 فکر کن. سوگند به خدا! که نابینا نیستی تا راه به تو نشان داده شود، و نادان نیستی که تعلیم داده شوی. راهها روشن‌اند و نشانه‌های دین برپا هستند.
بدان که برترین بنده در نزد خدا امام عادل است که خود هدایت شده و دیگران را هدایت می‌نماید، و سنّت مشخصی را برپا داشته و بدعت ناشناخته‌ای را از بین می‌برد. سنّت‌ها روشن‌اند و نشانه‌هایی دارند، و بدعت‌ها آشکارند و علایمی دارند. و بدترین مردم نزد خدا امام ستمگر است، که خود گمراه بود. و سبب گمراهی دیگران می‌گردد و سنتی را که بدان عمل می‌شد، از میان برده و بدعتی را که ترک شده بود، زنده می‌کند.
و من از پیامبر (ص) شنیدم که می‌گفت: «روز قیامت امام ستمگر در حالی که یاوری ندارد آورده شده و به جهنم انداخته می‌شود، و آنگاه در دوزخ چون سنگ آسیاب دور می‌زند و سپس به قعر آن می‌روند. تو را به خدا سوگند می‌دهم که اجازه نده امام مقتول این امّت گردی، وگرنه می‌گویند: در این امّت امام کشته می‌شود و با کشته‌شدن او دروازه جنگ و کشتار تا روز قیامت گشوده خواهد شد، و کارها بر امت مشتبه می‌گردند، و فتنه‌ها در میان آن پخش می‌شوند، و آنان حق و باطل را تشخیص نمی‌دهند و وارد این فتنه‌ها می‌شوند. [ای عثمان!] عمری را گذرانده‌ای و سنّ زیادی داری، مهار خود را به دست مروان مده که به هر سو بخواهد، تو را ببرد»(17) .
باید در این پیام سیاسی بزرگ امام (رض) که در آن عثمان (رض) را خطاب می‌نماید، تأمل کنیم. به این کلمات صادقانه بنگر و در آن تأمل کن او می‌فرماید: «چیزی نیست که من بدانم و تو آن را ندانی، و تو را به چیزی راهنمایی نمی‌کنم که تو آن را نمی‌دانی...» یعنی عثمان و علی م در دانش و معرفت یکسان هستند، هیچ کدام از دیگری عالم‌تر نیست. علما می‌گویند: درباره دین چیزی نیست که علی آن را بداند و عثمان نداند.
و بعد می‌فرماید: «تو می‌دانی آنچه ما می‌دانیم، ما بر هیچ چیزی پیشی نگرفته‌ایم...» در این جمله بیندیشید، علی(رض)  می‌فرماید: دانشی وجود ندارد که فقط او، آن را از پیامبر (ص) آموخته باشد و عثمان آن را نداند، بلکه عثمان دارای فکر و دانش است، و چنان نیست که بعضی می‌گویند که دانش‌ پیامبر (ص) فقط به علی (رض) داده شده است.
و می‌فرماید: «و پسر ابوقحافه و ابن الخطاب در انجام کارهای نیک از تو سزاوارتر نبودند ...» یعنی خلفای قبل از او کار خوب انجام داده‌اند ولی با این وجود، در انجام کارهای نیک از خلیفه سوّم شایسته‌تر نیستند، چون خیر و خوبی در دوران اوّل اسلام آسان و فروان بود و به آن عمل می‌شد.
و می‌فرماید: «و تو از نظر خویشاوندی به پیامبر (ص) نزدیکتر هستی، و تو با دختران...». بعضی می‌گویند: پیامبر دخترانش را به ازدواج عثمان در نیاورده است، و بلکه آن دو دختر فرزندان خدیجه از شوهری دیگر بوده‌اند. امّا امام علی (رض) با صراحت و وضوح کامل این اتهام و دروغ را ردّ می‌نماید و می‌فرماید: عثمان داماد پیامبر (ص) است.
به بند آخر کلام او بنگرید که می‌گوید: «تو را به خدا سوگند می‌دهم که اجازه مده امام مقتول این امّت شوی...». علی (رض) عثمان (رض) را امام می‌نامد، و او را دروازه‌ای قرار می‌دهد که وقتی شکسته شود فتنه‌ها با شتاب از هر سو می‌آیند و بر این امت هجوم می‌آورند، و البته آنچه او فرمود، اتفاق افتاد.
