 الناس عذابا روز قيامت خواهد بود و محبان ايشان همراه ايشان در دوزخ خواهند سوخت و محبان اهل بيت و شيعه ايشان در بهشت خواهند در آمد و اين آثار و اخبار را تأييد كنند بآنچه در كتب اهل سنت موجود است از فضيلت محبت اهل بيت و شناعت حال مبغضان ايشان، و حل اين كيد آنست كه بلاريب بر ذريه طاهره پيغمبر از دست اشقيا در قرن تابعين و در تبع تابعين كه نواصب بودند ظلم و تحقير و اهانت گذشته است و ائمه اهل بيت در بعض اوقات نكوهش آن گروه در ضمن اوصاف عامه شان انبياء و علماء ‌وارثين ايشان است بيان ميفرمودند و اين جماعه كه سينه های مملو از بغض و عناد صحابه را داشتند همه آن كلمات را در حق صحابه فرود آوردند و شواهد اين حل ان شاءالله تعالی در آخر باب مطاعن از كتب شيعه نقل نموده خواهد شد.

كيد هجدهم: آنكه احاديث مرفوعه بر رسول عليه السلام وضع نمايند موافق مذهب خود و آن را ترويج كنند و اكثر موضوعات ايشان ديده شد كه از باب محاكات و مجازات است بعضی صيغه ها در احاديث صحيحه ديده اند و بر طور آن آنچه مؤيد مذهب خود می باشد ادا می نمايند و در بعضی جاها صيغ مخترعه آرند كه مثل آن كه انبياء‌ اولوالعزم همه آرزو داشتند كه در شيعه علی محشور شوند و امثال ذلك.

كيد نوزدهم: آنكه در اسما و القاب رجال معتبرين اهل سنت نظر كنند و هر كه را از رجال خود شريك نام و لقب او يابند حديث او را و روايت او را بآن سنی نسبت دهند و بجهت اتحاد نام و لقب امتياز در ميان هر دو حاصل نشود پس سنيان ناواقف او را امامی از ائمه خود اعتقاد كنند و روايت او را در محل اعتبار شمارند مثل سدی كه دوكس اند سدی كبير و سدی صغير، كبير از معتبرين و ثقات اهل سنت است و صغير از وضاعين و كذابين است و رافضی غالی است و مثل ابن قتيبه كه نيز دو كس اند ابراهيم بن قتيبه رافضی غالی است و عبدالله بن مسلم بن قتيبه كه در اهل سنت معدود ميشود و كتاب المعارف در اصل از تصانيف همين اخير است اما آن رافضی نيز كتاب خود را معارف نام كرده تا اشتباه حاصل شود.

كيد بيستم: آنكه كلمات قرآنی را موافق خواهش خود بدون دلالت لغوی و عرفی تفسير نمايند و آن تفسير را نسبت به اهل بيت كنند برای مزيد اعتبار مثل تفسير رب بعلی در هر جا كه لفظ رب مضاف بضمير خطاب پيغمبر است و تفسير مؤمن و مؤمنين بشيعه علي هر جا كه واقع شود و تفسير كافر و كافرين باهل سنت و تفسير منافق و منافقين به كبار صحابه.

كيد بيست و يكم: آنكه كتابی را نسبت كنند بيكی از كبراء اهل سنت و در آن مطاعن صحابه و بطلان مذهب اهل سنت درج نمايند و در اول آن كتاب خطبه نويسند كه در وی وصيت باشد به كتمان سر و حفظ امانت و آنكه آنچه درين كتاب مذكور شود عقيده پنهانی ما است و آنچه در كتب ديگر نوشته ايم محض پرده داری و زمانه سازی است مثل كتاب (‌سر العالمين)‌ كه آن را به امام محمد غزالی نسبت كنند و علی هذا القياس كتب بسيار تصنيف كرده اند و به هر يك از معتبرين اهل سنت نسبت نموده و كسی كه با كلام آن بزرگ آشنا و مداق سخن او را از مذاق سخن غير او امتياز و تفرقه نمايد كمياب می باشد ناچار عوام طلبه درين مكر غوطه خورند و خيلی سراسيمه و حيران شوند.

