ت‌. 
اگر شيعه‌اي‌ يك‌ مسيحي‌ را به‌ اسلام‌ دعوت‌ كند، شايد آن‌ مسيحي‌ بپرسد به‌ چه‌ چيزم‌ دعوت‌ مي‌كني‌؟ شيعه‌ مي‌گويدبه‌ اسلام‌ چرا كه‌ اسلام‌ عاري‌ از آن‌ غلوي‌ است‌ كه‌ در مسيحيت‌ در مورد عيسي‌ مسيح‌ وجود دارد. مسيحي‌ در جواب‌مي‌گويد شما به‌ نوبه‌ خودتان‌ در مورد حضرت‌ علي‌، حسين‌ و ديگر امامان‌ آنقدر غلو مي‌كنيد كه‌ مي‌گوئيد آنها قبل‌ ازآفرينش‌ جهان‌ نورهايي‌ بوده‌اند. شما از حسين‌ كمك‌ مي‌خواهيد و مي‌گوئيد يا حسين‌. ما هم‌ از حضرت‌ عيسي‌ (ع‌)كمك‌ مي‌خواهيم‌ و مي‌گوئيم‌ يا عيسي‌ مسيح‌. شيعه‌ مي‌گويد ترا به‌ توحيد و يگانگي‌ خدا و عبادت‌ او دعوت‌ مي‌كنم‌.مسيحي‌ در جوابش‌ مي‌گويد چطور مرا به‌ چنين‌ چيزهايي‌ مي‌خواني‌ در حاليكه‌ شما اسامي‌ فرزندانتان‌ عبدالعلي‌ وعبدالحسين‌ مي‌گذاريد. شيعه‌ مي‌گويد شما بجاي‌ اينكه‌ از خدا كمك‌ بخواهيد از عيسي‌ كمك‌ مي‌خواهيد. مسيحي‌مي‌گويد شما هم‌ همين‌ كار را مي‌كنيد. قبور امامانتان‌ را طواف‌ كرده‌ و از آنها ياري‌ مي‌خواهيد به‌ جاي‌ اينكه‌ از خدا كمك‌بخواهيد. ما هم‌ همين‌ كار را مي‌كنيم‌ از حضرت‌ عيسي‌ و مادرش‌ كمك‌ مي‌خواهيم‌ زيرا آنان‌ نزد خداوند مقام‌ بالايي‌دارند. 
شيعه‌ مي‌گويد شما در مورد حضرت‌ عيسي‌ غلو كرده‌ايد. مسيحي‌ مي‌گويد شما هم‌ در مورد حسين‌ غلو كرده‌ايد. او وساير امامانتان‌ را برتر از همه‌ مخلوقات‌ و معصوم‌ مي‌دانيد و براي‌ آنان‌ علم‌ مطلق‌ قائل‌ هستيد و مي‌گوئيد امامانتان‌ آنچه‌را كه‌ پيش‌ آمده‌ و آنچه‌ را كه‌ پيش‌ بيايد مي‌دانند و حتي‌ گفته‌ايد آنان‌ داراي‌ مقامي‌ هستند كه هيچ‌ فرشته‌ مقرب‌ و يا هيچ‌پيامبري‌ به‌ آن‌ مقام‌ نمي‌رسند. 
ما هم‌ در مورد حضرت‌ عيسي‌ مي‌گوئيم‌ او قبل‌ از آفرينش‌ جهان‌ نوري‌ بوده‌ و خداوند او را بر همه‌ فرشتگان‌ و انبياءبرتري‌ داده‌ است‌. ما گفته‌ايم‌ دوستي‌ حضرت‌ عيسي‌ كفاره‌ گناهان‌ است‌ شما نيز مي‌گوئيد تا زمانيكه‌ كسي‌ اهل‌ بيت‌ رادوست‌ دارد، هر گناهي‌ هم‌ بكند به‌ حسابش‌ نوشته‌ نخواهد شد.
