‌...». «و» نيز ياري ‌مي‌دهيم‌ ايشان‌ را در «روزي‌ كه‌ شاهدان‌ به‌ شهادت‌ برمي‌خيزند» و آن‌ روز قيامت ‌است‌. شاهدان‌ فرشتگانند كه‌ براي‌ انبيا(ع) بر ابلاغ‌ پيامهاي‌ الهي‌ گواهي ‌مي‌دهند. معناي‌ نصرت‌دادنشان‌ در اين‌ روز اين‌ است‌ كه‌ خداوند(ج) ايشان‌ را در برابر اعمالشان‌ به‌ بهشت‌ وارد نموده‌ و ايشان‌ را به‌ كرامتهاي‌ خود گرامي‌ مي‌دارد و در مقابل‌، كفار را در برابر اعمالشان‌ مجازات‌ و نفرين‌ مي‌كند و آنها را به‌ دوزخ ‌مي‌افگند.
 	آيه  52
‏متن آيه : ‏
‏ يَوْمَ لَا يَنفَعُ الظَّالِمِينَ مَعْذِرَتُهُمْ وَلَهُمُ اللَّعْنَةُ وَلَهُمْ سُوءُ الدَّارِ ‏
 
‏ترجمه : ‏

«همان‌ روزي‌ كه‌ ستمگران‌ را عذرآوردنشان‌ سود نمي‌دهد» زيرا اين‌ عذرخواهي‌شان‌، عذرخواهي‌ باطل‌ و بي‌اثر و شبهه‌ ناوارد و بي‌جايي‌ است‌ «و براي‌ آنان‌ لعنت» يعني‌: دوري‌ از رحمت‌ خداوند(ج) «است‌ و برايشان‌ بدفرجامي‌ آن‌ سراي» يعني‌: عذاب‌ دوزخ‌ «است».
 
	آيه  53
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى الْهُدَى وَأَوْرَثْنَا بَنِي إِسْرَائِيلَ الْكِتَابَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و قطعا به‌ موسي‌ هدايت» يعني‌: تورات‌، نبوت‌ و معجزات‌ «بخشيديم‌. و به ‌بني‌اسرائيل‌ كتاب‌ را» يعني‌: تورات‌ را «به‌ ميراث‌ نهاديم» كه‌ بعد از موسي‌(ع) در ميانشان‌ باقي‌ ماند و آن‌ را نسلي‌ پس‌ از نسل‌ ديگر به‌ارث‌ بردند.
 
