ري که طب وي بمدت هفت قرن در دانشگاه‌هاي اروپا تدريس مي‌شد. و در دانشگاه بروکسل بلژيک تا سال 1909 م درس‌هاي ابن سينا با مراقبت دقيق حفظ مي‌شد. ابوعلي قرن‌ها پيش از شناختن ميکروب‌ها توسط لويي پاستور، موجود بسيار کوچک و نامرئي در آب را عامل بيماري‌ها مي‌دانست. 
ابن سينا در همه زمينه‌هاي علمي و هنري، اثري از خود به يادگار گذاشته است. هنوز هم تعداد زيادي از کتاب‌هاي وي در دسترس است از جمله: 1- شفا در فلسفه 2- الموجز الکبير در منطق 3- اشارات و تنبيهات در حکمت 4- النجات در فلسفه 5- عيون الحکمه در فلسفه و طبيعي و علوم الهي، امام فخر رازي اين کتاب را شرح کرده است. 6- الحکمة المشرقية در حکمت اروپايي آن زمان 7- قانون در طب 8- ارجوزه در طب 9- في ماهية الحزن در مورد غم و اندوه و علل رواني آن 10- انصاف11- تحقق الانسان 12- رساله اضحويه 13- جامع البديع 14- الحکمة العروضية 15- دانشنامه علايي 16- رساله درباره قولنج 17- تعلق النفس بالبدن 18- بقاء النفس الناطقة 19- لغات سديديه در علوم طبيعي 20- رساله نبضيه به فارسي در مورد نبض 21- رساله‌اي در مورد داروهاي قلبي 22- اثبات النبوة 23- حقايق علم التوحيد و.... 
ابن سينا در جواب کساني که او را به علت فلسفي بودن کافر مي‌خواندند سروده است: 
کفر چو مني گزاف و آسان نبود
		محکم‌تر از ايمان من ايمان نبود

در دهر چو من يکي و آخر هم کافر
		پس در همه دهر يک مسلمان نبود

5- ابن خطيب گنجه: تاج‌الدين احمد معاصر سلطان محمود غزنوي از شاعران بزرگ عصر بود. 
6- ابوسعيد احمدبن محمدبن عبدالجليل السجزي: منجم و رياضي‌دان مشهور دوران آخر ساماني و دوران اول غزنوي متوفاي 414 ه‍. ق شرح حال وي در قسمت دانشمندان ساماني آمده است. وي مخترع استرلاب (ستاره‌ياب) خورشيد مرکزي و بنيان‌گذار نظريه گردش زمين بدور خورشيد است. 
7- ابوالحسن کوشيار بن لبان با شهري گيلي: از بزرگان رياضيون و منجمان در بخش سامانيان از وي ياد شده است. 
8- ابوالحسن علي بن محمد الماوردي: متوفاي 450 ه‍. وي از بزرگترين فقيهان زمان خود بود. برخي از آثارش عبارتند از: 1- کتاب الحاوي (مهمترين کتاب فقه) شافعي 2- احکام سلطانيه 3- ادب‌الدين والدنيا 4- القناع در فقه 5- دلايل النبوة 6- قانون الوزارة. از آنجا که بسياري از دانشمندان دوران غزنوي يا عهد ساماني و يا عهد سلجوقي را نيز درک کرده‌اند. لذا در هر دو بخش از اين دانشمندان ياد شده است و علاوه بر آنها صدها شاعر و نويسنده نيز وجود داشته‌اند که به رسم اختصار از ذکر نام و احوال آنها صرف نظر شده است. همچنين براي شناختن دقيق دوران غزنوي ما محتاج به مطالعه دوران سلجوقي بخصوص دانشمندان آن دوره هستيم چرا که علماء دوران اوليه سلجوقي پرورش‌يافتگان دوره غزنوي هستند. و دقت در معلومات و تخصص‌هاي آنها ما را به ارزيابي دقيق دوران غزنوي در زمينه علوم متداول آن زمان راهنمايي مي‌کند. 
بعلاوه اطلاع ما از دوران قبل از مغول تاريخ ايران منحصر به کساني است که توانسته‌اند از چنگال مغول بگريزند و تنها قسمت بسيار کوچکي از فعاليت‌هاي علمي آن دوره را به آيندگان منتقل کنند. دانشمندان و علماء بسيار زيادي قطعاً وجود داشته‌اند که براي هميشه همراه آثار علمي‌شان توسط مغول نابوده شده‌اند. و ما کوچکترين خبري از آنها نداريم بعلاوه چون که قسمت بيشتر حکومت غزنويان در هند بوده است. از ذکر نام دانشمندان آن ديار خودداري شده است. 
......................................
(1) 370.
(2) 388. 
