عت كنيد" آنگاه جناب حسن المجتبي (ع) اضافه كرد: "أقسم بالله سبحانه أن الله تعالى لو آثر عليّاً لأجل هذا الأمر ولم يُقْـدِم عليٌّ كرَّم الله وجهه لكان أعظم الناس خطأً = به خداوند سبحان سوگند، اگر خداوند علي را براي اين امر برديگران ترجيح داده و علي ـ كرم الله وجهه ـ او خود پيش نيامده، خطا و جرمش از ديگران بزرگتربود" و چنگانه در حديث "اثبات الوصية" بود امير المؤمنين همينكه شنيد مردم با ابي بكر به استناد حديث "الأئمة من قريش" بيعت كرده اند، فرمود: "إن تكن الإمامة في قريش فأنا أحق قريش وإن لم تكن في قريش فالأنصار على دعواهم = اگر امامت در قريش است پس از ديگران به آن سزاوارترم و اگر در قريش نيست، ادعاي انصار بجاست" و بدون هيچگونه سخن و احتجاجي به منصوصيت خود از مردم كناره گرفت. آيا منصوص از جانب خدا و رسول و ظيفه اش همين است كه بدون هيچ ادعائي و مطالبه اي برود و در خانه بنشيند؟ و چنانكه از روايت قيس بن عباد آورديم كه آن حضرت فرمود: "والذي فلق الحبة وبرأ النسمة لو عهد إلي رسول الله عهدا لجاهدت عليه ولم أترك ابن أبي قحافة يرقى درجة واحدة من منبره = قسم به كسي دانه را شكافت و جهانيان را آفريد، اگر رسول خدا در بارة خلافت با من عهدي كرده بود، با چابكي بر آن مي شتافتم و نمي گذاشتم پسر ابي قحافه به پله اي از منبر پيغمبر بر آيد". و در رجال كشي(111) داستان مذاكرة زيد بن علي بن الحسين (ع) با "مؤمن الطاق" معلوم مي دارد كه در خاندان رسول خدا از مسألة امامت منصوصه خبري نبوده است: "إن مؤمن الطاق قيل له: ما جرى بينك وبين زيد بن علي في محضر أبي عبد الله ؟ قال: قال زيد بن علي: يا محمد بن علي!  بلغني أنك تزعم أن في آل محمد إماماً مـفترض الطاعة! قال: قلت نعم، وكان أبوك علي بن الحسين أحدهم. قال (أي زيد): وكيف وقد كان يؤتى بلقمة وهي حارة فيبرِّدها بيده ثم يلقمنيها، أفترى يشفق علي من حر اللقمة ولا يشفق علي من حرّ النار = به ابي جعفر احول مؤمن الطاق گفتند كه جريان گفتگوي تو با زيد بن علي بن الحسين در حضور حضرت صادق چه بود؟ مؤمن الطاق گفت: زيد بن علي به من گفت اي محمد بن علي به من چنين رسيده كه تو مي پنداري در ميان آل محمد (ص) امامي مفترض الطاعه بوده است؟ گفتم آري و پدر تو علي بن الحسين يكي از ايشان است! زيد گفت: چگونه ممكن است در حالي كه پدرم لقمه اي كه داغ بود با دست مبارك خود سرد مي كرد آنگاه در دهانم مي گذاشت آيا تو چنين مي پنداري كه او از حرارت لقمه بر من دلسوزي مي كرد اما از حرارت آتش جهنم دلسوزي نمي كرد(112)؟
بلي، در نظر زيد بن علي بن الحسين، علي بن ابي طالب امام است، اما در مسال حرام و حلال يعني اگر علي (ع) در حكمي از احكام إلهي هر نظري داد آن حكم واجب الاطاعه است زيرا او از تمام اصحاب رسول خدا به احكام حلال وحرام داناتر است چنگانه در تفسير "فرات بن ابراهيم(113)" مي نوسيد: أحمد بن القاسم معنعناً از ابو خالد واسطي روايت مي كند كه "ابو هاشم الروماني" كه نام او "قاسم بن كثير" است به زيد بن علي بن الحسين (ع) عرض كرد يا ابن الحسين پدرم و مادرم فدايت آيا علي [همچون رسول خدا](114) مفترض الطاعه بود؟ زيد چون نام رسول خدا را شنيد به رقت آمد و بر سر خود زد آنگاه سر خود را بلندكرده فرمود اي ابو هاشم رسول خدا پيغمبر مرسل بود و هيچكس از خلائق در هيچ چيز به منزلت او نيست، ليكن چون از جانب خدا اين مقام به رسول الله داده شده كه خدا مي فرمايد: " وَمَا آتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانتَهُوا = آنچه پيغمبر به شما داده بگيريد و از آنچه بازداشت خودداري كنيد" و نيز خدا فرمود: "مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطَاعَ الله = كسي كه رسول را فرمانبرداري كند از خدا اطاعت كرده است" و در علي (ع) چيزهايي از رسول خدا بود لذا بعد از رسول خدا در حرام و حلال مسلمانان و در سنت پيغمبر خدا و در كتاب خدا آنچه در بارة حلال و حرام از علي (ع) رسيده به عنوان امام مسلمين بايد پذيرفته شود پس در اين احكام رد سخن علي (ع) و پنداشتن اينكه گفتار او از جانب خدا و رسول نبوده درست نيست و كسي كه علي را رد كند كافر است و همواره چنين بود تا وقتي كه خدا او را قبض كرد در حالي كه شهيد بود، آنگاه حسن و حسين بودند، به خدا سوگند كه اين هر دو هرگز منزلت رسول خدا را ادعا نكردند و فرمايش رسول خدا در بارة ايشان همان فرمايش او در بارة علي (ع) بود جز اينكه ايشان دو سرور جوانان اهل بهشت اند، آندو نيز همچنان كه رسول خدا نام برده است دو امام مسلمانان بودند كه تو از هر كدام مي تواني مطالب حلال و حرام خود را بگيري پس آن دو بزرگوار همواره چنين بودند تا هنگامي كه قبض شدند در حالي كه شهيد بودند آنگاه ما فرزندان حسن و حسين پس از ايشان ذرية رسول خدا هستيم به خدا سوگند كه هيچ يك از ما ادعايِ منزلت آندو را از جانب خدا و رسول نكرديم و نه رسول خدا در بارة ما گفته است آنچه را در بارة علي و حسن و حسين (ع) گفته است جز اينكه ما ذرية رسول خداييم و مودت و دوستي و ياري كردن ما بر هر مسلماني سزاوار و لازم است جز اينكه ما پيشوايان شما در احكام حلال و حرام هستيم و برما لازم است كه در بارة شما جهد و كوشش كنيم و بر شما لازم است كه امر ما را به غير ما وا مگذاريد پس به خدا سوگند كه هيچ يك از ما چه از فرزندان حسن و چه از فرزندان حسين ادعا نكرده ايم كه درميان ما امام مفترض الطاعه اي بر خود ما و يا بر جميع مسلمانان و جود دارد! به خدا سوگند كه پدرم علي بن الحسين در طول مدتي كه من با او بودم چنين ادعائي نكرد تا خدا روح او را به سوي خود قبض نمود و محمد بن علي ( = امام باقر) در طول مدتي كه من با او بودم چنين ادعائي نكرد تا خدا او را قبض نمود تا كسي نتواند چنين مقامي را از برادرم پس از او ادعا كند، نه به خدا، و ليكن شما گروهي هستيد كه دروغ مي گوييد، اي ابو هاشم امامي كه از ميان ما اطاعتش فرض بر ما و بر جميع مسلمانان است آن كسي است كه با شمشير خود قيام كند و مردم را به كتاب خدا و سنت رسول دعوت نمايد و براي اين مقصود تسلط يافته، احكام آن را اجرا كند و اما آنكه بر فراش خود تكيه زده و محكوم ديگران بوده و احكام ستمگران بر او جاري باشد آيا مي شود چنين كسي امام مفترض الطاعه بر ما و بر جميع مسلمانان باشد؟! اي ابو هاشم ما چنين امامي را نمي شناسيم!
بيان متين و برهان مبين همين سخن است كه جناب زيد بن علي بن الحسين (ع) در اين باره فرموده. جنابش معتقدت است كه علي در بيان احكام اسلام از حلال و حرام امام مسلمين است زيرا رسول خدا تمام آن را به وي تعليم فرموده پس هر چه از احكام شريعت بيان كند قبول آن بر فرد فرد مسلمين واجب است و بنابه تواريخ معتبر عمل خلفا مخصوصا ابو بكر و عمر نيز نشان مي دهد كه ايندو خليفه در آنچه نمي دانستند و يا ترديد داشتند به حضرتش رجوع مي كردند و او را امام خود مي دانستند و از رأي او اندك عدولي نداشتند به طوري كه مشهور است عمر بيش از هفتاد مورد گفته است: "لولا عليٌّ لهلك عُمَر= اگر علي نبود عمر هلاك شده 