› اگربراي زيارت پيامبر -صلي الله عليه وآله وسلم- آمده است، در روضه بخواند و اگر براي زيارت يكي از ائمه آمده است نزديك سرش بخواند و اگر اين دو ركعت را در مسجد همان مكان بخواند جائز است. و در خواندن اين دو ركعت بسوي قبر رخصت و اجازه داده شده است. اگر پشت بسوي قبله نمود و نماز خواند جائز است) [3].

 و در پايان، قبل از اينكه فراموش كنيم از حميت و غيرت تيجاني سپاسگزاري مي كنيم و حقا كه مردان درغيرت و صداقت اينچنين هستند.
---------------------------------------
[1] اين صفحه چاپ كتاب عربي تيجاني است ولي در ترجمة فارسي آن اين جمله را نيافتم. (مترجم )
[2] تيجاني دانست كه او شيعه است زيرا شيعه در تعلق به قبور، مردگان و نوحه خواندن نزد قبور معروف اند.
[3]  بحار الانوار (97/134).(26) در صفحة (123) مي گويد:

(و در اين زمينه ‹يعني زندگي صحابه› كتابهايي مانند. «أسد الغابة فى تمييز الصحابة» و «الإصابة فى معرفة الصحابه» و «ميزان الاعتدال» و ديگر كتابهايي كه از نظر اهل سنت و جماعت، بيوگرافي اصحاب را مورد نقد و بررسي قرار مي دهند مورد نگارش و تاليف قرار دادند).

كمي به عقب برگرديم وبه سخن تيجاني در پاسخ شماره نظري بيفكنيم تاسرماية علمي او را بشناسيم، علماي الازهر را دچار شگفتي نمود، بعد از آن، اين سخن تيجاني را در اين صفحه بخوانيم.

قبل از پاسخ، اشكالي ندارد، اين دو بيت شعر را كه به زبان حال الاغي گفته شده است، ياد آوري كنيم:

قال حمار الحكيم يوماً         لو أنصف [1] الدهر كنت أركب

فأنا جاهل بســـــيط         صاحبى جاهل مـــــركب

(روزي، الاغ حكيم گفت: اگر زمانه انصاف مي كرد من سوار مي شدم زيرا من جاهلي بسيط هستم اما صاحبم جاهلي مركب[2]  است.)

و به تيجاني دانشمندنما مي گوئيم: همة كتابها را اشتباه ذكر كردي.

اسد الغابة اسمش، (أسدالغابة في معرفة الصحابه) است و الإصابه، اسمش (الإصابة فى تمييز الصحابة) است اما در مورد (ميزان الاعتدال) امام ذهبي در مقدمه اش مي گويد: صحابه را بخاطر بزرگواريشان در اين تاليف ذكر نميكنيم زيرا ضعف از طرف راويان ديگر آمده است[3]. 

و در كتاب (ميزان الاعتدال) يك صحابي هم آورده نشده است پس چگونه، ميزان الاعتدال كتابي است كه بيوگرافي صحابه را مورد نقد و بررسي قرار داده است.

چقدر پاك و برجسته است پروردگاري كه در تو، دروغ، جهل و دانشمند نمايي را جمع نموده است.

        قدّر لرجلك قبل الخطو موضعها             فمن علا زلقاً عن غرةِ زَلَجا

(قبل از اينكه قدمي برداري، جاي آن را معين كن كسيكه از مكان لغزنده اي بالا رود بر اثر بي تجربگي و غفلت مي لغزد و سقوط ميكند).
---------------------------------------
[1] ملاحظه: دهراز خودش هيچ تصرفي ندارد بلكه بدست هر گونه بخواهد مي گرداند.
[2] جاهل مركب كسي است كه نمي داند كه نمي داند كه نمي داند بقول شاعر:
هركس كه نداند كه نداند         در جهل مركب ابد الدهر بماند.      مثل تيجاني (مترجم)
[3] ميزان الاعتدال ص (2) و كساني را كه در مورد صحابه بودن آنها اختلاف شده است ذكر كرده است مثل بربن ارطأة ومروان وترجيح داده است كه ايندو صحابي نيستند.دروغگويان را بشناسيد
[پاسخي كوتاه به دروغ هاي تيجاني]

نويسنده:
عثمان خميس ناصري

مترجم:
جعفر تقي زاده(27) در صفحه (126) مي گويد:

(و محبت و مودتشان را بر هر مسلماني در مقابل پاداش رسالت محمدي واجب دانسته).

