ل كلام الهي «ثُمَّ أَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَى رَسُولِهِ وَعَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَأَنْزَلَ جُنُودًا لَمْ تَرَوْهَا وَعَذَّبَ الَّذِينَ كَفَرُوا وَذَلِكَ جَزَاءُ الْكَافِرِينَ «26» «التوبه» و نيز آن حضرت صلي الله عليه و سلم كسي را بر اين امر عتاب نفرمود زيرا كه عذر معلوم داشت پس ديگران را هم جاي عتاب و طعن نماند و نزد شيعه چون استيقان هلاك شود فرار از جنگ كفار جايز است نص عليه ابوالقاسم ابن سعيد في الشرائع و درينجا همين صورت بود زيرا كه در گذرگاه تنگ از هر دو طرف زير زخم سهام مشركين آمده بودند و هر گز تيرهاي آنها خطا نميكرد ناچار عقب باز گشتند تا كفار در ميدان بر آيند يا از راه فراخ بر كفار حمله نمايند و چون در حق بعضي رسل ارتكاب كبائر را شيعه در روايات صحيحه خود ثابت كرده باشند مثل حضرت آدم و حضرت يونس و غيرهما حالانكه عصمت انبيا مقطوع به و مجموع عليه است اگر از اصحاب رسول الله صلي الله عليه وسلم كه بالاجماع معصوم نبودند گناهي صادر شود باز بزلال توبه و استغفار و رحمت الهي شسته گردد چه عجب باشد و كدام محل طعن گردد و مع هذا اين قدر گناه مقادم طاعات و مشقات جهاد ايشان نمي تواند شد و بشارتي كه در حق ايشان بنصوص قطعيه قرآن و احاديث متواتره آمده است ازان چشم پوشيدن و اين عيوبات نادره ايشان را تجسس كردن شان ايمان نيست و الزام بر اهل سنت باين شبهات وقتي تمام شود كه مخل اعتقاد ايشان باشد چون از اصل معتقد عصمت كسي جز انبيا نيستند اگر صدور گناه از وي شود چه باك اين قدر هست كه اهل سنت جميع امور صحابه را از حقوق صحبت و خدمت رسول صلي الله عليه و سلم و جانبازيها و ترك خان و مان و بذل مال و نفس در راه خدا و ترويج دين و شريعت غرا و آيات نازله در شان ايشان و احاديث ناطقه برفعت و علو مكان ايشان در نظر دارند و فرقه شيعه غير از عيوب و گناه ايشان چيزي نمي بينند.طعن دوم برخي از صحابه بلكه اكثر ايشان چون آواز طبل و تكتك پاي شتران غله شنيدند پيغمبر صلي الله عليه و سلم را تنها در خطبه گذاشته متوجه تماشاي لهو و سوداي تجارت گشتند و اين متاع قليل دنيا را بر نماز كه عمده اركان اسلام است خاصتا با رسول صلي الله عليه و سلم ايثار كردند و اين دليل صريح بر بي ديانتي ايشان است قوله تعالي «وَإِذَا رَأَوْا تِجَارَةً أَوْ لَهْوًا انْفَضُّوا إِلَيْهَا وَتَرَكُوكَ قَائِمًا قُلْ مَا عِنْدَ اللَّهِ خَيْرٌ مِنَ اللَّهْوِ وَمِنَ التِّجَارَةِ وَاللَّهُ خَيْرُ الرَّازِقِينَ »«11»«الجمعه»جواب ازين طعن آنكه اين قصه در ابتداء زمان هجرت واقع شد و هنوز از آداب شريعت كما ينبغي واقف نشده بودند و ايام قحط بود رغبت مردم بخريد غله زياده از حدبود و مي دانستند كه اگر كاروان بگذرد باز نرخ گران خواهد شد باين جهات اضطرارا از مسجد برآمدند و مع هذا كبراء صحابه مثل ابوبكر و عمر رضي الله عنهما قايم ماندند و نرفتند چنانچه در احاديث صحيحه وارد است و آنچه قبل از تأدب بآداب شريعت واقع شود حكم وقايع زمان جاهليه دارد كه مورد عتاب نمي تواند شد چنانچه در قرآن مجيد هم برين فعل ايعاد بنار و لعن و تشنيع واقع نيست عتابست و بس و جناب پيغمبر صلي الله عليه و سلم اصلا كسي را درين امر معاتب نفرموده ديگري كه باشد كه طعن و تشنيع نمايد و صدور زله از صحابه و امتيان چه بعيد است جائيكه از انبيا و رسل زلات صادر شده باشد و بر آنها عتاب شديد از حضور الهي رسيده باشد بشريت همين امور را تقاضا ميكند تا وقتي كه تأديب الهي پي در پي واقع نشود تهذيب تام محال است .