اني قبر امام حسين را قبله قرار ده!!! يعني امام در واقع فرموده مشرك شو!! در حالي كه رسول خدا (ص) چنانكه در همين كتاب ملاحظه كرديد فرموده قبر مرا قبله قرار ندهيد و هر كس را كه چنين كند لعنت كرده.
باز در باب «تحريم أكل الطين» «حرام بودن خوردن گل» از همين ابواليسع روايت كرده كه امام صادق فرموده اگر كسي از گل قبر امام حسين (ع) براي بركت بخورد و يا همراه خود نگاه دارد باكي نيست. به واسطة همين روايت شيعه نمايان خاكهايي كه معلوم نيست كدام حقه بازي به نام خاك قبر امام آورده براي شفاء مي خورند!! با آنكه بنا به شرع اسلام خوردن خاك حرام و با مزاج انسان مخالف است، چه رسد به اينکه از مزار حسين (ع) كه تمامش را با سنگهاي مرمر فرش كرده‌اند خاك بردارد؟!
55- ابو الصامت: مجهول الحال است ولي در باب مزار از او بسيار روايت شده است !
56- ابو حماد الاعرابي:  مهمل است زيرا علماي رجال ذكري از او ننموده اند ولي در ابواب مزار از وي روايت كرده‌اند با اينكه در صحت خبر شرط كرده‌اند كه بايد راوي معلوم الحال باشد.
57-ابوهارون المكفوف: يكي از رجال مذموم و مورد لعن أئمه است و مي‌گفته آن خداي قديم كه او را درك نتوان كرد كه ما درك نكرده ايم و اما آنكه خالق و رازق بندگان است پس او امام محمد بن علي الباقر است!! وي از غلات مي‌باشد ولي در ابواب مزار از او بسيار روايت كرده‌اند! رواياتي كه چنين اشخاصي بياورند و در كتب معتبره درج نمايند چه اثر بدي در عوام خواهد گذاشت، چنانكه گذاشته است.
مثلاً ‌در وسائل در باب «استحباب إنشاد الشعر» از اين مرد خبيث دروغي روايت كرده‌اند كه امام صادق فرموده هر كس نام حسين نزد او ذكر شود و به قدر پر مگسي آب از چشمش خارج گردد خدا براي او راضي نشود جز بهشت. اين كذابي كه نه خدا را قبول دارد و نه قرآن را راه نجات را به مردمي بي بند و بار نشان داده!
وهمين روايت او، با عث جري(با جرأت) شدن مدّاحان و ساير مردم شده كه هر كس يك شعر بخواند بهشت براي او واجب است. آن وقت پول ها در مجالس مردم خرج شعر گفتن و اشعار صد كتاب جدا خواندن و در دسته ها دم گرفتن شده است! از جمله شاعري به نام «عماد الدين سيمي» چنين شعر كفر آميزي سروده است: 
در دايرة وجود موجود علي است
	و نذر دو جهان مقصد و مقصود علي است

گر خانة اعتقاد ويران نشدي
	من فاش بگفتمي كه معبود علي است

پناه بر خدا از اينگونه كفريات كه در واقع دشمني با علي است.
58-ابو سعيد المدائني: ممقاني در باب كني مي‌گويد نه اسم ونه وصف او و نه حكم او معلوم شده بلكه به كلي مجهول است!.
59-ابو علي الحراني: در باب مزار از او بسيار روايت شده ولي ممقاني گويد نه اسم او معلوم و نه حال او معلوم است بلكه مجهول و مهمل است.
60-ابو عبدالله الحراني: مجهول و مهمل است.
61-ابو البختري وهب بن وهب: علماي رجال او را كذاب وضعيف وخبيث دانسته اند. فضل بن شاذان فرموده او از تمام مردم دروغگوتر است و او باعث قتل امام زادة عظيم الشأن يحيي بن عبدالله بن حسن (ع) شد زيرا به دروغ نزد هارون الرشيد شهادت داد كه او دعواي امامت دارد و مردم را به سوي خود دعوت مى‌كند. اين سيد بزرگوار عالمي زاهد بود و هارون به او خط امان داده بود و تمام فقهاء آن خط را ديدند و گفتند نقض آن جايز نيست. ولي ابوالبختري در حضور هارون نامه را از دست جناب يحيي گرفت و پاره كرد و گفت خون او به گردن من. لذا هارون او را شهيد كرد و در عوض يك ميليون و ششصد هزار سكه به ابي البختري داد و او را بر منصب قضاوت گماشت: و چنين قاضي با مال و جان مردم چه بازي ها كه نخواهد كرد. دركتاب مزار از چنين كسي در فضل و ثواب بي حساب زيارات روايت كرده‌اند!!.