هدف تيجاني اينست كه: محبت اهل بيت، پاداش رسالت محمدي است و به اين آيه استدلال ميكند كه خداوند مي فرمايد:

 ﴿قُلْ لا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى﴾. (الشورى: 33)

از حضرت ابن عباس-رضي الله عنهما- پرسيده شد. سعيد بن جبير مي گويد: من گفتم معني اش اينست كه يعني هيچ اجري نمي خواهم مگر اينكه به خويشاوندان محمد، محبت كنيد. حضرت عبدالله بن عباس مي فرمودند: در قضاوت عجله نمودي، هيچ گروهي از قريش نيست. مگر اينكه رسول خدا -صلي الله عَليه و آله و سلم- با آنها قرابت و خويشاوندي دارد. سپس ابن عباس-رضي الله عنهما- فرمود: معني آيه چنين است. كه از شما، پاداش رسالتم را نمي خواهم فقط بخاطر خويشاوندي كه بين من و شما است با من محبت كنيد[1].

ابن تيميه رحمه الله مي فرمايد: دليل آن، اينست كه خداوند نفرمود الا المودة لذوي القربى (مگر محبت خويشاوندي) چنانچه خداوند در اين آيه مي فرمايد:

﴿وَاعْلَمُوا أَنَّمَا غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِي الْقُرْبَى﴾. (لأنفال: 41)

«آنچه شما غنيمت مي گيريد، خمس آن، از آن خدا، رسول خدا و خويشاوندان رسول خدا است».

و اين مفهوم از اينجا، آشكار تر مي شود كه رسول خدا -صلي الله عَليه و آله و سلم- براي رسالتش اصلاً پاداش نمي خواهد بلكه پاداش او را خداوند مي دهد همچنانكه پيامبران ديگر اين سخن را ميگفتند و رسول خدا كامل ترين آنها ست [2] و تمام آياتي كه در قرآن در مورد حقوق خويشاوندان پيامبر و خويشاوندان انسانها وارد شده است در آنها كلمه ﴿ذوي القربي﴾  (خويشاوندان) آمده است وكلمه (في القربي) كه بمعني (خويشاوندي) است نيامده است. علاوه بر اين پيامبر -صلي الله عَليه و آله و سلم- بطور قطع براي رسالت و پيامبريش، (از مردم) پاداش نمي خواهد بلكه اجر و پاداش خودش را از خداوند -جل جلاله- مي خواهد چنانچه در قرآن كريم آمده است. 

﴿قُلْ مَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ وَمَا أَنَا مِنَ الْمُتَكَلِّفِينَ﴾.  (ص: 86) 

«اي رسول خدا! به مردم بگو من در مقابل تبليغ رسالتم از شما پاداشي نمي خواهم و از  طرف خود چيزي نمي گويم».

در جائي ديگر خداوند -جل جلاله- مي فرمايد:

﴿قُلْ مَا سَأَلْتُكُمْ مِنْ أَجْرٍ فَهُوَ لَكُمْ إِنْ أَجْرِيَ إِلاَّ عَلَى اللَّهِ﴾.  (سـبأ: 47) 

«اي رسول خدا ! به مردم بگو پاداشي كه از شما خواستم، براي خودتان باشد، فقط خداوند پاداشم را مي دهد».

همچنين خداوند -جل جلاله- مي فرمايد:

﴿وَمَا تَسْأَلُهُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِلْعَالَمِينَ﴾.  (يوسف: 104) 

«و تو از مردم در برابر تبليغ رسالت، پاداشي نمي خواهي و اين قرآن فقط ياد آوري براي جهانيان است».

﴿قُلْ مَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِلَّا مَنْ شَاءَ أَنْ يَتَّخِذَ إِلَى رَبِّهِ سَبِيلاً﴾.  (الفرقان: 57) 

«اي رسول خدا به مردم بگو: من در برابر تبليغ رسالتم از شما پاداشي نمي خواهم مگر كسي كه بخواهد راه خدا را انتخاب نمايد».(يعني هدايت شما كافي است مزدي ديگر از شما نمي خواهم).

و در پايان بايد گفت: محبت اهل بيت، پاداش رسالت نيست بلكه محبت آنها از اموري است كه خداوند -جل جلاله- ما را به آن دستور داده و امر كره است.
-----------------------------------
[1] فتح الباري ـ كتاب التفسيرـ باب إلا المودة في القربي حديث شماره (4818).
[2] منهاج السنة ج4 ص25.(28) در صفحة 128ـ 129 مي گويد:

(اصحاب در صلح حديبيه، ولي بعضي از اصحاب، اين رفتار پيامبر را نپسنديدند و به شدت با پيامبر مخالفت كردند.)

و بعد از آن سخن عمر -رضي الله عنه- را ياد آوري ميكند.

(عمر گفت: آيا ما 