د ياد كرده‌ بود كه‌ شيعيان‌ اينك‌ ديگر تقيه‌ نمي‌كنند. اشخاص‌ حاضر در جلسه‌در جواب‌ گفته‌ بودند از كجا بدانيم‌ شما الآن‌ سوگند خوردي‌ تقيه‌ نكرده‌ باشي‌! ممكن‌ است‌ كه‌ آن‌ آخوند شيعه‌ راست‌گفته‌ باشد اما موضوع‌ تقيه‌كه‌ شيعيان‌ آن‌ را ساخته‌ و به‌ عنوان‌ يك‌ اصل‌ در اصول‌ مذهبشان‌ آورده‌اند، موجب‌ ترديد ودودلي‌ مردم‌ مي‌شود كه‌ آيا آنچه‌ آخوندهاي‌ شيعه‌ و يا حتي‌ عامه‌ شيعه‌ مي‌گويند حرف‌ دلشان‌ است‌ و قلباً به‌ آن‌ چيزي‌كه‌ مي‌گويند معتقد هستند يا اينكه‌ آنچه‌ اظهار مي‌دارند ظاهري‌ است‌ و قلباً و باطناً به‌ آنچه‌ مي‌گويند معتقد نيستند.روشن‌ است‌ كه‌ مردم‌ و اشخاص‌ طرف‌ صحبت‌ شيعيان‌ قابل‌ ملامت‌ و سرزنش‌ نيستند. بلكه‌ ملامت‌ به‌ كساني‌ برمي‌گردد كه‌ اين‌ امر ناشايست‌ و اين‌ رذيلت‌ (تقيه‌) را فضيلت‌ جلوه‌ داده‌اند. بررسي‌ زندگي‌ ائمه‌ اهل‌ بيت‌ كه‌ در راه‌ اعتلاءو دفاع‌ از كلمه‌ حق‌ در معرض‌ ستم‌ و ناملايمات‌ و حتي‌ شكنجه‌ قرار داشته‌اند بخوبي‌ بيانگر ايستادگي‌ و مقاومت‌ آنها برمواضع‌ به‌ حقشان‌ است‌ و نشان‌ مي‌دهد كه‌ اعمال‌ و گفتارشان‌ به‌ غايت‌ از تقيه‌ و فريبكاري‌ بدور بوده‌ است‌. حسين‌ واهل‌ بيت‌ او براي‌ دفاع‌ از حق‌ پذيراي‌ شهادت‌ شدند. امام‌ موسي‌ ابن‌ جعفر با حكومت‌ هارون‌ الرشيد مخالف‌ بود و به‌همين‌ دليل‌ سالها در زندان‌ و اسير بود. 
آخوندهاي‌ شيعه‌ استفاده‌ از تقيه‌ را به‌ غير از شرايط‌ سخت‌ و هنگاميكه‌ خطر جاني‌ در ميان‌ باشد منكر مي‌شوند. اماآنچه‌ كه‌ در كتب‌ خود شيعيان‌ آمده‌ است‌ اين‌ گفته‌ آخوندهاي‌ شيعه‌ را رد مي‌كند از جمله‌ در كتاب‌ كافي‌ آمده‌ است‌مردي‌ كه‌ خوابي‌ ديده‌ بود خدمت‌ جعفر صادق آمد تا خوابش‌ تا تعبير كند. در اين‌ هنگام‌ ابوحنيفه‌ هم‌ در جلسه‌ جعفرصادق حضور داشت‌ جعفر صادق از ابوحنيفه‌ خواست‌ تا خواب‌ آن‌ مرد را تعبير كند. ابوحنيفه‌ خواب‌ مرد را تعبير كرد.