ربي است در كتاب فارسي اين مطلب را نيافتم. (مترجم)
[2] الكافي(1/264).
[3] بحار الانوار(26/66).
[4] الكافي (1/393).    
[5] بحارالأنوار (26/358).(16) ودر صفحه 283 ميگويد: 

زيرا اهل سنت معتقدند كه در اختلافشان رحمت است. بنابر اين مالكي حق دارد كه اگر حل مشكلش نزد امام مالك پيدا نشد، به رأي ابو حنيفه عمل كند. 

بله! مالكي اين حق را دارد كه به رأي ابو حنيفه عمل كند البته زماني كه براي وي آشكار گرديد كه حق با ابو حنيفه است زيرا اهل سنت براي هيچ كسي بعد از رسول خدا -صلي الله عليه وآله وسلم- ادعاي عصمت نميكنند. 

اما اينكه هر وقت حل مشكلش را يافت به رأي ابو حنيفه عمل كند. اهل سنت به چنين سخني معتقد نيستند، اگرچه بعضي از نادانان اين كار را ميكنند اما اينكه عمل عده اي نادان  را اعتقاد اهل سنت بدانيم، اين تهمت وافترائي بيش نيست. چرا تيجاني يكي از علماء اهل سنت را ذكر نكرده كه چنين اعتقادي داشته باشد. 

سليمان تيمي ميگويد: اگر به رخصت هر عالمي عمل كني همه شر وبدي در تو جمع مي شود و بدنبال سخن وي، ابن عبدالبر ميگويد: اين اجماعي است كه در آن اختلافي سراغ ندارم[1].  واما او زاعي ميگويد: كسيكه به اقوال شاذ ونادر علماء عمل كند از اسلام خارج مي شود [2].

وامام شاطبي، اجماع علماء را نقل كرده است كه پيروي كردن از رخصت (مسائل آسان) مذاهب بدون دليل شرعي، فسق و حرام است[3].

اين بزرگان اهل سنت اند واين هم اعتقاد آنها است نه آنچه تيجاني ادعا مي كند. 

(17) تيجاني در صفحه 303 ميگويد: 

خداوند مي فرمايد: ﴿ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتَابَ الَّذِينَ اصْطَفَيْنَا مِنْ عِبَادِنَا﴾. (سپس علم كتاب را به كساني از بندگان داديم، كه آنان را گلچين كرده وبر گزيديم).

وبي گمان كسي كه خداوند او را بر گزيده وانتخاب كرده است، معصوم از خطا است. واين همان آيه بود كه امام رضا ـ از امامان اهل بيت عليهم السلام ـ در مجلسي كه خليفه عباسي از علما دانشنمدان برگزار كرده بود، بدان استدلال كرد وبراي آنها ثابت نمود كه مقصود از برگزيدگان خدا ـ در آيه ـ ائمه اهل البيت هستند، و آنها هم اقرار نموده واين سخن را مورد تصديق قرار دادند. 

اين داستان هم مثل داستانهاي ديگر دروغ وساختگي است و واقعيت اينست كه شيعه چيزي بجز اين داستانهاي ساختگي ندارد وبوسيله همين داستانها احساسات پيروان خود را تحريك ميكنند اما حقيقتي كه قابل پيروي باشد، نزد آنها وجود ندارد واصلا آنها دليلي ندارند كه اين آيه در مورد حضرت علي -رضي الله عنه- وفرزندانش  نازل شده است تازه در اين آيه دليلي وجود ندارد كه فرد بر گزيره بايد امام جهانيان باشد. خداوند به زبان پيامبري از بني اسرائيل در مورد طالوت مي گويد: ﴿إِنَّ اللَّهَ قَدْ بَعَثَ لَكُمْ طَالُوتَ مَلِكاً قَالُوا أَنَّى يَكُونُ لَهُ الْمُلْكُ عَلَيْنَا وَنَحْنُ أَحَقُّ بِالْمُلْكِ مِنْهُ وَلَمْ يُؤْتَ سَعَةً مِنَ الْمَالِ قَالَ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَاهُ عَلَيْكُمْ﴾. (البقرة: 247). (خداوند طالوت را براي زمامداري شما فرستاده است، آنها گفتند: چگونه او بر ما حكومت داشته باشد در حاليكه ما براي حكومت سزاوارتريم و توانايي مالي هم ندارد. گفت: خداوند او را بر شما برگزيده است). در اينجا خداوند طالوت را بر گزيد و او معصوم نبود و زمامداري بود كه دو پيامبر، حضرت داود و شمويل همراه وي بودند[4].
-------------------------------------
[1] جامع البيان العلم وفضله (2/91).
[2] سير أعلام البنلاء (7/ 125 ).
[3] الموافقات (4/134).
[4] به تفسير (الصافي) (1/247) كاشاني مراجعه كنيد.بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