كيد بيست و دوم: آنكه مطاعن صحابه و مبطلات مذهب اهل سنت از كتب نادر الوجود كمياب ايشان نقل نمايند و حال آنكه دران كتب اثری ازآن نباشد و بسبب آنكه آن كتب پيش هر كس و در هر وقت و هر مكان موجود نمی شود و اكثر ناظران در شبهه و شك افتند و به خاطرشان رسد كه اگر اين نقل صحيح باشد تطبيق در ميان او و ديگر روايات اهل سنت چه قسم خواهد بود حال آنكه اين بيچاره ها عبث دردسر ميكشند و نمی فهمند كه اگر بالفرض نقل صحيح هم باشد محتاج به تطبيق وقتی خواهيم شد كه هر روايت در يك درجه باشند از شهرت و صحت مآخذ و صراحت و دلالت و كميت در رواه چون اين امور دران نقل مخفی مستور مفقود است مقابل روايات مشهوره صحيحة المآخذ صريحة الدلاله چرا بايد كرد و كتابهايی كه از آن فرقه شيعه برای الزام اهل سنت نقل می كنند همه ازين قبيل است كه نادر الوجود و كمياب می باشد و علی تقدير الوجدان مصنفين آن كتب التزام صحت جميع ما فيها نه كرده اند بلكه بطريق بياض رطب و يابس دران جمع نموده محتاج نظر ثانی گذاشته اند اردبيلی صاحب «كشف الغمه» ‌و حلی صاحب الفين [منهاج] از همين قبيل كتب دفتر نقل كنند و به زعم خود گوی از ميدان مناظره برند و ابن طاؤس نيز در مؤلفات خود از همين جنس خردارها پر كرده و به اعتقاد خود اهل سنت را الزام داده است.

كيد بيست و سوم: آنكه شخصی را از علماء زيديه و بعضی فرق شيعه غير اماميه اثناعشريه نام برند و اول در حال او مبالغه نمايند كه وی از متعصبان اهل سنت بود بلكه بعضی از ايشان گويند كه او از اشد نواصب بود بعد از ان از وی نقلی كنند كه دلالت بر بطلان مذهب سنيان و تأييد مذهب اماميه اثناعشريه نمايد تا ناظر بغلط افتد و گمان برد كه اين سنی متعصب كه به او وصف شده تعصب بدون صحت نقل اين روايات را چرا می آورد و بران سكوت چرا ميكرد مثل زمخشری صاحب كشاف كه تفضيلی و معتزلی است و اخطب خوارزم كه زيدی غالی است و ابن قتيبه صاحب «المعارف)‌ كه رافضی مقرريست و ابن ابی الحديد شارح (‌نهج البلاغه)‌كه تشيع را با اعتزال جمع نموده و هشام كوفی مفسر كه رافضی غالی است و مسعودی صاحب (‌مروج الذهب» ‌و ابوالفرج اصفهانی صاحب «كتاب الاغانی)‌و علی هذا القياس امثال اينها را اين فرقه در اعداد اهل سنت داخل كنند و بمقولات و منقولات ايشان الزام اهل سنت خواهند.

كيد بيست و چهارم: آنكه گويند اهل سنت دشمن اهل بيت اند و از بعضی سفيهان حكاياتی كه مؤيد اين نسبت باشد حكايت كنند پس جاهل بمجرد سماع اين كلمه موحشه از جا رود و از مذهب اهل سنت بيزار شود و اين افتراء‌صريح و بهتان ظاهر است زيرا كه اهل سنت اجماع دارند بران كه محبت اهل بيت كلهم بر هر مسلم و مسلمه فرض و لازم و داخل در اركان ايمان است و در فضايل اهل بيت جمعا و فرادی تصانيف پرداخته اند و مناقب ايشان را روايت نموده و عمرها با نواصب مروانيه و عباسيه درين مقدمه پرخاش كرده طايفه ازيشان مثل سعد بن جبير و نسائی شهيد شدند و طايفه اذيت و رنج بسيار كشيدند دران اوقات شيعه خود را به تقيه در زمره نواصب داخل ميكردند و به طمع مال و مناصب كلمه نواصب می خواندند. اهل سنت اند كه هميشه ناصر اهل بيت بوده اند و در هر نماز برايشان درود ميفرستند و با هر يك از ايشان سليم القلب می باشند بر خلاف شيعه كه بعد از موت هر امام برادران و خويشاوندان او را تكفير كرده اند و بعضی فرزندان او را به امامت برگزيده بر ديگران زبان لعن و طعن دراز نموده اند جميع اهل بيت را غير از اهل سنت محب و ناصر نيست و اشاره حديث نبوي كه (‌إني تارك فيكم الثقلين كتاب الله و عترتي اهل بيتي)‌ بيان ميفرمايد كه همچنان كه ايمان به بعض قرآن و كفر به بعض آن فايده نميكند همچنان اعتقاد و محبت بعض  اهل بيت با لعن و طعن بعض ديگر در آخرت ثمره نخواهد داد چنانكه با تمام قرآن ايمان بايد آورد تمام