طعن سوم آنكه از ابن عباس رضي الله عنه در صحاح اهل سنت مرويست كه « سيجئ برجال من امتي فيؤخذ بهم ذات الشمال فاقول اصحابي اصحابي فيقال انك لا تدري ما احدثوا بعدك فاقول كما قال العبد الصالح » «مَا قُلْتُ لَهُمْ إِلَّا مَا أَمَرْتَنِي بِهِ أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ رَبِّي وَرَبَّكُمْ« وَكُنْتُ عَلَيْهِمْ شَهِيدًا مَا دُمْتُ فِيهِمْ فَلَمَّا تَوَفَّيْتَنِي كُنْتَ أَنْتَ الرَّقِيبَ عَلَيْهِمْ وَأَنْتَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ» «117»«المائده» فيقال انهم لن يزالو مرتدين علي اعقابهم منذ فارقتهم » جواب ازين طعن آنكه اين حديث صريح ناطق است كه مراد از اشخاص مذكورين مرتدين اند كه موت آنها بر كفر شد و هيچ كس از اهل سنت آنجماعه را صحابي نمي گويد و معتقد خوبي و بزرگي آنها نمي‌شود اكثر بني حنيفه و بني تميم كه بطريق وفادت بزيارت آنحضرت صلي الله عليه و سلم مشرف شده بودند باين بلا مبتلا گشتند و خايب و خاسر شدند. كلام اهل سنت دران صحابه است كه با ايمان و عمل صالح ازين جهان در گذشتند و با هم بجهت اختلاف آراء مناقشات و مشاجرات نموده بودند و طرفين همديگر را تكفير و تبديع ننمودند و شهادت به ايمان دادند در حال اين قسم اشخاص اگر روايتي موجود داشته باشند بيارند قصه مرتدين مجمع عليه فريقين است حرف در قاتلان مرتدين است كه بلا شبهه اعلام دين را بلند كردند و اكاسره و قياصره را در راه خدا بجهاد ذليل ساختند و هزاران هزار كس را مسلمان كردند و تعليم قرآن و نماز و شريعت نمودند و بالقطع معلوم است كه يك كس را مسلمان كردن يا نماز آموختن يا تعليم قرآن نمودن چه مقدار ثواب دارد و جهاد و قتال اعداء الله در دين چه درجه دارد و مع هذا در حق اين اشخاص بالتخصيص حق تعالي بشارتها و وعدهاي نيك در قرآن مجيد نازل فرموده «وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آَمَنُوا مِنْكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَلَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضَى لَهُمْ وَلَيُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا يَعْبُدُونَنِي لَا يُشْرِكُونَ بِي شَيْئًا وَمَنْ كَفَرَ بَعْدَ ذَلِكَ فَأُولَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ «55»«النور» و در چند جا فرموده است «وَالسَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَالْأَنْصَارِ وَالَّذِينَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسَانٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي تَحْتَهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ «100»«التوبه» و نيز فرمود«وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ بِأَنَّ لَهُمْ مِنَ اللَّهِ فَضْلًا كَبِيرًا «47»«الاحزاب» و نيز فرمود «فَاسْتَجَابَ لَهُمْ رَبُّهُمْ أَنِّي لَا أُضِيعُ عَمَلَ عَامِلٍ مِنْكُمْ مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى بَعْضُكُمْ مِنْ بَعْضٍ فَالَّذِينَ هَاجَرُوا وَأُخْرِجُوا مِنْ دِيَارِهِمْ وَأُوذُوا فِي سَبِيلِي وَقَاتَلُوا وَقُتِلُوا لَأُكَفِّرَنَّ عَنْهُمْ سَيِّئَاتِهِمْ وَلَأُدْخِلَنَّهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ ثَوَابًا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَاللَّهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الثَّوَابِ «195»«آل عمران» درينجا دقيقا بايد دانست كه سب و طعن انبيا از آنجهت كفر و