حمد وسپاس از آن خداوند -جل جلاله- است، او را سپاس گفته و از او استعانت جسته وطلب بخشش مي نماييم و از بدي نفسها و اعمال بدمان به او پناه مي بريم، كسي را كه خداوند -جل جلاله- هدايت نمايد هيچ كسي او را گمراه نمي كند و كسي را كه خداوند -جل جلاله- گمراه نمايد، هدايت نمي شود.

و گواهي مي دهم كه هيچ معبود بحقي بجز خداي يكتا نيست، او يگانه است و هيچ شريكي ندارد و گواهي مي دهم كه محمد -صلي الله عَليه و آله و سلم- بنده و فرستادة خداوند -جل جلاله- است.

 }يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ وَلا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَأَنْتُمْ مُسْلِمُونَ{.  (آل عمران:102). [1] 

}يَا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ وَاحِدَةٍ وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَبَثَّ مِنْهُمَا  رِجَالاً كَثِيراً وَنِسَاءً وَاتَّقُوا اللَّهَ الَّذِي تَسَاءَلُونَ بِهِ وَالْأَرْحَامَ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلَيْكُمْ رَقِيباً{ .  (النساء:1). [2]

}يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَقُولُوا قَوْلاً سَدِيداًَ * يُصْلِحْ لَكُمْ أَعْمَالَكُمْ وَيَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَمَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ فَازَ فَوْزاً عَظِيماً{.   (الأحزاب:71) 

«اي كساني كه ايمان آورده ايد از خدا بترسيد وسخن حق و درست بگوييد، خداوند اعمال شما را اصلاح ميكند و گناهانتان را مي بخشد و كسي كه از خدا و پيامبرش فرمانبر داري كند بتحقيق كه به پيروزي و كاميابي بزرگي دست مي يابد».

اما بعد، ، منهج علمي در بحث و طرح قضايا، دليل حسن نيت، سلامت فطرت و پاكي وجدان است و اين مسئله اي است كه بسياري از نويسندگان معاصر فاقد آنند، و اين جاي شگفتي ندارد زيرا پيامبر اكرم -صلي الله عَليه و آله و سلم-، اين پيشين گويي را كرده اند. حذيفه بن يمان -رضي الله عنه- مي فرمايد:

رسول خدا -صلي الله عَليه و آله و سلم- دو حديث براي ما بيان نمودند، يكي از آنها را مشاهده كرده ام و منتظر ديگري ام، ايشان فرمودند:

«امانت در ريشه دلها جاي گرفت سپس قرآن نازل شد، مردم از قرآن و سنت هم آموختند. بعد از آن، در مورد رفع امانت صحبت فرمودند كه فرد مي خوابد و امانت از قلبش برداشته مي شود و اثري بسيار ضعيف از آن مي ماند، وقتيكه امانت از قلبش برداشته مي شود، اثرش مثل آبله بسيار كوچك باقي است مثل اينكه اخگري برپايت حركت دهي، اثر آن را خيلي ضعيف و ناچيز، مشاهده مي كني و چيزي ديگر نيست».

راوي مي گويد: سپس آنحضرت صلي الله عَليه و آله و سلم سنگريزه اي برداشته و بر پايش حركت دادند، و فرمودند:

«بعد از آن مردم، پي درپي مي آيند بطوريكه كمتر كسي پيدا مي شود كه امانت را برگرداند تا اينكه گفته مي شود در فلان قوم فردي امين وجود دارد تا جائيكه به وي گفته مي شود چه مرد قوي، خوب و انديشمندي است ! در حاليكه در قلبش به اندازه دانه خردل ايمان وجود ندارد».[3]                 

اهل بدعت در ساير عصور اسلامي چقدر تلاش نمودند تا در عدالت اصحاب پيامبر -صلي الله عَليه و آله و سلم- شك و شبهه ايجاد نمايند و علماء بزرگ امت را متهم نمايند اما پروردگار در كمين است.

}   اِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصَادِ.{  (الفجر:14) 

هر اندازه بدعت سازان و گمراهان، حق را با باطل در مي آميزند، فريبكاري مي كنند، بلكه دروغ مي گويند و دست به تزوير و تحريف مي زنند. البته بضاعت آنها