ت اسلام تجديد شود و آب رفته به جوي بازآيد.
از خدا مي خواهم كه اين تحقيق، در اتحاد متين و اتفاق راستين مسلمين و تقريب قلوب مؤمنين مؤثر افتد. اللهمَّ آمين وَمَا تَوْفِيقِي إِلا بِالله عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ. و إِنْ أُرِيدُ إِلا الإِصْلاَحَ مَا اسْتَطَعْتُ ولا حَوْلَ وَلا قوَّةَ  إلا بِالله العَلِيّ  العَظِيم.
بزودي نه دير آرَد اين نخل بار 	اگر يار باشد جهان كردگار

حيـدر علـي قلمـداران
از خواننده التماس دعا دارممهتمرين و بزرگترين علت تفرقه و جدايي و خصومت و دشمني مسلمانان با يكديگر مسئلة خلافت و جانشيني پيغمبر است كه از صدر اول و روزهاي نخستين پس از رحلت رسول خدا (ص) زمينة آن فراهم شد و بر اثر جهل و تعصب مسلمين و تحريك دشمنان اسلام تقويت گرديد تا اينكه در قرنهاي بعد زماناً بعد زمان شدت يافت و آنان را به صورت دشمناني خونين در مقابل يكديگر قرار داد و صحنه هايي ننگين از جنگ و جدال و خصومت و قتال به وجود آورد كه صفحات تاريخ را به رسوايي سياه كرد، به طوري كه امروز هر يك از فرق مسلمين با دشمناني چون يهود و نصاري بهتر امكان آميزش و معاشرت دارند تا با يكديگر كه به نص كتاب آسماني با هم برادر و برابرند، هرچند گرد و غبار حقيقت پوشي كه در طي قرون از اين جدال و قتال بر انگيخته شده است مانع بزرگ و سختي است كه بتوان چهرة حقيقت را چنانكه بايد نمود و فرقه هاي مختلف را بايكديگر آشنا كرد و آب رفته را به جوي باز آورد، ليكن ما به ياري خدا در حد توان در اين راه مي كوشيم، باشد كه به فضل الهي چراغي روشن در اين راه تاريك و باريك برافروزيم و برادران مسلمان خود را ـ البته آنانكه طالب حق و جوياي حقيقتند ـ از آنچه خداي بزرگ از فضل ورحمت خود ما را بدان رهبري فرموده، آگاه نماييم شايد پس از گذشت زمان و آگاهي آنان از نيرنگ و سياست دشمنان و چشيدن طعم تلخ اين همه بليات و مصيباتي كه در نتيجة اين اختلافات دامنگير آنان شده به خود آيند و قبل از آنكه آبشان از سر بگذرد و طومار وجودشان درهم نور ديده گردد به سوي شاهراه عزت و سعادت و شوكت و سيادت و اتحاد خود بازگردند و مصداق آية شريفة: "كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ = شما برترين امتيد كه براي هدايت مردم انتخاب شديد" (آل عمران/ 110) شوند. و اگر خداي ناكرده خروش سيلهاي سهمگين اين همه حوادث ناگوار و امواج هلاكت بار اينهمه طوفانهاي بلا در قرون و اعصار با اين بيدارباشهاي هوش افزا و هشدارهاي بي روي و ريا اثري نكرد و باز هم تعصبات جاهلي و تفرقه هاي مذهبي و قومي به وساوس شيطاني و دسائس دشمنان ديني همچنان آنان را در گمراهي و ضلالت آشكار نگاه داشت، باري ما در نزد پروردگار خود از اين جهت معذور بوده و در سعي و كوشش خود از آن رو كه توأم با تحمل رنج و آلام روحي از تهمت و دشنام و بهتان و افترا و................ خواهد بود از او اميد اجر داريم، انشاء الله.  "وَإِذْ قَالَتْ أُمَّةٌ مِنْهُمْ لِمَ تَعِظُونَ قَوْمًا الله مُهْلِكُهُمْ أَوْ مُعَذِّبُهُمْ عَذَابًا شَدِيدًا قَالُوا مَعْذِرَةً إِلَى رَبِّكُمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ = و يا دآر كه شماري از ايشان گفتند: چرا گروهي را كه پروردگارشان هلاك مي نمايد و يا ايشان را عذابي شديد خواهد كرد، اندرز مي دهيد؟ گفتند: از آنرو كه ما را نزد پروردگارتان عذري باشد و شايد ايشان از پروردگار پروا كنند" (الأعراف/164)مادة اصلي و اساسي اختلاف أمت اسلامي كه بر اثر آن ساير اختلافات نيز پيدا شده، موضوع امامت و پيشوايي يا به عبارت ديگر حكومت و زمامداري مردم و ادارة امور ملت است و محرك و داعي اصلي آن در اكثر افراد همان حبّ مقام و رياست و سروري است ولي بايد گفت كه هر چند برتري جويي و استعلاء واستيلاء بر ديگران در هر نفسي ذاتي است و هر كس طالب برتري بر امثال خويش است اما در اقليتي همچون علي (ع) و .................. كه از درجات عالية تقوي و علوّ طبع بر خوردارند، انگيزه و غريزة فوق تحت حاكميت پروا و تقواي إلهي و حب توفيق خدمت و كسب ثواب اجراي احكام خدا و ارشاد بندگان پروردگار، قرار مي گيرد و غريزة مذكور به نحوي صحيح اعمال مي شود و طبعاً هرگاه اين ميل طبيعي به طريقي صحيح رهبري شود بهترين نتايج از آن حاصل مي شود، زيرا وجود نظام مديريت جامعه از لوازم حيات آدمي است و هيچ ملت و امتي بدون حكومت و نظام اجتماعي نمي تواند به حيات مدني خود ادامه دهد. نه تنها انسان بلكه بسياري از حيوانات نيز به اهميت اين مطلب پي برده و در نظام زندگي خود داراي اجتماع و تشكيلات لازمة آن هستند چنانكه تشكيلات اجتماعي موريانه و مورچه و زنبور عسل و بسياري از پرندگان و پاره اي از حيوانات ديگر شاهد اين حقيقت است. شكي نيست كه در دين اسلام كه حاوي بهترين دستورات اجتماعي و ضامن سعادت ديني و دنيوي پيروان خويش است اين مسأله مسكوت و مجهول نمانده و براي آن وظايف و احكام و دستورات و مقرراتي وضع كرده كه ما في الجمله آن را در يكي از تأليفات خويش به نام "حكومت در اسلام" كه در دو جلد به طبع رسيده، بيان كرده ايم و طالبين مي توانند بدان رجوع كرده و حقيقت را دريابند. آنچه در اينجا مي توانيم گفت آن است كه يقيناً حضرت خاتم النبيين (ص) در شريعت متقنة خود مقررات و قوانيني در آئين زمامداري و حكومت آورده و امت خود را بدان رهبري كرده است. زيرا دين اسلام كه به توشيح مقدس "الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي = امروز برايتان دينتان را كامل و نعمتم را بر شما تمام كردم" (المائده/ 3) موشح و مزين گرديده، از مسائل و احكام حكومت و زمامداري كه از الزم لوازم حيات بشري است خالي نمي تواند بود، و چنانكه در محل خود ثابت است اين منظور در اين دين مبين از مهتمرين اهداف و مقدس ترين احكام اسلام است، اما زوائد و حواشي كه مسلّماً زائيدة اغراض و امراض پاره اي از دشمنان محيل و دوستان جاهل است هرگز نمي تواند در احكام آسماني و قوانين الهي به طور روشن و خدشه ناپذير راه يابد، زيرا چنانكه ان شاء الله بيان آن خواهد آمد، آنرا از شكل اصلي خود برگردانيده و با چهره اي مكروه و زشت نمايش مي دهد كه در اين صورت مورد نفرت عقلا و انزجار احبّاء آن قرار مي گيرد و اين از رحمت إلهي به دور است. يكي از اموري كه مي توان به وسيلة بررسي آن به حقايق تعاليم اسلام دست يافت، مطالعة قضية سقيفة بني ساعده است كه درهمان ساعات اوليه كه روح مقدس رسول خدا به ملأ اعلي انتقال مي يافت، واقع شد، و هرگاه آن واقعه را بادقتي حقيقت جويانه و عاري از تعصب و پيشداوري تعقيب كنيم، به بسياري از مطالب لازمه پي برده و حقيقت علي رغم پوشيدگي بر طالب خود، جلوه خواهد كرد، اينك ما در اين رساله، مختصري از داستان سقيفة بني ساعده را كه كبار اصحاب رسول مختار (ص) در آن حضور داشتند و ماجرا را به وجود آوردند مي نگاريم تا حقيقت مطلب بر طالبان حق روشن شود، ان شاء الله.سقيفة بني ساعده محلي بود كه در آن مردم مدينه بر