63- ابو سلمه: از راويان زيارات مجهول الحال است.
64-ابو عماره: مجهول الحال است. اما علماي شيعه از جمله صاحب وسائل الشيعه در باب استحباب إنشاد الشعر از او روايت كرده كه امام صادق به او فرموده‌اي ابوعماره هر كس شعري دربارة حسين بگويد و بگريد و كسي كه شعري بگويد و به گريستن تظاهر كند بهشت براي او ثابت است! ملت ما روايت چنين شخص مجهولي را مدرك نموده و هزاران كتاب مرثيه و اشعار تصنيف به نام امام ساخته و به خيال خود بهشت به گريه و يا به زيارت ويا به گفتن شعري واجب ميشود.
65- ابو النمير: علماي رجال او را مجهول دانسته اند ولي در سلسلة روايات زيارات ابو النمير آمده است.
66-ابو الخطاب محمد بن مقلاص: خبيث و شقي: و او كسي است كه ادعاي نبوت كرد و دربارة امام صادق ادعاي الوهيت نمود و آن امام او را لعن نمود و فرمود مرا در تمام احوال به خوف و ترس انداخته و چنانكه در رجال كشي ص 248 ذكر شده دربارة امام صادق (ع) قائل به علم غيب نيز شد كه امام صادق ضمن تأكيد بر اينكه غيب نمي دانم و در نفي علم غيب از خود سوگند ياد نمود. ابوالخطاب را ملاحظه فرمائيد او راوي زيارات و ثواب هاي آن است و عوام هم اين زيارات را با علاقه واعتقاد مي خوانند!!.
67- احمد بن زكريا: ممقاني و حلي از «فضل بن شادان» روايت كرده‌اند كه اين شخص يكي از كذّابين است در صورتي كه روايات او را در باب زيارات آورده و مردم را مشغول ساخته‌اند!!
68- احمد بن بشير: دو نفر از رجال به اين نام و نسب آمده و هر دو مجهول الحال مي باشند.  ر. ك . ص 101 معرفه الحديث.
69- احمد بن فضل الخزاعي: ضعيف الحال و مذهب او به اتفاق علماي رجال واقفي است.
70-احمد بن محمد الكوفي: علماي رجال او را مجهول مي‌دانند با اين حال طوسي وصاحب وسائل در «باب استحباب زيارة قبر الرضا (ع)» از او روايت كرده‌اند!!
71- احمد بن عبدوس: اكثر علماي رجال مانند حلي او را از ضعفاء دانسته‌اند ولي بعضي او را مجهول شمرده‌اند.
72-احمد بن أبي عبدالله: چنين عنواني در كتب رجال نيست ولي در وسائل «باب استحباب زيارة النبي والأئمه في كل جمعة» از او مرفوعاً يعني بدون ذكر راويان وسط روايت كرده‌اند كه امام صادق ؛ فرموده هرجمعه غسل كن و بر بالاي بام خانه برو و هر طرف كه رو كردي قبر امام همان طرف است و بگو السلام عليك يامولاي ... !! در واقع غير مستقيم گفته كه امام را  –نعوذ بالله – مانند خدا فرض كن كه فرموده: ﴿فَأَيْنَمَا تُوَلُّواْ فَثَمَّ وَجْهُ اللّهِ﴾. (البقره :115).- پس به هر سو كه رو كنيد، خدا آنجاست.
73-احمد بن محمد بن داوود: علماي رجال او را مجهول مي‌دانند ولي در ابواب مزار از اين شخص مجهول روايات بسيار آورده‌اند!
74-احمد بن مازن: چنين نامي در رجال نيست ممكن است راويان كذاب به خيال خود آن را تراشيده باشند!
75-احمد بن علي الانصاري: در كتب رجال نامي از او نيست و حال او مجهول است ولي وسائل درجلد دهم ص439 و ساير كتب مزار از او روايت كرده‌اند كه گفت امام رضا وارد قبه‌اي شد كه در آن قبر هارون الرشيد بود درخانه حميد بن قحطبه و فرمود اين خاك من است كه در آن دفن مي شوم وبه زودي اينجا محل رفت و آمد شيعيان و دوستانم خواهد شد و به خدا قسم زائري بر من سلام نمي‌كند مگر آنكه آمرزش خدا شامل او مي‌شود و رحمت او و شفاعت ما براي او واجب گردد: و اين روايت معلوم الكذب است، زيرا در زمان ر