انسته بيان آن حضرت را چنانكه بوده برساند و يا خودش هم نفهميده و يا اينكه جعفر بن محمد بن مالك، واضع و جعال حديث از دست پاچگي ندانسته چه ببافد؟ و آن را هم از قول فردي كه شايد احمد بن الحسين الأهوازي غالي باشد، جعل كرده و محمد بن همام هم بدون توجه به اين اشكالات آن را نقل نموده است. چون حسن بن محمد بن سماعه كه خود در مذهب وقف متعصب بوده محال است چنين حديثي بيان كند. غريبتر از همه آن است كه آية 59 سوة نساء خطاب به جميع مسلمين است كه بايد خدا و رسول و اولو الامر را اطاعت كنند و ناچار بايد آنان را بشناسند تا اطاعت خدا كنند و گرنه دچار عصيان خدا و رسول مي شوند و آن موجب ضلالت و دخول در آتش ابدي است، چنانكه خدا فرموده: «وَمَن يَعْصِ اللهَ وَرَسُولَهُ وَيَتَعَدَّ حُدُودَهُ يُدْخِلْهُ نَارًا خَالِدًا فِيهَا وَلَهُ عَذَابٌ مُّهِينٌ» = "كسي كه خدا و رسولش را نافرماني كند و از حدود إلهي تجاوز كند خداوند او را به آتش دوزخ درآوَرَد كه در آن مخلّد است". (النساء/14). وفرموده: «.. وَمَن يَعْصِ اللهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالًا مُّبِينًا» = "كسي كه خداوند و رسولش را نافرماني كند بسيار گمراه شده است" (الأحزاب/36). و «... وَمَن يَعْصِ اللهَ وَرَسُولَهُ فَإِنَّ لَهُ نَارَ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا» = "وهر كه خداوند و پيامبرش را نافرماني كند، جاودانه در آتش دوزخ است" (الجن/23) و همچنين اگر اولي الامر را بدون تمييز و تشخيص اطاعت كنند ممكن است از طريق اينگونه اطاعت دچار ضلالت و خسران شوند چنانكه خدا فرموده: «وَإِن تُطِعْ أَكْثَرَ مَن فِي الأَرْضِ يُضِلُّوكَ عَن سَبِيلِ الله...» = "اگر اكثر اهل زمين را اطاعت كني، تو را از راه حق گمراه مي كنند" (الأنعام/116) پس امري بدين مهمي را چگونه رسول خدا تنها براي جابر بيان كرده؟ زيرا لحن روايت كه مي گويد: «يا جابر هذا من مكنون سر الله و مخزن علم الله فاكتمه» = "اي جابر اين از پوشيده هاي اسرار إلهي و از خزائن علم خداوند است پس آن را جز از اهلش پنهان كن"!! ميرساند كه جابر در تنهائي و خلوت از رسول خدا پرسيده كه آن حضرت هم پس از آنكه اولي الامر را بيان كرده، فرموده است: اين مطلب از اسرار پنهاني است، آن را كتمان كن! آيا ممكن است خدا و رسول احكام شرع را براي مردم چنين بيان كنند؟! آري دروغگوياني چون جعفر بن محمد بن مالك و يا احمد بن الحسين نمي توانند حديثي بهتر از اين جعل كنند و ببافند ! و حجّت مخفي براي مردم مي تراشند! 
4 – از جمله عبارت اين حديث و احاديث ديگر كه از غيبت حضرت قائم خبر داده اند اين عبارت است: «أي والذي بعثني بالنبوّة إنهم ليستضيئون بنوره وينتفعون بولايته في غيبته كانتفاع الناس بالشمس وإن جلّلها السحاب». خلاصة مضمون آن چنين است كه شيعه از وجود امام قائم همان استفاده را مي كند كه مردم از آفتاب مي كنند هرچند ابر آن را پوشانيده باشد و اين مدعي جز با بافتن مقالات عرفاني ثابت نمي شود زيرا از جهت تشبيه صحيح نيست، از جهاتي:
ألف- خورشيد وجودش در نزد همة مردم مسلم است، وامام قائم چنين نيست.
ب- خورشيد را همه كس ديده و حس كرده است، و امام قائم چنين نيست. 
ج – وجود آفتاب برهاناً بر همة اشياء ارضي مقدم است، و امام قائم چنين نيست.
د- خورشيد در پشت ابر محسوس است چنانكه تشخيص روز و شب به هر اندازه كه آفتاب در پشت ابر ضخيم باشد آسان است، و امام قائم چنين نيست.
