گهاي تبليغاتي و رواني در مدينه و توطئه هاي مختلف، همه و همه براي خاموش كردن نور اسلام انجام گرفت اما كفر و نفاق نتوانست را ه به جاي ببرد.

خطر ناك ترين پديده، پديدة  نفاق بود كه براي اولين بار در مدينه اظهار وجود نمود، گروهي به ظاهر لباس اسلام را در تن كرده بودند و نام اسلام را با خود به يدك ميكشيدند، از پشت به اسلام خنجر ميزدند، ريشة اين گروه از يهود سرچشمه ميگرفت، همان كسانيكه قرآن آنها را دشمن سرسخت  اسلام و مسلمين ناميده است آنجا كه ميگويد:

﴿لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَدَاوَةً لِلَّذِينَ آمَنُوا الْيَهُودَ﴾. (المائدة: 82) 

آنها چندين بار نقشه ترور شخص رسول خدا -صلي الله عَليه وآله وسلم- را ريختند، مسمومش كردند، خاصتند او را ترور شخصيت نمايند، به وي تهمت زدند، به همسرگراميش حضرت عايشه صديقه -رضي الله عنها- تهمت زدند، در جنگ احد از وسط راه برگشتند، در غزوة خندق خيانت كردند و به احزاب مخالف اسلام پيوستند، جنگ هاي تبليغاتي و رواني مختلفي براه انداختند اما وجود مبارك شخص رسول خدا -صلي الله عَليه و آله و سلم- و بيداري و آگاهي شاگردان راستين مكتب او، صحابه و ياران با وفايش -رضي الله عنهم- باعث شد كه توطئه هاي آنها نقش بر آب  شود و همة توطئه ها به شكست انجامد. 

اما يهوديان بيكار ننشستند، عبدالله بن سبا يهودي را علم كردند و او فتنه هاي متعددي برپا كرد، در اولين فتنه، خليفة سوم رسول خدا -صلي الله عَليه وآله وسلم-، حضرت عثمان بن عفان -رضي الله عنه- به شهادت رسيد، بعد مسئله الوهيت حضرت علي -رضي الله عنه- را مطرح كرد كه حضرت علي -رضي الله عنه- بسياري از طرفدارانش را در آتش سوزاند.

وقتي همة تلاشهايشان براي نابودي اسلام دچار شكست گرديد و اسلام روز بروز قدرت مي گرفت و آنها توانايي مواجهه و روياروي با اسلام را بطور مستقيم در خود نمي ديدند، بعد از اينكه توطئه ها كردند اينبار خواستند تا مبلغان و شاهدان اسلام، همان كساني را كه پيامبر اكرم -صلي الله عَليه وآله وسلم- آنها را براي تبليغ اسلام به جاهاي مختلف فرستاد، خدشه دار نمايند تا بدينصورت اعتماد مردم را نسبت به اسلام و قرآن ضعيف نمايند و از طرفي ديگر در نهايت رسول خدا -صلي الله عَليه وآله وسلم- زير سؤال رود كه چگونه چنين افرادي را مسئول تبليغ دينش قرار داد و به آنها اعتماد كرد و چگونه شاگرداني تربيت نمود؟

براي رسيدن به اين هدف، دست به تبليغات وسيعي عليه صحابة رسول خدا -صلي الله عَليه وآله وسلم- زدند، ازخانواده و نزديكترين افراد به رسول خدا -صلي الله عَليه و آله و سلم- آغاز نمودند، حضرت عايشه -رضي الله عنها-، همسر گرامي و نزديكترين فرد رسول خدا -صلي الله عَليه و آله و سلم- را تهمت زدند و بعد ها همة كارهايش را زير سؤال بردند و بدنبال آن دو پدر خانم رسول اكرم -صلي الله عَليه و آله و سلم- حضرت ابوبكر -رضي الله عنه-، يار غار و ياور رسول خدا -صلي الله عَليه و آله و سلم- در سفر و حضر و حضرت عمر -رضي الله عنه-، اين حامي بزرگ و وزير رسول خدا -صلي الله عَليه و آله و سلم- را در ايمان و تقوايشان متهم نمودند، داماد رسول خدا -صلي الله عَليه و آله و سلم-، حضرت عثمان -رضي الله عنه-، همان كسي را كه رسول خدا -صلي الله عَليه و آله و سلم- دو دخترش را به نكاحش در آورد و فرمود اگر دختر سومي مي داشتم به نكاح حضرت عثمان-رضي الله عنه- در مي آوردم را تهمت زدند افتراها به او بستند و او را مرتد خواندند و بطور كلي همة عشرة مبشرة مهاجرين و انصار و اهل بيعت رضوان را مورد حمله قرار دادند، و بجز افرادي اندك يعني حدود سه تا پنج نفر كه در پشت آنها پناه بگيرند، هيچ كسي را باقي نگذاشتند.

