بق‌ من‌ بر آن‌ رفته‌ بود كه‌ در آن‌ با تو سخن‌ گفته‌ و تو را به‌ رسالت‌ خويش‌ برگزينم‌.
 
	سوره ص آيه  62
‏متن آيه : ‏
‏ وَقَالُوا مَا لَنَا لَا نَرَى رِجَالاً كُنَّا نَعُدُّهُم مِّنَ الْأَشْرَارِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و گفتند اهل‌ دوزخ‌: ما را چه‌ شده‌ است‌ كه‌ مرداني‌ را كه‌ ما آنان‌ را از زمره‌ اشرار مي‌شمرديم‌، نمي‌بينيم‌؟» منظور آنها فقراي‌ مؤمنان‌ اند؛ مانند عمار، خباب‌، صهيب‌، بلال‌، سالم‌ و سلمان‌أ. مجاهد نقل‌ مي‌كند كه‌: ابوجهل‌ در دوزخ‌ مي‌گويد: «مرا چه‌ شده‌ است‌ كه‌ بلال‌ و عمار و صهيب‌ و فلان‌ و فلان‌ را نمي‌بينم‌؟». البته‌ اين‌ روايت‌، گوياي‌ نمونه‌اي‌ از سخن‌ كفار است‌ پس‌ اين‌ سخن ‌فقط به‌ ابوجهل‌ محدود نيست‌ زيرا تمام‌ كفار در دوزخ‌ چنين‌ حالي‌ داشته‌ و بر اين ‌باوراند كه‌ مؤمنان‌ به‌ دوزخ‌ وارد مي‌شوند. اما چون‌ در دوزخ‌ از آنان‌ پرس‌وجو مي‌كنند و آنها را نمي‌يابند، در اين‌ هنگام‌ است‌ كه‌ مي‌دانند؛ آنها در درجات ‌بلندي‌ از بهشت‌ به‌سر مي‌برند.
 
	سوره ص آيه  63
‏متن آيه : ‏
‏ أَتَّخَذْنَاهُمْ سِخْرِيّاً أَمْ زَاغَتْ عَنْهُمُ الْأَبْصَارُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آيا آنان‌ را» در دنيا «به‌ مسخره‌ مي‌گرفتيم» و آنان‌ در واقع‌ اهل‌ كرامت‌ و عزت‌ بوده‌اند و ما اشتباه‌ كرده‌ بوديم‌؛ «يا چشمهاي‌ ما از آنها برگشته‌ است» و بر محل‌ و جايگاه‌ آنان‌ در دوزخ‌ نمي‌افتد؟ حسن‌ مي‌گويد: «هر دوي‌ اين‌ امر واقعيت‌ دارد زيرا آنها هم‌ مؤمنان‌ را به‌ ريشخند و تمسخر گرفتند و هم‌ چشمهايشان‌ بر آنان ‌نمي‌افتد زيرا ايشان‌ در بهشت‌اند». ابن‌كثير مي‌گويد: «دوزخيان‌ خود را به‌ امر محالي‌ تسلي‌ كرده‌ و مي‌گويند: شايد مؤمنان‌ نيز با ما در دوزخ‌ هستند، ليكن ‌چشمان‌ ما بر آنها نيفتاده‌ است‌».
سوره ص آيه  64
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّ ذَلِكَ لَحَقٌّ تَخَاصُمُ أَهْلِ النَّارِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اين‌ ستيزه‌ دوزخيان‌ با همديگر قطعا راست‌ است» يعني‌: آنچه‌ كه‌ رؤسا به ‌پيروان‌ خود مي‌گويند و باز پيروان‌ در پاسخ‌ آنان‌ مطرح‌ مي‌كنند ؛ امري‌ است‌ كه ‌ناگزير در روز قيامت‌ روي‌ مي‌دهد.
	سوره ص آيه  65
‏متن آيه : ‏
‏ قُلْ إِنَّمَا أَنَا مُنذِرٌ وَمَا مِنْ إِلَهٍ إِلَّا اللَّهُ الْوَاحِدُ الْقَهَّارُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«بگو» اي‌ محمد‌ص به‌ كفار مكه‌ «من‌ فقط بيم‌دهنده‌اي‌ هستم» شما را از مجازات‌ و عذاب‌ خداوند(ج) «و جز خداي‌ يگانه» كه‌ برايش‌ هيچ‌ شريكي‌ نيست‌، خداوند غالب‌ «قهار» و قوي‌اي‌ كه‌ بر همه‌چيز مسلط و بر همه‌ خلقش‌ قاهر و غالب‌ است‌؛ «هيچ‌ خدايي‌ نيست» كه‌ شايسته‌ پرستش‌ باشد.
 
