ن فرستاد. اما به علت خيانت فاييق و همدستي وي با سيمجوري آن سپاه فراري شد. و به نيشابور برگشتند. عتبي سپاه ديگري را به بلخ فرستاد و خود نيز عزيمت کرد، اما در سال 372 بدست همدستان ابوالحسن سيمجوري و فايق کشته شد. و اگر در اين هنگام عضدالدوله ديلمي نمي‌مرد. خراسان از دست سامانيان خارج مي‌شد. ابوالحسن سيمجوري در نيشابور مسجدي ساخت و بر آن بود که در آنجا خطبه بنام خليفه فاطمي مصر مستنصر بخواند ولي نوح ثاني با دادن سپهسالاري به سبکتگين پدر سلطان محمود سر و ساماني به لشکريان خود داد و امير سبکتگين با برانداختن قرامطه در هرات و نيشابور و ساير جاهاي خراسان به لقب ناصرالدين مفتخر شد. سپهسالار خراسان شد و پسرش محمود ملقب به سيف‌الدوله و محمود در نيشابور ماند. ولي از سيمجوري و همکارش فايق شکست خورده به پدر متوسل مي‌شود. پدر و پسر سيمجوري و فايق را بسختي شکست مي‌دهند. و شالوده اصل حکومت غزنويان را پي‌ريزي مي‌کنند. دارابن قابوس نيز بعد از معلوم شدن مذهب سيمجوري به پيش نوح ثاني رفته و نوح او را به گرمي مي‌پذيرد. بعد از مرگ نوح ثاني منصور ثاني پسر خردسالش جاي پدر را گرفت. منصور خراسان را به بکتوزون مي‌دهد و قهستان و هرات را نيز به ابوالقاسم سيمجوري برادر ابوعلي سيمجوري مي‌دهد. محمود که در آن اوان بر اثر فوت پدر و استيلاي برادرش اسماعيل بر غزنه از خراسان به غزنه رفته بود. بعد از غلبه بر برادر و سر و سامان دادن به قلمرو حکومت پدرش به خراسان برگشت و از منصور مقام سابق خود را خواست ولي منصور در عوض بلخ و ترمذ و بست و هرات را به وي پيشنهاد کرد. ولي محمود آن را رد کرد. محمود به سرخس حمله برد، و بکتوزون را به پيش منصور منهزم نمود. بکتوزون و فايق در 12 صفر 389 منصور را کور کرد و برادر طفلش عبدالملک را امير خواندند. اين امر موجب خشم محمود شد و در جنگ هر دو سردار را منهزم ساخت سيف‌الدوله خراسان و گرجستان را مسخر خويش نمود. و نام سامانيان را از خطبه انداخت و برادرش نصر را سپهسالار خراسان نمود و خود در بلخ مقيم شد و آنجا را به پايتختي اختيار کرد. و خليفه او را امين‌الملّه و يمين‌الدوله لقب داد. 1- امير عادل، امير ماضي ابوابراهيم اسماعيل بن‌احمد   	259 تا 279 
2- امير شهيد، ابونصر احمدبن اسماعيل   	295 تا 301
3- امير سعيد، ابوالحسن نصر بن احمد   	301 تا 330 
4- امير حميد، ابومحمد نوح بن نصر   	331 تا 343 
5- امير رشيد، ابوالفوارس عبدالملک بن نوح  	343 تا 350 
6- امير مؤيد، امير سديد، ابوصالح منصور بن نوح  	350 تا 366 
7- امير رضي، شاهنشاه ابوالقاسم نوح‌بن منصور  	366 تا 387 
8- امير ابوالحارث، منصوربن نوح  	387 تا 389 
9- امير ابوالفوارس، عبدالملک بن نوح   	12صفرتا‌دهم ذي‌حجه 389 
1- محمدبن علي قفّال چاچي: متوفاي 365 ه‍. ق بزرگترين مروج فقه امام شافعي در ماوراءالنهر صاحب تأليفات بسيار زياد. 
2- ابوالحسن علي بن‌ عمرالبغدادي الدارقطني: متوفاي 385 ه‍. ق محدث بزرگ و فقيه مشهور شافعي عالم به اختلاف الفقهاء صاحب کتب بسيار در فقه و حديث. 
3- ابوبکر محمدبن منذر النيشابوري: از ائمه بزرگ حديث متوفاي 316 ه‍. ق. 
4- ابي نقيم احمدبن عبدالله اصفهاني: وفات 430 ه‍. ق در کتاب ذکر اخبار اصفهان طبقات مختلف محدثين اصفهان تا زمان خود را شرح داده است. 
5- ابوزيدالبلخي شاگرد کندي و استاد زکرياي رازي متوفاي 322 ه‍. ق متکلم – فيلسوف – نويسنده‌اي توانا و بزرگ صاحب کتاب‌هاي زير: 1- تفسير نظم القرآن 2- حدود الفلسفه 3- مايصح من أحکام النجوم 4- الاقاليم در جغرافيا نام کامل وي ابوزيد محمدبن سهل البلخي است. 