جعفر صادق گفت‌ قسم‌ به‌ خدا اي‌ ابوحنيفه‌ تو درست‌ گفتي‌. وقتيكه‌ ابوحنيفه‌ از آن‌ جلسه‌ خارج‌ شد آن‌ مرد گفت‌ من‌تعبير آن‌ ناصبي‌ را پذيرفتم‌ (شيعيان‌ به‌ اهل‌ سنت‌ ناصبي‌ مي‌گويند چرا كه‌ به‌ نظر شيعيان‌ اهل‌ سنت‌ دشمن‌ اهل‌ بيت‌هستند) جعفر صادق گفت‌ تعبير خواب‌ تو آنچنانكه‌ او گفت‌ نيست‌ مرد به‌ جعفر صادق گفت‌ شما كه‌ به‌ او گفتي‌ درست‌تعبير كرده‌ است‌ و سوگند هم‌ خوردي‌. جعفر صادق گفت‌ بله‌ من‌ قسم‌ خوردم‌ كه‌ او به‌ اشتباه‌ رسيده‌ است‌. (الكافي‌الروضه‌ ج‌8 ص‌292) از اين‌ روايت‌ مشخص‌ مي‌شود كه‌ از تقيه‌ در موقعيكه‌ هيچگونه‌ خطري‌ هم‌ در كار نبوده‌، استفاده‌شده‌ است‌ چرا كه‌ ابوحنيفه‌ هيچگونه‌ جبر و زوري‌ بكار نبرده‌ بود تا جعفر صادق و همچنين‌ آن‌ مردي‌ كه‌ خواب‌ ديده‌بود، مجبور به‌ پذيرش‌ تعبيرش‌ كند. 
از موارد تقيه‌ عملي‌ مي‌توان‌ به‌ نماز شيعيان‌ در مساجد اهل‌ سنت‌ اشاره‌ كرد. شيعيان‌ در منازل‌ و مساجد خود برمهرهايي‌ كه‌ ادعا مي‌كنند از خاك‌ كربلا هستند سجده‌ مي‌كنند، اما گاهي‌ اگر در مساجد اهل‌ سنت‌ نماز بخوانند، بدون‌مهر نماز مي‌خوانند و هنگام‌ مراجعت‌ مجدداً در منازل‌ و يا در مساجدشان‌ نماز شان‌ را تكرار مي‌كنند. اين‌ مورد راموسي‌ موسوي‌ كه‌ مراتب‌ فتوي‌ و اجتهاد را در حوزه‌ نجف‌ گذرانده‌، خاطر نشان‌ كرده‌ است‌. ايشان‌ در مقايسه‌ با سايرآخوندها و علماء شيعه‌ نسبت‌ به‌ اهل‌ تسنن‌ آگاهي‌ و انصاف‌ بيشتري‌ دارد و كتابي‌ بنام‌ شيعه‌ و تصجيج‌ نوشته‌ كه‌ كتاب‌در خود تأملي‌ است‌. خمس‌ نقش‌ اساسي‌ و مهمي‌ در مسئله‌ بقاي‌ مذهب‌ شيعه‌ ايفا مي‌كند. 
بر طبق‌ اعتقادات‌ شيعه‌، پيروان‌ اين‌ مذهب‌ بايد خمس‌ يعني‌ يك‌ پنجم‌ درآمد و كسب‌ و كار خويش‌ را به‌ مراجع‌ وامامانشان‌ بدهند اين‌ منبع‌ درآمد عظيمي‌ براي‌ مراجع‌ شيعه‌ است‌ و باعث‌ جمع‌ آوري‌ ثروت‌ زيادي‌ توسط‌ آنان‌مي‌شود. توجيه‌ شرعي‌ كه‌ مراجع‌ و علماء شيعه‌ جهت‌ اخذ خمس‌ كسب‌ و كار مردم‌ به‌ آن‌ متوسل‌ مي‌شوند برداشت‌ وتفسير نادرست‌ آنان‌ از يكي‌ از آيه‌هاي‌ قرآن‌ است‌ كه‌ مي‌فرمايد: «وَاعْلَمُواْ أَنَّمَا غَنِمْتُم مِّن شَيْءٍ فَأَنَّ لِلّهِ خُمُسَهُ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينِ وَابْنِ السَّبِيلِ‌» (آيه‌ 41 سورة‌ انفال‌) ترجمه‌: و بدانيد كه‌ آنچه‌ غنيمت‌ يافتيد از هر چيز يك‌ پنجم‌ آن‌ از خدا و رسول‌ و خويشاوندان‌ (او) و يتيمان‌ و مساكين‌ و مسافرين‌ است‌. 