هـ - دوام خورشيد در پشت ابر اندك است و گرنه با همة روشني كه دارد اگر صد سال مثلاً در استتار باشد كه هيچ كس او را نبيند حتماً آنرا منكر مي شوند و تصور مي رود كه نابود شده باشد، و معتقدين به امام قائم اين حقيقت را دربارة او قائل نيستند.
و – اگر خورشيد را در يك نقطة جهان كه ابر آن را پوشانيده باشد، نبينند باري در نقاط ديگر جهان ديده مي شود، و امام قائم چنين نيست.
ز – منافع خورشيد از قبيل گرم كردن كُرات تابعه و پرورانيدن نباتات و حيوانات و معادن و جَزْر و مَدّ درياها و گردش سيّارات و ساير منافع بي شمار آن به علّت چند ساعت و چند روزي كه در پشت ابر است از موجودات قطع نمي شود، و فقط ممكن است چندي رؤيت نشود، اما امام قائم چنين نيست.
اما منافعي كه مربوط به امام است از احياء معالم دين و اماتة بدعت ها و رد خرافات و شبهات و هدايت مردم و بيان احكام و تشكيل حكومت اسلامي و ترويج اسلام و اقامة جهاد و اجراي حدود و اقامة جمعه و جماعت و جلوگيري از شرارت اشرار و نهي از منكرات هيچيك در غيبت او صورت نمي گيرد و محروميت مردم تنها از رؤيت نيست بلكه هيچ فايده اي از او متصور نيست، و در اينجا عقل و وجدان و برهان بهترين گواه است، پس تشبيه غيبت امام به استتار شمس تناسبي ندارد.شيخ صدوق در «اكمال الدين» و «عيون اخبار الرضا» حديثي به اين سند آورده و ما خلاصة آن را از كتاب «إثبات الهداة» شيخ حر عاملي (ج2/ص 328) مي آوريم:
«حدثنا أبو الحسن علي بن ثابت الدواليبي بمدينة السلام سنة 325 قال: حدثنا محمد بن الفضل النحوي قال حدثنا محمد بن علي بن عبد الصمد الكوفي قال حدثنا علي بن عاصم عن محمد بن علي بن موسى (ع) عن أبيه علي بن موسى عن أبيه موسى بن جعفر عن أبيه جعفر بن محمد عن أبيه محمد بن علي عن أبيه علي بن الحسين عن أبيه الحسين بن علي بن أبي طالب عليهم السلام قال: دخلت على رسول الله وعنده أُبَيُّ بن كعب فقال رسول الله: مرحبا بك يا أبا عبد الله يا زين السموات والأرض، فقال أُبَيٌّ: وكيف يكون يا رسول الله زين السموات والأرض أحد غيرك؟ فقال: يا أُبَيّ والذي بعثني بالحق نبياً إن الحسين بن علي في السماء أكبر منه في الأرض فإنه مكتوب عن يمين العرش: مصباح هدى وسفينة نجاة وإمام خير ويمن وعز وفخر وعلم وذخر، وإن الله ركب في صلبه نطفة طيبة مباركة زكية خلقت من قبل أن يكون مخلوق في الأرحام ويجري ماء في الأصلاب ويكون ليل ونهار....و قد لُقِّـنَ دعوات ما يدعو بهن مخلوق إلا حشره الله عز وجل معه، وكان شفيعه في آخرته، وفرج الله عنه كربه وقضى بها دينه ويسر أمره وأوضح سبيله وقواه على عدوه ولم يهتك ستره، فقال أبي بن كعب: وما هذه الدعوات يا رسول الله؟ قال: تدعو إذا فرغت من صلاتك وأنت قاعد:" اللهم إني أسألك بكلماتك ومعاقد عرشك وسكان سمواتك وأنبيائك ورسلك أن تستجيب لي، فقد رهقني من أمري عسراً فأسألك أن تصلي على محمد وآل محمد وأن تجعل لي من أمري يسراً " فإن الله عز وجل يسهل أمرك ويشرح صدرك ويلقنك شهادة أن لا إله إلا الله عند خروج نفسك...، فقال له أُبَيّ: يا رسول الله ما هذه النطفة التي في صلب حبيبي الحسين؟ قال: مثل هذه النطفة كمثل القمر وهي نطفة تبيين وبيان يكون من اتبعه رشيداً ومن ضل عنه هوياً، قال: وما اسمه؟ قال: اسمه علي ودعاؤه: يا دائم يا ديموم....، فقال له يا رسول الله! فهل له من ذرية ومن خلف أو وصيٍّ؟ قال: نعم، له مواريث السموات والأرض قال: وما معنى مواريث السموات والأرض؟ قال: القضاء بالحق والحكم بالديانة وتأويل الأحلام [الأحكام] وبيان ما يكون، قال: فما اس