سَ وَالْقَمَرَ رَأَيْتُهُمْ لِي سَاجِدِينَ)[يوسف: 4].
«پدرم! من در خواب ديدم كه يازده ستاره، و خورشيد و ماه در برابرم سجده مى‏كنند».
تأویل این خواب بعد از مدت طولانی، گفته شده بعد از مدت چهل سال، آنگاه که حضرت یوسف (ع) ادارة مصر را به عهده گرفته بود، به وقوع پیوست. [شرح السنه: للبغوي 12/231].
مثال خواب بد: مردی به سیعد بن مسیب گفت: در خواب دیدم که بر بام کعبه نماز می‌خوانم. سعید بن مسیب گفت: از خدا بترس و از گناه دوری کن. می‌پندارم که از دین خارج شده‌ای. [تفسير الواعظ:90].
قاعده بیست و هشتم:
رؤیای که مانند؛ سپیدة صبح آشکار شود نیاز به تعبیر ندارد:
این نوع خواب کمیاب است. غالباً مخصوص پیامبران، صادقان، شهدا و صلحا است و اساس آن صدق است. هر اندازه آدم با خدا در ایمانش، و یا با بندگان خدا در رفتارش صادق باشد، به همان اندازه خوابش صادق خواهد بود.
مانند خوابی که پیامبر دید و در آن مژده فتح مکه به او داده شد.
خداوند می‌فرماید: (‏ لَقَدْ صَدَقَ اللَّهُ رَسُولَهُ الرُّؤْيَا بِالْحَقِّ لَتَدْخُلُنَّ الْمَسْجِدَ الْحَرَامَ)[الفتح: 27].
«خداوند آنچه را به پيامبرش در عالم خواب نشان داد راست گفت; بطور قطع همه شما بخواست و مشيّت خدا وارد مسجد الحرام مى‏شويد».
و مانند خواب ابراهیم (ع) در مورد ذبح پسرش اسماعیل.
قاعده بیست و نهم:
رؤیا عامّه است اگر در مورد نشانهای هستی یا نشانهای ویژه و ممتاز باشد: نشانه‌های هستی مانند: خورشید گرفتگی، ماه گرفتگی، زلزله و باران.
نشانه‌های ویژه مانند: منارة مسجد، کعبه و مکانهای مقدس، يا آپارتمانهاي بلند، یا هر امر خیر یا شری که به امت اسلامی مربوط شود، و همچنین خواب حاکم مملکت یا خواب علماء. تبعات رؤیای عامّه متوجه شخص بینندة خواب می‌شود. یعنی؛ رؤیای عامّه شامل عموم و خصوص است.
مثال: 
از أنس (رض) روایت شده: که رؤیا پیامبر را به شگفتی وا می‌داشت و فرمود ص: «هل رأى أحد منكم رؤيا اليوم»: «کسی از شما امروز خواب دیده؟» عائشه (رض)  گفت: در خواب دیدم که سه ماه در حجرة من افتادند. پیامبر ص فرمود: «إن صدقت روياك دفن في بيتك ثلاثة هم أفضل ـ أو خير ـ أهل الأرض»: اگر خواب صادق باشد سه نفر از بهترین اهل زمین در منزل شما دفن خواهند شد. وقتی که پیامبر ص فوت کرد و در حجره‌ی عائشه دفن شد، ابوبکر (رض)  گفت: این، یکی از سه ماهت که بهترین آنها است، و بعداً ابوبکر و عمر (رض)  نیز در آنجا دفن شدند. [المستدرك: الحاكم: 3/60].
روایت شده که عمر (رض)  یک نفر قاضی را به شام فرستاد. قاضی در راه برگشت. عمر (رض)  گفت: چرا برگشتی؟ قاضی گفت: در خواب دیدم که خورشید و ماه با هم می‌جنگند، و ستاره‌ها برخی با خورشید هستند و برخی با ماه.
عمر (رض)  فرمود: شما با کدام یکی بودی؟ گفت: با ماه، عمر (رض)  فرمود: برو بیرون و هرگز برای من کار مکن، و سپس این آیه را تلاوت کرد: (فَمَحَوْنَا آيَةَ اللَّيْلِ وَجَعَلْنَا آيَةَ النَّهَارِ مُبْصِرَةً)[الإسراء:12].
«نشان شب را محو کردیم و نشان روز را تابان. این مرد در جنگ صفین در کنار اهل شام جنگید تا به قتل رسید». [اصابه: ابن حجر 1/656].
قاعده سی‌ام:
هر خوابی که تأویل آن به دلیل وجود رمزهای متضاد مشکل گردد، بر رمز واضح آن اعتماد می‌شود:
به رمزهای ضعیف توجه نمی‌شود چون شاید از خواب آشفته یا گفتار نفسانی باشد. هر گاه فهم رمزها دشوار گردید، نادیده گرفته می‌شوند و رمز مجهول بر معنای معلوم حمل می‌گردد.