آيه  54
‏متن آيه : ‏
‏ هُدًى وَذِكْرَى لِأُولِي الْأَلْبَابِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«هدايت‌ و پندآموز خردمندان‌ است» يعني‌: تورات‌ هدايتگر و پندآموز صاحبان ‌خردهاي‌ سالم‌ است‌.
	آيه  55
‏متن آيه : ‏
‏ فَاصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَاسْتَغْفِرْ لِذَنبِكَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ بِالْعَشِيِّ وَالْإِبْكَارِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ صبر كن» اي‌ محمد‌ص بر آزار مشركان‌ چنان‌كه‌ پيامبران‌ پيش‌ از تو صبر كردند «بي‌گمان‌ وعده‌ خدا» به‌ پيامبرانش‌، يا وعده‌ وي‌ به‌ وقوع‌ قيامت‌ «حق ‌است» هيچ‌ خلافي‌ در آن‌ نيست‌ و هيچ‌ شكي‌ در وقوع‌ آن‌ وجود ندارد «و براي ‌گناهت‌ آمرزش‌ بخواه» دستور يافتن‌ رسول‌‌خدا‌ص به‌ آمرزش‌خواهي‌ ـ با وجود آن‌كه‌ خداي‌ عزوجل‌ هرگونه‌ لغزشي‌ را قبل‌ و بعد از فتح‌ مكه‌ يا قبل‌ و بعد از رسالت‌ بر ايشان‌ آمرزيده‌ است‌ ـ براي‌ اين‌ است‌ تا بر ثوابشان‌ افزون‌ شود. يا آمرزش‌خواهي‌ ايشان‌ به‌ سبب‌ فروگذاشتن‌ اعمال‌ اولي‌ و افضل‌ است‌ زيرا به‌ هر اندازه‌ كه‌ انسان‌ از جلال‌ و كمال‌ الهي‌ شناخت‌ بيشتري‌ داشته‌ باشد، به‌ همان ‌اندازه‌، عمل‌ خويش‌ را براي‌ او كم‌ و ناچيز ديده‌ و احساس‌ وي‌ به‌ قصور و كوتاهي‌اش‌ افزوده‌ مي‌شود لذا مانند مذنبان‌ از او آمرزش‌ مي‌خواهد، بدين‌ جهت ‌گفته‌اند: «حسنات‌ الأبرار سيئات‌ المقربين‌: حسنات‌ نيكان‌، بديهاي‌ مقربان‌ است‌». يا ـ چنان‌كه‌ ابن‌ كثير گفته‌ ـ اين‌ دستور، انگيزشي‌ براي‌ امت‌ بر استغفار است‌ تا در اين‌ امر به‌ پيامبر خويشص اقتدا كنند.
«و همراه‌ با ستايش‌ پروردگارت‌ شامگاهان‌ و بامدادان‌ تسبيح‌گوي» يعني‌: هميشه ‌بر تنزيه‌ و تسبيح‌ خداوند(ج) همراه‌ با حمد و ستايش‌ وي‌ مداومت‌ و مواظبت‌ كن‌. به‌قولي‌؛ مراد اين‌ است‌: در دو وقت‌ عصر و بامداد، نماز بگزار زيرا در آن‌ وقت ‌در مكه‌، نماز خواندن‌ فقط در اين‌ دو وقت‌ فرض‌ بود ؛ دو ركعت‌ در بامداد و دو ركعت‌ در عصر.
	سوره طه آيه  56
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَقَدْ أَرَيْنَاهُ آيَاتِنَا كُلَّهَا فَكَذَّبَ وَأَبَى ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و هرآينه‌ همه‌ آيات‌ خود را به‌ فرعون‌ نمايانديم‌» مراد از آن‌: نشانه‌ها و معجزات ‌نه‌گانه‌ ذكر شده‌ در سوره‌ «اسراء» است‌. به‌قولي‌ ديگر: مراد از آيات‌، حجتهاي ‌خداي‌ سبحان‌ است‌ كه‌ بر توحيد وي‌ دلالت‌ مي‌كنند «ولي‌ او تكذيب‌ كرد» آيات‌ ما و رسالت‌ موسي‌(ع) را «و نپذيرفت‌» دعوت‌ وي‌ را به‌سوي‌ ايمان‌.
 
	آيه  56
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّ الَّذِينَ يُجَادِلُونَ فِي آيَاتِ اللَّهِ بِغَيْرِ سُلْطَانٍ أَتَاهُمْ إِن فِي صُدُورِهِمْ إِلَّا كِبْرٌ مَّا هُم بِبَالِغِيهِ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«به‌راستي‌ كساني‌ كه‌ در آيات‌ الله ـ بي‌آن‌كه‌ حجتي‌ برايشان‌ آمده‌باشد ـ مجادله‌ مي‌كنند» يعني‌: بي‌آن‌كه‌ حجت‌ روشن‌ و آشكاري‌ از سوي‌ خداي‌ سبحان‌ برايشان ‌آمده‌ باشد «در سينه‌هاي‌ آنان‌ جز كبر» و خودبرتربيني‌ و اراده رياست‌ و سيادت‌ «نيست» و همين‌ امر است‌ كه‌ آنان‌ را به‌ تكذيب‌ و دروغ ‌انگاشتن‌ رسالتت ‌وامي‌دارد «آنان‌ به‌ آن‌ نايل‌ شونده‌ نيستند» يعني‌: در دلهايشان‌ تكبر و گردنكشي‌اي‌ عليه‌ محمد‌ص و طمعي‌ است‌ در اين‌كه‌ بر او غالب‌ شوند اما آنها هرگز به‌ اين‌ مرام‌ خويش‌ نمي‌رسند. يا معني‌ اين‌ است‌: آنان‌ خواهان‌ آنند كه‌ به‌كاري‌ بزرگ‌ مانند كشتنت‌ يا نظير آن‌ دست‌ يابند ولي‌ قطعا به‌ اين‌ هدف‌ خويش‌ نمي‌رسند «پس‌ به‌ خدا پناه‌ ببر» از شر و كيد و تجاوز و سركشي‌ آنان‌ «زيرا او خودشنواي‌ بيناست» شنواست‌ سخنانشان‌ را، بيناست‌ به‌ افعالشان‌ پس‌ بر او هيچ‌ امر نهاني‌اي‌ از اين‌ امور، پنهان‌ نمي‌ماند.
سيوطي‌ در بيان‌ سبب‌ نزول‌ اين‌ آيه