(3) 428. 1- ابواسحاق الپتکين	351 تا 352 
2- اسحاق بن الپتکين	352 تا 355 
3- بکاتکين 	355 تا 362 
4- پيري 	362 تا 366 
5- ناصرالدين سبکتگين 	366 تا 387 
6- اسماعيل‌بن سبکتگين 	387 تا 388 (هفتماه)
7- يمين‌الدوله ابوالقاسم محمودبن سبکتگين	387 تا 421 
8- جلال‌الدين ابواحمد محمدبن محمود 	421 هفت ماه 
9- شهاب‌الدوله ابوسعدمسعودبن محمود 	421 تا 432 
10- شهاب‌الدوله ابوالفتح مودودبن مسعود	432 تا 441 
11 و 12- بهاءالدوله ابوالحسن‌علي ‌بن مسعود و مسعودبن مودود 	441 مجموعاً 2 ماه
13- عزالدوله ابومنصورعبدالرشيد بن محمود بن سبکتگين	441 تا 444 
14- جمال‌الدوله ابوالفضل فرخزاد بن مسعود بن محمود 	441 تا 451 
15- ظهيرالدوله ابوالمظفر ابراهيم، برادر فرخزاد	451 تا 492 
16- علاء‌الدوله ابوسعيد مسعودبن ابراهيم 	492 تا 509 
17- سلطان‌الدوله ابوالفتح ارسلان‌شاه پسر مسعود سوم	509 تا 511 
18- يمين‌الدوله ابوالمظمفر بهرام‌شاه بن مسعود 	511 تا 548 
19- تاج‌الدوله ابوالشجاع خسروشاه بن بهرام‌شاه 	548 تا 554 
20- سراج‌الدوله ابوالملوک خسرو بن خسروشاه	555 تا 582 
دو حکومت محلي در دوران نيمه دوم حکومت ساماني و دوران اول غزنوي وجود داشت. يکي ديالمه آل زيار که فرمانبرداران ساماني و غزنوي بودند. ديگري حکومت ديالمه آل بويه که مذهب شيعه داشت و مدتي حتي خليفه عباسي را نيز تحت کنترل خود داشتند. هر دوي اين حکومت‌ها بدست سلجوقيان منقرض شدند. 1- ابوالحجاج مردآويج بن زيار  	316 تا 323 ه‍. ق 
2- ابوطاهر وشمگيربن زيار  	323 تا 357 ه‍. ق 
3- ظهرالدوله بهستون پسر وشمگير  	357 تا 366 ه‍. ق 
4- شمس‌المعالي ابوالحسن قابوس برادر بهستون   	366 تا 403 
5- فلک المعالي منوچهر بن قابوس   	403 تا 423 
6- نوشيروان بن منوچهر   	423 تا 435 
7- جستان بن شيروان   	435 ه‍. ق
از شاهزادگان زياري امير عنصرالمعالي کيکاووس است که پسر اسکندر بن شمس‌المعالي قابوس بوده است. وي واضع کتاب بسيار مشهور قابوسنامه است که آنرا در سال 475 به عنوان نصيحت‌نامه‌اي براي پسر خود گيلان‌شاه تأليف کرده است. تأسيس دولت بويه به دست سه تن برادر از فرزندان ماهيگيري گيلاني بنام بويه انجام يافته است که عبارتند از: 1- علي برادر بزرگتر 2- حسن برادر ميانه 3- احمد برادر کوچکتر. 
احمدبن بويه در 334 ه‍. ق بدون خونريزي بغداد را تصرف کرد و با خليفه مستکفي به احترام تمام رفتار نموده. مستکفي هم او را خلعت داد و لقب معزالدوله ملقبش ساخت. به برادرش حسن لقب عمادالدوله و به علي لقب رکن‌الدوله داد. از اين تاريخ تا 356 ه‍. ق خلفاي عباسي از هر جهت مطيع آل بويه بودند. احمد معروف به معزالدوله بعد از يک ماه و نيم خليفه را کور کرد و پسرش المطيع‌ باالله را جانشين وي کرد. در مدت حکومت وي شعاير شيعه رواج يافت. در 351 بر درهاي مساجد بغداد لعن معاويه و ساير صحابه را نوشتند و وي مردم را مجبور کرد که در ايام محرم به تعزيه‌داري شهداي کربلا بپردازند و لباس سياه بپوشند. 
بعد از مرگ معزالدوله در سال 356 مملکت آل بويه که بين سه برادر تقسيم شده بود. عملاً از همديگر جدا شدند و قدرت آل بويه رو به ضعف گذاشت. الف- ديالمه فارس 
1- عمادالدولة ابوالحسن علي بن بابويه 320 تا 338 ه‍. ق 
2- عضدالدولة و تاج‌المله ابوشجاع پناه خسرو پسر رکن‌الدولة 338-372 ه‍. ق 
3- شرف‌الدولة ابوالفوارس شير ذيل پسر عضدالدولة 372 تا 379 
4- صمصام‌الدولة ابوکاليجار مرزبان پسر عضدالدولة 379 تا 388 
5- بهاء‌الدولة ابونصر پسر عضدالدولة 388 تا 403 
6- سلطان‌الدولة ابوشجاع پسر بهاء‌الدولة 403 تا 415 
7- عمادالدولة ابوکاليجار مرزبان پسر 