مثال:
حجاج بن یوسف در خواب دید که دو جاریه از حورالعین از آسمان فرود آمدند. حجاج یکی از آنها را گرفت و دیگری به آسمان برگشت، حجاج به خوابش خوشحال شد و آن را بر ابن سیرین عرضه کرد. ابن سیرین گفت: دو جاریه دو فتنه هستند که یکی از آنها مهار می‌شود، و دیگری مهار نمی‌شود. حجاج فتنه ابن اشعث را مهار کرد، ولی فتنة ابن المهلب را نتوانست مهار کند.
در اینجا دو رمز وجود دارد یکی جاریه و دیگری حورالعین و آنها با هم متضاد هستند چون حورالعین هرگز از خیمه‌‌ها بیرون نمی‌روند، ولی این دو جاریه بر زمین فرو آمدند، پس به رمز واضح یعنی؛ جاریه توجه می‌شود و از آن، جور و ظلم فهم می‌گردد. پیامبر ص می‌فرماید: «ما تركت بعدي فتنة هي أضر على الرجال من النساء»: «هیچ فتنه‌ای بر جای نگذاشته‌ام كه خطرناک‌تر باشد از فتنه‌ی زنان بر مردان. پس حجاج فتنة یکی از دو جاریه را مهار کرد.
از ابن سیرین نقل شده که زنی از او سؤال کرد در مورد خوابی که در آن، مردی را با قید و زنجیر دیده است. ابن سیرین به زن گفت: چنین چیزی ممکن نیست چون قید ثبات در دین و ایمان است و غل کفر و خیانت، پیامبر ص فرموده است: «أحب القيدَ وأكره الغُلَّ والقيد ثبات في الدين» [مسلم].
قید را دوست دارم و از غلّ بیزارم. قید، ثبات در دین است. و امّا غلّ کفر و خیانت است، پس نمی‌شود مؤمن کافر باشد، زن گفت: به خدا قسم من این خواب را با حالت مناسب دیده‌ام و مثل اینست که حالا زنجیر و ساجور را در گردن او می‌بینم. «ساجور چوبی است که به گردن سگ می‌اندازند، قلاده» تا اسم ساجور را شنید ابن سیرین به زن گفت: بلی الآن فهمیدم چون ساجور از چوب است و چوب در خواب نفاق در دین است (كَأَنَّهُمْ خُشُبٌ مُّسَنَّدَةٌ)[المنافقون: 4].
«گوئي چوبهاي خشكي هستند كه به ديوار تكيه داده شده‌اند». پس ساجور و غلّ با هم جمع شده‌اند و هر کدام تأویلش نفاق و کفر و خیانت است و آن دو در تأویل قوی‌تر هستند از قید که تنها است و با او شاهدی دیگر که آن را تقویت کند وجود ندارد پس آن مرد کسی است که خود را به کسی غیر از پدر خود، و به قومی غیر از قوم خود نسبت می‌دهد، و ادّعا می‌کند عرب است و از آنها هم نیست. زن گفت: إنا لِلّه وإنا اِليه راجعون.
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:56.txt">قاعده سی و یکم: هرگاه در خواب مباشر و مسبب و ساکت جمع شدند حکم همة آنها یکی است مخصوصاً در مسأله زخم چشم</a><a class="text" href="w:text:57.txt">قاعده سی و دوّم: تمام مثلهای قرآن کریم و سنت نبوی اصول علم تعبیر هستند</a><a class="text" href="w:text:58.txt">قاعده سی و سوم: قرنیة خواب تکیه‌گاه تعبیر است</a><a class="text" href="w:text:59.txt">قاعده سی و چهارم: بیننده خواب سزاوارتر است نسبت به خواب خود از کسی که خواب به او دیده می‌‌شود هر چند سهمی در تعبیر داشته باشد</a><a class="text" href="w:text:60.txt">قاعده سی و پنجم: توافق جمعی بر یک رؤیا غالباً دلیل بر صحت آن است مادامیکه مخالف شریعت نباشد</a><a class="text" href="w:text:61.txt">قاعده سی و ششم: مخالفت رؤیا با شریعت، دلیل واضح بر بطلان آن است</a><a class="text" href="w:text:62.txt">قاعده سی و هفتم: دلالات ارقام در احلام حجت است</a><a class="text" href="w:text:63.txt">قاعده سی و هشتم: هر عصری تعبیر مخصوص به خود دارد و تعبیر بر حسب عصر و زمان صورت می‌گیرد</a><a class="text" href="w:text:64.txt">قاعده سی و نهم: نکتة قابل توجه در رؤیا، روش شما در تعبیر آنست، نه در بازگو کردن رؤیا</a><a class="text" href="w:text:65.txt">قاعده چهلم: تعبیر خواب از باب فتوی است</a></body></html>قاعده سی و یکم:
هرگاه در خواب مباشر و مسبب و ساکت 