 البته قابل ياد آوري است كه مؤلف در اين كتاب در صدد پاسخ دادن تيجاني نبوده مگر در مواردي اندك كه به بعضي از ياوه هاي تيجاني پاسخ داده است. بنده در ترجمه سعي نمودم عبارت هاي تيجاني را از كتابهاي فارسي نقل كنم و شمارة صفحات كتابهاي فارسي كه بنياد معارف اسلامي قم چاپ و نشر نموده است، را ذكر كنم تا در صورتيكه خوانندة فارسي زبان خواسته باشد، به آنها مراجعه كند. براي وي آسان گردد.

اميدوارم اين كتاب براي خوانندگان محترم مفيد واقع گردد و خداوند آنرا در ميزان حسناتم قرار دهد.   

در پايان از خوانندة گرامي تقاضاي دعاي خير دارم.

والسلام

جعفر تقي زاده(62) ودر صفحه 197 مي گويد[1]: 

(بعنوان مثال حديث: (الخلفاء من بعدي اثنا عشر كلهم من قريش). وفي رواية: (كلهم من بنى هاشم). 

(خلفاء بعد از من دوازده نفرند، همه آنها از قريش ودر روايتي همه آنها از بني هاشم اند). اين حديث را بخاري، مسلم وهمه صحاح اهل سنت روايت كرده اند). 

دروغ ودروغگويان را خداوند لعنت كند. اين حديث، حديث معروفي است اما اين لفظ آن نيست بلكه لفظ معروف آن عبارتست از: 

(لايزال أمر الناس ماضياً ما وليهم اثناعشر رجلاً كلهم من قريش) . ( امرمردم همچنان ادامه دارد تا دوازده مرد كه همگي از قريش اند حكومت نمايند[2]). 

الفاظ ديگري هم وجود دارد كه ما اين الفاظ را باذكر مصادرشان مي آوريم. 

(ان هذا الامر لا ينقضى حتي يمضى فيهم اثناعشر خليفه كلهم من قريش)[3].

(اين دين به پايان نميرسد تادر ميان آنها دوازده خليفه نيايد وهمه آنها از قريش اند). 

(لايزال الاسلام عزيزا الي اثني عشر خليفه كلهم من قريش ) [4].

(اسلام همچنان تا دوازده خليفه كه همه از قريش اند، عزيز است). 

(لايزال الدين قائمأ حتى تقوم الساعة أو يكون عليكم اثناعشر خليفة كلهم من قريش)[5].

(دين همچنان پابر جاست تا قيامت برپا شود يابر شمادوازده خليفه بيايند كه همه شان از قريش است). 

(لايزال هذا الدين عزيزاً منيعاً إلى اثني عشر خليفة كلهم من قريش)[6].

(اين دين همچنان غالب ومستحكم است تا دوازده خليفه بيايند وهمه آنها از قريش اند). 

خواننده گرامي! حتما شما دو مطلب را ملاحظه نموديد: 

(1) اختلاف لفظي كه ميان روايت مسلم ونقل تيجاني وجود دارد. 

(2) درهيچ يك از اين روايات جمله (كلهم من بني هاشم)[7] وجود ندارد. واين جمله را تيجاني از جيبش بيرون آورده واز جمله دروغهاي بي پايانش است. 

اما مسئله اول يعني لفظ حديث، برهيچ خردمندي پوشيده نيست كه لفظ حديث، به دلائل زير بر هدف تيجاني دلالت نمي كند: 

(1) الفاظ حديث دلالت ميكنند كه اين دوازده نفر، برمردم حكومت ميكنند وامير آنها ميشوند واين مطلب در حديث آشكار است. 

(2) از ائمه دوازه گانه شيعه فقط حضرت علي و حسن -رضي الله عنهما- حكومت كردند. 

(3) پيامبر  -صلي الله عليه وآله وسلم- در اين حديث مي گويد: دين همچنان غالب، توانا واستوار باقي مي ماند تا حكومت دوازده خليفه بپايان رسد وبه اعتقاد شيعه، امام دوازدهم هنوز نيامده است با وجود اينكه امروز مسلمانان در ذلت وضعف بسر مي برند تا جائيكه كفار برآنها مسلط شده وبه بدترين وجهي آنها را شكنجه ميكنند و خداوند مي داند كه به پيامبر -صلي الله عليه وآله وسلم- دروغ گفته نميشود وپيامبر -صلي الله عليه وآله وسلم- هم دروغ نميگويد. 