شيعه‌ مي‌گويد كتاب‌ شما دستخوش‌ تحريف‌ و تغيير قرار گرفته‌، مسيحي‌ در جوابش‌ مي‌گويد شما شيعه‌ها هم‌ مي‌گوئيد كه‌ كتابتان‌ قرآن‌ تحريف‌ شده‌ و اصحاب‌ آن‌ را تغيير داده‌ و اسم‌ علي‌ و آياتي‌ را كه‌ تصريح‌ به‌ جانشيني‌ علي‌ بعد از پيامبرتان‌ مي‌كند، حذف‌ كرده‌اند. پس‌ چطور شما از ما مي‌خواهيد كه‌ كتاب‌ تحريف‌ شده‌اي‌ را ترك‌ كنيم‌ و به‌ دنبال‌ كتاب‌تحريف‌ شده‌ ديگري‌ برويم‌!؟
ما مي‌گوئيم‌ انجيل‌ تحريف‌ نشده‌ پيش‌ خداست‌ و شما مي‌گوئي‌ قرآن‌ تحريف‌ نشده‌ نزد امام‌ غايب‌ است‌. پس‌ چه‌ فرقي‌ميان‌ ما مسيحي‌ها و شما شيعيان‌ وجود دارد؟ 
تازه‌ ما مسيحي‌ها اصحاب‌ و دوستان‌ و پيروان‌ حضرت‌ عيسي‌ (ع‌) را دوست‌ داريم‌ و آنان‌ را اسوه‌ و الگوي‌ خودمي‌دانيم‌. در حاليكه‌ شما شيعه‌ها اصحاب‌ و ياران‌ پيامبرتان‌ را مورد سرزنش‌ و توهين‌ قرار مي‌دهيد و مي‌گوئيد آنان‌شيطان‌ و طاغوت‌ بوده‌ و از دين‌ برگشته‌اند و پيروي‌ از آنان‌ ناجائز است‌. پس‌ چگونه‌ ما مي‌توانيم‌ پيشوايان‌ نيك‌ وشايسته‌ خود را ترك‌ كنيم‌ و به‌ دين‌ پيامبر شما كه‌ اصحاب‌ بدي‌ داشته‌ روي‌ بياوريم‌. و چگونه‌ مسيحيت‌ را كه‌ دروغ‌ و زنارا حرام‌ اعلام‌ كرده‌ رها كنيم‌ و به‌ دين‌ شما كه‌ دروغ‌ بنام‌ تقيه‌ و زنا را بنام‌ صيغه‌ مباح‌ قرار داده‌ است‌ درآئيم‌؟
آيا شما مي‌خواهيد ما همانند شما با هود زني‌ و تظاهر به‌ گريستن‌ و عزاداري‌ و ريختن‌ خون‌ خود به‌ خدا نزديك‌ شويم‌؟ 
بنا به‌ همين‌ دلايل‌ روشن‌ و آشكار است‌ كه‌ شيعيان‌ نمي‌توانند كفار را به‌ اسلام‌ دعوت‌ كنند. 
بلكه‌ عمده‌ تلاش‌ شيعيان‌ محدود به‌ سعي‌ براي‌ تغيير مذهب‌ برخي‌ از مردم‌ بي‌ سواد و فقير اهل‌ سنت‌ است‌ كه‌ با سوءاستفاده‌ از ناآگاهي‌ و فقر ماديشان‌ آنها را فريفته‌ و تطميع‌ شان‌ مي‌كنند. كما اينكه‌ ميسيونرهاي‌ مسيحي‌ با سوء استفاده‌ ازفقر مادي‌ مسلمانان‌ و با تطميع‌ تعداد از ايشان‌ را به‌ مسيحيت‌ كشاندند. 
بنا بر اين‌ بار ديگر تكرار مي‌كنيم‌ كه‌ شيعه‌ نه‌ تنها در دعوت‌ غير مسلمانان‌ به‌ اسلام‌ هيچگونه‌ نقشي‌ نداشته‌، بلكه‌ كارعمده‌ شيعيان‌ ايجاد تفرقه‌ و اختلاف‌ در صفوف‌ مسلمين‌ بوده‌ است‌. علاوه‌ بر اين‌ شيعيان‌ داراي‌ رسوماتي‌ هستند كه‌اذهان‌ را از اسلام‌ بدبين‌ و شكوه‌ و عظمت‌ آئين‌ پاك‌ محمدي‌ را مخدوش‌ مي‌كند. 