اين‌ آيه‌ را اينگونه‌ تفسير و از آن‌ استنباط‌ مي‌كنند كه‌ سهم‌ خدا و رسول‌ خدا و ذي‌ القربي‌ بايد به‌ امام‌ و قائم‌ مقام‌ رسول‌پرداخت‌ شود. (مراجعه‌ شود به‌ كتاب‌ مجمع‌ البيان‌ در تفسير قرآن‌ ج‌4 ص‌543 از فضل‌ بن‌ حسن‌ طبرسي‌) 
اما در واقع‌ آنچه‌ كه‌ در اين‌ آيه‌ آمده‌ مربوط‌ به‌ غنائم‌ جنگي‌ است‌ و بر خلاف‌ آنچه‌ كه‌ شيعيان‌ مي‌گويند هيچگونه‌ ارتباطي ‌به‌ كسب‌ و كار و تجارت‌ مردم‌ ندارد. بررسي‌ در سيرت‌ پيامبر (ص‌) نيز نشانگر اين‌ است‌ كه‌ هيچ‌ موردي‌ وجود ندارد كه‌ايشان‌ از كسب‌ و كار مردم‌ سهمي‌ براي‌ خودشان‌ مطالبه‌ كرده‌ باشند. همچنين‌ مؤرخيني‌ كه‌ در كتابهايشان‌ راجع‌ به‌ جمع‌آوري‌ زكوة‌ در زمان‌ خلفاء و اهل‌ بيت‌ مطالبي‌ رانوشته‌اند به‌ اين‌ نكته‌ كه‌ از كسي‌ خمسي‌ مطالبه‌ شده‌ باشد هيچگونه‌اشاره‌اي‌ نكرده‌اند. محمد بن‌ حسن‌ طوسي‌ كه‌ از بزرگترين‌ فقاء شيعه‌ در قرن‌ پنجم‌ هجري‌ و مؤسس‌ حوزه‌ علميه‌ نجف‌است‌ در كتاب‌ فقهي‌ معروفش‌ هيچگونه‌ اشاره‌اي‌ به‌ خمس‌ نكرده‌ است‌ اين‌ در حالي‌ است‌ كه‌ در ان‌ كتاب‌ تمامي‌ مسائل‌فقهي‌ اعم‌ از كوچك‌ و بزرگ‌ بيان‌ شده‌ است‌. همين‌ دلايل‌ و دلايل‌ ديگري‌ كه‌ به‌ بعضي‌ از آنها نيز اشاره‌ خواهيم‌ كردباعث‌ شده‌اند تا بعضي‌ از فقهاء شيعه‌ مجبور به‌ حرام‌ اعلام‌ كردن‌ دريافت‌ خمس‌ از كسب‌ و كار مردم‌ شوند. از جمله‌فقيه‌ شيعه‌ احمد اردبيلي‌ ملقب‌ به‌ مقدس‌ اردبيلي‌. 
مراجع‌ و آخوندهاي‌ شيعه‌ با سوء استفاده‌ از ناآگاهي‌ مردم‌ اقدام‌ به‌ انباشت‌ ثروت‌ عظيمي‌ مي‌كنند و در نتيجه‌ بيشتربدنبال‌ منافع‌ مادي‌ هستند. تصور كنيد اگر نذرهايي‌ را كه‌ توسط‌ مردم‌ بر مزارها و بارگاههاي‌ ائمه‌ و امام‌ زادگان‌ تقديم‌مي‌شود و در نتيجه‌ به‌ مراجع‌ و آخوندهاي‌ شيعه‌ مي‌رسد به‌ خمسيكه‌ آنها دريافت‌ مي‌كنند، بيفزائيم‌ چه‌ سرمايه‌هنگفتي‌ توسط‌ اين‌ مراجع‌ و آخوندها جمع‌ آو