اينجا اين سؤال مطرح ميگردد كه پيامبر  -صلي الله عليه وآله وسلم- مي فرمايد: دوازده نفر حكومت ميكنند وامور مسلمين را بدست ميگيرند وتعداد ائمه شيعه هم دوازده نفر است آيا اين تساوي عدد صرفاً يك مسئله اتفاقي است؟ 

در پاسخ بايد گفت: خير، اين مسئله تصادفي واتفاقي نيست وشيعيان اوليه اعتقاد به امامت دوازده نفر نداشتند به همين خاطر هم به گروههاي زيادي تقسيم شدند. گروهي از شيعه، تنها به امامت حضرت علي -رضي الله عنه- اعتقاد دارند وهمينجا توقف ميكنند وآنها را سبئيه ميگويند وگروهي امامت حضرت علي، حسن، حسين ومحمد بن علي را مي پذيرند وتوقف ميكنند واينها را كيسانيه ميگويند وگروهي ديگر به امامت تا جعفر صادق  اعتقاد  دارند وتوقف مي كنند وبالاخره گروهي به امامت مهدي منتظر اعتقاد دارند وآنها اثناعشري هستند. وگروههاي ديگر واختلافات زيادي ميان آنها وجود دارد، براي شناخت بيشتر به كتاب (فرق الشيعة) نوبختي، مراجعه كنيد. 

وشما اي خواننده گرامي! مشاهده ميكنيد كه اعتقاد به دوازده امام خيلي دير هنگام در ميان تشيع پيدا شد واصلاً اين فرقه اثنا عشري ميان متقدمين شيعه وجود نداشت پس اينگونه احاديث، بعد از وفات رسول اكرم -صلي الله عليه وآله وسلم-، بلكه بعد از وفات بيشتر ائمه شيعه ساخته ووضع شده است. 

در نتيجه براي خواننده گرامي آشكار گرديد كه شيعه اين عدد را مساوي با آنچه در حديث رسول خدا  -صلي الله عليه وآله وسلم- آمده است، قرار دادند. 

ودر پايان بايد گفت: كه در روايت صحيح آمده است كه (كلهم من قريش)[8]. وچنين نيست كه پيامبر خدا -صلي الله عليه وآله وسلم-، عام تر را ذكر كند وهدفش، خاص تر باشد. اين خلاف فصاحت  وبلاغت است درحاليكه پيامبر صلوات الله وسلامه عليه، فصيح ترين وبليغ ترين انسانها است. 

بعنوان مثال اگر اعلان كنيم كه هر فرد عرب را صد دينار ميدهيم وفردي مصري نزد ما بيايد، بگوئيم نه، هدف ما هر سوريه اي است، آيا وي مارا متهم به ناداني وناتواني در گفتار نميكند ونميگويد پس چرا نميگوئيد هر سوريه اي را صد دينار مي دهيم؟ واگر هدف پيامبر -صلي الله عليه وآله وسلم- حضرت علي-رضي الله عنه- و فرزندانش مي بود، مي گفت: آنها علي وفرزندانش  هستند وتازه اگر پيامبر -صلي الله عليه وآله وسلم- ميگفت: همه اين خلفاء از بني هاشم، هستند چنين سخني هم بليغ نبود زيرا فرزندان هاشم بسيارند وقريش از آنها بيشترند در حاليكه روايت در مورد قريش آمده است. و اگر تيجاني وديگران به خاطر مناسبت عدد، به اين حديث استدلال ميكنند، در مورد حديثي كه مسلم در صحيحش روايت كرده است كه رسول اكرم -صلي الله عليه وآله وسلم- فرمود: در امت من دوازده نفر منافق است[9]، چه تفسيري دارند؟ 

(63) ودر صفحه 274 مي گويد: 

(بخاري در صحيح خود در كتاب (وصايا) ومسلم نيز در صحيح خود در كتاب (الوصية) نقل كرده اند كه در حضور عائشه ذكر شد كه پيامبر، سفارش علي را كرده است واو را جانشين خود قرار داده است). 

تيجاني حديث را سانسور كرده وناقص آورده است (عامله الله بمايستحق). وكار تيجاني مانند كسي است كه اين آيه را مي بينيد سوره بقره آيه (111) ﴿وَقَالُوا لَنْ يَدْخُلَ الْجَنَّةَ إِلاَّ مَنْ كَانَ هُوداً أَوْ نَصَارَى تِلْكَ أَمَانِيُّهُمْ قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ﴾[10]. آيه را قطع ميكند وميگويد: آيا در قرآن نيامده است كه ﴿وَقَالُوا لَنْ يَدْخُلَ الْجَنَّةَ إِلاَّ مَنْ كَانَ هُوداً أَوْ نَصَارَى﴾. (فقط يهود ونصاري وارد بهشت ميشوند) وآيه را تكميل نميكند وپاسخ خداوند را ذكر نميكند. 

اينجا، تيجاني تلاش نموده است تا با حديث چنين برخوردي نمايد او ميگويد: در حضور عائشه ذكر ش