	سوره ص آيه  66
‏متن آيه : ‏
‏ رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا الْعَزِيزُ الْغَفَّارُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
و از آنجا كه‌ وصف‌ «قهار»، موجب‌ ترسي‌ شديد از هيبت‌، جلال‌، عظمت‌ و قدرت‌ حق‌ تعالي‌ است‌، خداوند(ج) آن‌ را با بيان‌ سه‌ وصف‌ كه‌ بر رحمت‌ و فضل‌ وكرمش‌ دلالت‌ مي‌كنند، دنبال‌ مي‌كند: «پروردگار آسمانها و زمين‌ و آنچه‌ ميان‌ آن‌ دو است» از مخلوقات‌ مي‌باشد «همان‌ عزيز» پيروزمند غالبي‌ است‌ كه‌ هيچ‌ زورآوري‌ بر او غلبه‌ نمي‌تواند كرد «آمرزنده» اي‌ است‌ كه‌ بر هر كس‌ از وي ‌اطاعت‌ كند، مي‌آمرزد.
 
سوره ص آيه  67‏متن آيه : ‏‏ قُلْ هُوَ نَبَأٌ عَظِيمٌ ‏
  آيه  68‏متن آيه : ‏‏ أَنتُمْ عَنْهُ مُعْرِضُونَ ‏
‏ترجمه : ‏
«بگو» اي‌ محمدص! «اين‌ خبري‌ بس‌ بزرگ‌ است» يعني‌: عذابي‌ كه‌ شما را از آن‌ بيم‌ داده‌ام‌ و آنچه‌ كه‌ به‌ شما از توحيد بيان‌ كرده‌ام‌، خبري‌ بس‌ بزرگ‌ و اعلاميه‌اي‌ بس‌ عظيم‌ است‌ پس‌ آن‌ را بزرگ‌ بشماريد و سبك‌ نپنداريد و به‌ آن‌ بي‌اعتنايي‌ نكنيد «كه‌ شما از آن‌ روي‌ بر مي‌تابيد» و بدان‌ بي‌اعتنايي‌ مي‌كنيد. اين ‌سرزنش‌ و سركوفتي‌ سخت‌ به‌ آنان‌ است‌ زيرا آنان‌ از اين‌ حقايق‌ غافل‌ مانده‌ و در آن‌ تفكر نكرده‌اند تا به‌ صدق‌ و راستي‌ آن‌ پي‌ببرند.
 
	سوره ص آيه  68
‏متن آيه : ‏
‏ أَنتُمْ عَنْهُ مُعْرِضُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏شما ( بر اثر غفلت ) از آن رو گردانيد .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« مُعْرِضُونَ » :  ( نگا : بقره‌ / 83 ، آل‌عمران‌ / 23 ) .‏
 