اما نواياي شوم آنها هر از چند گاهي خود را بروز داد و اگر چه توانستند با شعار هاي فريبندة خود بعضي از ساده انديشان و ساده لوحان را فريب دهند اما عموم مسلمانان همچنان آگاه و بيدار ماندند و كساني كه حوادث تاريخ را دنبال كنند و كارهاي آنها را بررسي نمايند به نواياي آنها پي خواهند برد در زماني كه دولت عثماني مشغول جنگهاي صليبي بود، آنها در ايران توسط شاهان صفوي جنگي ديگر عليه اسلام در مرزهاي شرقي دولت اسلامي براه انداختند و بدينطريق دولت عثماني را از دو طرف در گير جنگ نمودند خواجه نصيرالدين طوسي و محمد بن علقمي، دو تن از بزرگان آنها، زمينه را براي ورود تاتار به بغداد فراهم كردند و باعث شدند تا صدها هزار مسلمان كشته شود و به هزاران زن تجاوز شود و هلاكو خان آن همه مصائب را بر سر مردم بغداد آورد و سر انجام اين دو تن را جزء  وزراء و مقربين خويش قرار داد. مشت نمونة خروار است، كساني كه با تاريخ  و حركت هاي باطني آشنايي دارند خوب اين مطالب را مي دانند كه اين مقدمه گنجايش ذكر آنها را ندارد.

و هم اينك با يافتن فرصتي ديگر، در زماني كه بيداري اسلامي اخيراً مي رفت تا دنياي كفر و استعمار را متزلزل نمايد، آنها بين مسلمين تفرقه انداختند، و با نفاق و شيطنت همه جا براي مسلمانان مشكلاتي ايجاد نمودند،

دهها تن از علماي اهل سنت را در ايران به خاك و خون كشيدند و صدها نفر ديگر را آواره كردند، مساجد را تخريب نمودند و با تخريب مسجد شيخ فيض و گلوله باران كردن نماز گزاران در مسجد مكي يهود و هندوها را روسفيد كردند.

و خطرناك تر از همه هزاران كتاب و جزوه عليه، اسلام و مقدسات اهل سنت  بويژه صحابه -رضي الله عنهم- چاپ و نشر نمودند.

و در اين راستا فردي بنام تيجاني علم كرد تا همة مقدسات اهل سنت، بويژه صحابة رسول خدا -صلي الله عَليه و آله و سلم- را زيرسؤال ببرد، وي خود را فردي سني معرفي مي كند كه با تحقيق شيعه شده است وكتابهايي به زبان عربي نوشته كه در ايران اين كتابها به زبان فارسي ترجمه شده و در سطح وسيعي توزيع گرديده، اين طرفداران وحدت !!! در حالي اين كتب را توزيع كردند كه اگر كسي در اينمورد صحبتي مي كرد روانة  زندان مي شد بعنوان نمونه به مولوي ابراهيم دامني و تعدادي ديگر ميتوان اشاره كرد كه هنوز در زندان بسر مي برند، بگذاريد سخن را خلاصه كنم آقاي تيجاني كتابهايش را از دروغ تهمت و افتراء پر نموده است اصلاً خجالت نمي كشد گويا همة خوانندگان كتابهاي تيجاني در تصور وي افرادي احمق و نادان هستند به همين خاطر خيلي راحت دروغ ميگويد و از احاديث ضعيف و ساختگي براي رسيدن به اهداف شومش استدلال مي كند.

در پاسخ به ياوه هاي تيجاني، كتابهاي مختلفي به زبان عربي مثل (الانتصار) و (بل ضللت) و (كشف الجاني محمد التيجاني) نوشته شده است، از آنجائيكه همة كتابها به زبان عربي بودند و خوانندة فارسي زبان به آنها دسترسي نداشت بنده كتاب اخير يعني (كشف الجاني محمد التيجاني) را كه بسيار مختصر تر از بقيه كتب بود ترجمه نمودم تا برادران فارسي زبان با بعضي از دروغ ها و تهمت هاي تيجاني آشناشده و ارزش كتابها و گفته هاي تيجاني را بدانند. مؤلف محترم در اين كتاب بعضي از دروغ هاي تيجاني را برشمرده و به تناقض گويي هاي وي اشاره كرده است