6- فارابي: ابونصر محمدبن محمدالفارابي: 260-339 ه‍. ق اهميت فارابي بيشتر در شرح‌هاي او بر آثار ارسطو است. به همين سبب وي را معلم ثاني مي‌خوانند. فارابي داراي آثار زيادي است که بسياري از آنها به زبان‌هاي مختلف ترجمه شده است. برخي از آثار وي عبارتند از: 1- رسالة في مبادي آراء أهل المدينة الفاضلة 2- الجمع بين رأي الحکيمين أفلاطون اللهي وأرسطو 3- فصوص الحکم 4- رساله‌اي در السياست 5- المسائل الفلسفية 6- احصاء العلوم 7- مقالة في معاني العقل 8- الطبيعيات 9- رسالة في علم الاعلي 10- تعاليم في الحكمة و.... 
7- ابوالفضل محمدبن عبيدالله بلعمي: وفات 329 ه‍. وزير فاضل و کاردان و دانشمند امير نصر ساماني وي کتاب کليله و دمنه را از عربي به فارسي ترجمه کرده است. 
8- ابوعلي بلعمي فرزند ابوالفضل محمدبن عبيدالله بلعمي: متوفاي 363 ه‍. ق وزير منصور اول ساماني تاريخ معروف طبري را از عربي به فارسي ترجمه کرده و پس از اختصار متن عربي مطالبي اضافي نيز بدان افزوده است. اين کتاب به تاريخ بلعمي مشهور است. 
9- ابوالحسن علي بن حسين مسعودي: متوفاي 346 جغرافي‌دان و مؤرخ بزرگ قرن چهارم ه‍. ق اثر مهم وي تاريخ مروج الذهب مي‌باشد. 
10- شمس‌الدين ابوعبدالله محمد احمد المقدسي: 340-416 ه‍. ق اثر مهم وي احسن التقاسيم في معرفة الاقاليم در آداب و مذاهب و زبان ملل مختلف در دست است. 
11- ابوالوفا محمدبن بن اسمعيل بن عباسي بوزجاني نيشابوري: 328-387 ه‍. ق از آثار وي مجسطي شامل هفت جزء 2- کتاب في مايحتاج إليه الکتاب والعمال من علم الحساب 3- کتاب الکامل 4- کتاب الهندسه، وي قواعد و قوانيني در مثلثات کشف نموده است. همچنين کاشف حرکات غيرمتشابه قمر مي‌باشد. که اروپائيان ششصد سال بعد بدان پي بردند. 
12- ابوالفتح محمودبن قاسم الصفهاني: از مشاهير مترجمان و رياضي‌دان قرن چهارم ه‍. ق وي کتاب المخروطات ابولويتوس را که هلال بن ابي‌هلال الحمصي کتاب‌هاي 1-4 و ثابت بن قرُ کتاب‌هاي 5-7 آنرا ترجمه کرده بودند، تکميل نموده و سه کتاب اخير را بعربي در آورده و تفسير گرانبهايي بر آن کتاب نوشت که به لاتيني و انگليسي ترجمه شده است. 
13- ابوجعفر خازن خراساني: وفات بين سال‌هاي 349-360 ه‍. ق رياضي‌دان و منجم از آثار موجود وي 1- الآلات العجيبة الرصدية در شرح آلات مختلف 2- تفسير مقاله دهم از کتاب اصول اقليدس. 
14- ابوسهل‌بن رستم الکوهي: در سال 377 که شرف‌الدوله رصدخانه خود را تأسيس کرد. منجم مشهوري بود و در آن رصدخانه به رصد کواکب پرداخت. از آثار اوست: 1- الداوير المتماسة علي الخطوط بطريق التحليل 2- اخراج الخطين من نقطة على زاوية معلومة بطرق التحليل. 
15- ابوسعيد احمدبن عبدالجليل السجزي: منجم و رياضي‌دان بزرگ متوفاي 414 ه‍. ق از آثار فعلي اوست: 1- انقسام خط مستقيم ذي نهايه بنصفين 2- في عمل مثلث حادي الزوايا من خطين مستقيمين مختلفين 3- خواص الشکل المجسم الحادث من ادارة القطع الزايد والمکاني 4- رساله در حل ده مسئله رياضي در جواب رياضي‌داني از شيراز 5- کتاب في مساحة الاگر 6- رسالة في اخراج الخطوط في الدواير الموضوعة من النقط العطاة 7- تحصيل القوانين الهندسية المحدودة 8- رسالة في الجواب عن المسائل التي سئل في حل الأشکال المأخوذة من کتاب المأخوذات لارشميدس 9- جامع شافعي 10- کتاب المدخل في نجوم 11- تحصيل القوانين راجع به قوانيني که منجم براي درک قضاياي نجوم بدان حاجت دارد