نمونه‌ عملي‌ افكار و اعمال‌ شيعيان‌، اعمال‌ نظام‌ شيعه‌ حاكم‌ بر ايران‌ است‌ كه‌ از هنگام‌ بدست‌ گرفتن‌ قدرت‌ جز جنگ‌،دامن‌ زدن‌ به‌ اختلافات‌، ترور و كشتار، تبعيض‌ و ظلم‌ و ستم‌ نسبت‌ به‌ اهل‌ سنت‌ ايران‌ و حتي‌ ظلم‌ و بيدادگري‌ نسبت‌ به‌شيعيان‌ ايران‌ و چندين‌ بار خرابكاري‌ در حرم‌ امن‌ الهي‌، هيچگونه‌ خيري‌ براي‌ امت‌ اسلامي‌ به‌ ارمغان‌ نياورده‌ است‌. تاريخ‌ اسلام‌ حكايت‌ از فجايع‌ و مصائب‌ بسياري‌ مي‌كند كه‌ مسلمين‌ توسط‌ حركتهاي‌ باطنيه‌ شيعه‌ كه‌ عبيدالله فاطمي‌مؤسس‌ آن‌ بود، بآن‌ دچار شده‌اند. ترور، تخريب‌ و كشتارهاي‌ بسياري‌ توسط‌ فرقه‌ هايي‌ همچون‌ حشاشي‌ها، قرامطه‌،اسماعيليه‌، عبيدي‌ها و بهائيان‌ صورت‌ گرفت‌ و يا كساني‌ كه‌ مكه‌ مكرمه‌ را تصرف‌ و حجاج‌ را به‌ قتل‌ رساندند واجسادشان‌ را درون‌ چاه‌ زمزم‌ انداختند. شرارت‌ اينها تا ظهور صلاح‌ الدين‌ ايوبي‌ ادامه‌ يافت‌ و حتي‌ در صدد ترورصلاح‌ الدين‌ ايوبي‌ هم‌ بر آمدند ولي‌ موفق‌ نشدند و سرانجام‌ خداوند بدست‌ صلاح‌ الدين‌ ايوبي‌ اين‌ فرقه‌ها را تار و ماركرد.تاريخ‌ فاجعه‌ مصيبت‌ بار تخريب‌ كامل‌ بغداد و انهدام‌ فرهنگ‌ غني‌ اسلامي‌ و تجاوز به‌ نواميس‌ مسلمين‌ و كشتار ميليونهامسلمان‌ را توسط‌ هلاكو خان‌ هرگز و هرگز فراموش‌ نخواهد كرد. اين‌ فاجعه‌ كم‌ نظير با تحريك‌ و مساعدت‌ دو تن‌ ازوزيران‌ شيعه‌ معتصم‌ بالله آخرين‌ خليفه‌ عباسي‌ به‌ وقوع‌ پيوست‌. اين‌ دو تن‌ عبارت‌ بودند از محمد بن‌ علقمي‌ ونصيرالدين‌ طوسي‌ منجم‌ و فيلسوف‌ كه‌ با خيانت‌ به‌ معتصم‌ بالله و تسليم‌ او به‌ هلاكو عملاً راه‌ را بر ورود لشكريان‌ تاتار به‌بغداد و انهدام‌ آن‌، باز كردند. اين‌ دو نفر به‌ پاداش‌ اين‌ اقدام‌ خيانتكارانه‌ و جنايتكارانه‌ از سوي‌ هلاكو به‌ وزارت‌ منصوب ‌شدند. 
با اين‌ وجود خميني‌ در كتاب‌ حكومت‌ اسلامي‌ ص‌142 به‌ تعريف‌ و تمجيد از نصير الدين‌ طوسي‌ پرداخته‌ و به‌ هنگام‌ياد آوري