به برادرانم می‌گویم که قبل از لب‌گشودن به فحش و ناسزا، باید تأمل کنند و بیندیشیند، این امام علی (رض) است که شیوه و موضع خود را در مورد این اصحاب، اینگونه بیان می‌دارد. همان اصحابی که شیعه می‌گویند: آنها حق خلافت را به زور از دست علی (رض) گرفتند. پس پیرو راستین کسی است که در همه امور و کارهایش از امام و مقتدای خویش اطاعت می‌کند.
3- امام (رض)، عایشه (رض) را می‌ستاید: 
عایشه همسر پیامبر (ص) است و خداوند در مورد عفّت او سخن گفته و او را مبرّا دانسته و ام‌المؤمنین نامیده است. پیامبر (ص) عایشه را بیشتر از همه همسرانش دوست می‌داشت، اما بعضی به او طعنه می‌زنند، و بعضی او را ناسزا می‌گویند و نفرین می‌کنند. اگر عایشه (رض) هیچ فضیلتی جز همسری پیامبر نمی‌داشت، برای حفظ حرمتش همین کافی بود و همین افتخار که پیامبر (ص) شوهر و همسر او بوده، برای او کافی است. ولی می‌بینیم که افرادی بدون آن که حرمت پیامبر (ص) را در نظر بگیرید و آبروی او را حفظ کنند، عایشه (رض) را دشنام می‌دهند و یا نفرینش می‌کنند، با اینکه می‌دانند که کارهای پیامبر (ص) مانند کارهای دیگر انسان‌ها نیست، بلکه آن حضرت از آسمان به این ازدواج و دیگر ازدواج‌ها امر شده است، پس چگونه طعنه‌زدن به این ازدواج جایز است، در صورتی که به فرمان خدا صورت گرفته است؟! قبل از همه چیز به کلام امام (رض) در مورد عایشه (رض) توجه کنید: 
الف- علی (رض) در مورد سیّده عایشه (رض) در قضیه جنگ جمل می‌فرماید: «خرجوا يجرون حرمة رسول الله (ص) كما تجرّ الأمة عند شرائها، متوجّهين بها إِلى البصرة، فحبسا نساءهما في بيوتهما، وأبرزا حبيس رسول الله (ص) لهما ولغيرهما».
«آنها بیرون آمده‌اند و حرمت پیامبر (ص) را با خود می‌کشند چنان که کنیز وقتی خریده شود، می‌شود و خریدار آن را با خود می‌برد. آنها به همراه همسر پیامبر (ص) به سوی بصره می‌روند، و آن دو، زنان خود را در خانه‌هایشان نگاه داشته‌اند و خانه‌نشین پیامبر (ص) را همراه خود و دیگران آورده‌اند»(18) .
علی او را حرمت پیامبر (ص) می‌نامد، حرمت جایی است که نزدیک ‌شدن به آن حرام است. این فضیلت عایشه (رض) است که بعد از وفات پیامبر (ص) باز هم بانو و حرم پیامبر بوده است و امام طبق نصوص قرآن و سنت رفتار می‌کند. حال سؤال این است: آیا وقتی امام (رض)، عایشه (رض) را حرمت می‌نامد، زبان‌درازی و توهین به او جایز است؟
ب- امام (رض) در جای دیگر از عایشه (رض) یاد کرده و فرمودند: «فمن استطاع عند ذلك أن يعتقل نفسه على الله فليفعل، وإن أطعتموني فإني حاملكم إن شاء الله على سبيل الجنة، وإن كان ذا مشقّة شديدة ومذاقة مريرة، وأما فلانة فأدركها رأي النساء، وضغن غلا في صدرها كمرجل القين، ولو دعيت لتنال من غيري ما أتت إلي لم تفعل، ولها بعد حرمتها الأولى، والحساب على الله».
«هر کس از شما که می‌تواند خودش را در راه خدا نگاه دارد، پس چنین کند و اگر شما از من پیروی کنید، من شما را به راه بهشت خواهم برد، گرچه این راه دارای مشقت زیاد و تلخی‌ها باشد. و اما فلانی – عایشه - رأی زنانه و خشمی که در دل او باشد دیگ می‌جوشد، او را فراگرفته است و اگر از او خواسته می‌شد که همان کاری را که با من کرده با دیگری بكند، نمی‌کرد. او هنوز دارای همان حرمت پیشین است و حساب و کتاب با خداست»(19) .
مراد از «حرمت پیشین» چیست؟ در این عبارت تأمل کنید، فکر نمی‌کنم منظور امام جز اینکه او همسر پیامبر و ام‌المؤمنین است، چیزی دیگر باشد.
آیا در مورد این قضیه مهم که افراد زیادی در مورد آن سخنان بیهوده گفته و بی‌هدف گام برداشته‌اند و به اصحاب پیامبر (ص) و به حیثیّت و حرمت او