سوره ص آيه  69‏متن آيه : ‏‏ مَا كَانَ لِي مِنْ عِلْمٍ بِالْمَلَإِ الْأَعْلَى إِذْ يَخْتَصِمُونَ ‏
  آيه  70‏متن آيه : ‏‏ إِن يُوحَى إِلَيَّ إِلَّا أَنَّمَا أَنَا نَذِيرٌ مُّبِينٌ ‏
‏ترجمه : ‏
اي‌ پيامبر! به‌ آنان‌ بگو: «مرا به‌ حال‌ ملا اعلي‌ هيچ‌ دانشي‌ نبود آن‌گاه‌ كه‌ با يك‌ديگر مجادله‌ مي‌كردند» يعني‌: من‌ پيش‌ از آن‌كه‌ به‌سويم‌ وحي‌ شود، در مورد آنچه‌ كه ‌فرشتگان‌ درباره‌ آن‌ با هم‌ گفت‌وگو مي‌كردند، علم‌ و آگاهي‌اي‌ نداشتم‌. يادآورمي‌شويم‌؛ جدالي‌ كه‌ ميان‌ فرشتگان‌ روي‌ داد، در باره‌ آدم‌(ع) بود ـ چنان‌كه ‌آيات‌ بعدي‌ مفيد اين‌ معني‌ است‌ «به‌ من‌ جز در اين‌ باب‌ كه‌ هشداردهنده‌اي‌ آشكار هستم‌، وحي‌ فرستاده‌ نمي‌شود» و من‌ هيچ‌ سلطه‌اي‌ وراي‌ آنچه‌ حق‌ تعالي‌ به‌ من‌ عنايت‌ كرده‌ است‌ و هيچ‌ فرشته‌اي‌ در اختيار ندارم‌ و مأموريت‌ من‌ اعمال‌ سلطه‌ و استبداد، يا تحكيم‌ نفوذ خويش‌ با زور و اجبار نيست‌.
 
سوره ص آيه  71
‏متن آيه : ‏
‏ إِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي خَالِقٌ بَشَراً مِن طِينٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آن‌گاه‌ كه‌ پروردگارت‌ به‌ فرشتگان‌ گفت‌: من‌ آفريننده‌ بشري‌ از گل‌ هستم» اين‌ بيان‌ همان‌ مجادله‌اي‌ است‌ كه‌ اجمالا در آيه‌ (69) گذشت‌ و در اينجا تفصيلا بدان ‌پرداخته‌ مي‌شود. البته‌ اين‌ داستاني‌ است‌ كه‌ خداوند متعال‌ آن‌ را در سوره‌هاي ‌«بقره‌»، «اعراف‌»، «حجر»، «اسراء»، «كهف‌» و در اينجا بيان‌ كرده‌ است‌.
مراد از «بشر» در آيه‌ كريمه‌، آدم‌(ع) و نسل‌ وي‌اند. البته‌ مجادله‌ فرشتگان ‌در اين‌باره‌ بود كه‌ چه‌كسي‌ در زمين‌ خليفه‌ ساخته‌ مي‌شود.
	سوره ص آيه  72
‏متن آيه : ‏
‏ فَإِذَا سَوَّيْتُهُ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِن رُّوحِي فَقَعُوا لَهُ سَاجِدِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس» اي‌ فرشتگان‌! «چون‌ او را استوار بپرداختم» يعني‌: چون‌ آدم‌ را به‌صورت‌ بشري‌ مصور ساختم‌ و اجزاي‌ وي‌ را برابر و استوار گردانيدم‌؛ «و در آن‌ از روح‌ خود دميدم» يعني‌: از روحي‌ كه‌ مالك‌ آن‌ هستم‌ و غير من‌ مالك‌ آن‌ نيست‌ و به‌ اين‌ ترتيب‌، او را بعد از آن‌كه‌ حياتي‌ در وي‌ نبود و جماد بي‌جاني‌ بود، زنده ‌گردانيدم‌ «سجده‌كنان‌ براي‌ او درافتيد» اين‌ دستور به‌ فرشتگان‌، سجده‌ تحيه‌ و شادباش‌ آنها براي‌ آدم‌ است‌، نه‌ سجده‌ عبادت‌.
 
	سوره طه آيه  41