چاپ جديد تهران، جلد هشتم، ص 382) مينويسد: «كان مما عملوه بناء بيت المقدس» يعني ازجمله چيزهاي كه شياطين براي حضرت سليمان (ع) ساختند بيت المقدس بود، آنگاه مطلب را بدين عبارت دنبال مى‌كند: «توفاه الله (داوود) واستخلف سليمان فأحب إتمام بيت المقدس فجمع الجن والشياطين وقسم عليهم الأعمال» يعني: چون خدا جان داوود را گرفت سليمان جانشين او گشت و خواست بيت المقدس را به اتمام رساند لذا جن و شياطين را جمع نمود وكارهاي بيت المقدس را در ميان آنها تقسيم كرد كه هر طائفه‌اي به كار مخصوصي بپردازد. سپس كار هر دسته‌اي را شرح مي‌دهد و جالب اينكه قرآن همين ساختن بيت المقدس را عذاب مهين مي خواند و مي‌فرمايد: ﴿لَّوْ کَانُوا يَعْلَمُونَ الْغَيْبَ مَا لَبِثُوا فِي الْعَذَابِ الْمُهِينِ﴾. (سـبأ:14) .
تفسير «منهج الصادقين» (چاپ علمي تهران، جلد هفتم، ص 353 و 354) شرح ساختمان بيت المقدس را به وسيلة جنيان به تفصيل بيان مي‌كند چنانكه گويي هيچ انساني در بناي آن دخالت نداشته و در تفسير آية شريفة ﴿مَا لَبِثُوا فِي الْعَذَابِ الْمُهِينِ﴾. مينويسد: گويند هنوز يكسال كار مانده بود در بناي بيت المقدس كه متقاضي اجل به سليمان در آمد طلب وديعه‌ي روح نمود سليمان كسان خود را وصيت كرد كه مرگ مرا فاش نكنيد و مرا بر عصايم تكيه دهيد تا جن از عمل خود باز نماند و مسجد به اتمام رسد. و در بحار الانوار (چاپ كمپاني جلد پنجم، ص350-351 ) نيز همين مضمون آمده است. 
پس تعمير مزار اميرالمومنين با كاري كه جنيان متصدي آن بودند چگونه مقايسه‌اي است؟!. 
خامساً: اگر تعمير قبر اميرالمؤمنين ثوابي داشته چرا خود صادق (ع) كه به آن داناتر بود و قدرت مالي داشته (چنانكه خود آن جناب مي‌فرمايد: من ثروتمندترين اهل مدينه هستم. . .) قيام نكرد و اگر گفته شود كه نفوذ معنوي نداشت، مي بينيم چنين نيست زيرا آن حضرت در بحبوحة قدرت خلفاي جور, رئيس شرطة داوود بن علي حاكم مدينه را كه معلي بن خنيس را كشته بود به وسيلة پسرش اسماعيل كشت (چنانكه دررجال كشي آمده است) و كسي هم متعرض وي نگشت. 
تعمير قبر امير المؤمنين، از اين كار، خيلي آسانتر بود وخوف ديگري هم در بين نبود وراستي اگر تعمير قبر علي و اولاد او عليهم السلام كار باثوابي بود جا داشت كه خود حضرت صادق (ع) قبر يكي از علويين حداقل پسر خود، اسماعيل را تعمير نموده و قبه و بارگاهي براي او بسازد تا هم كار باثوابي را تعليم شيعيان كرده باشد و هم از شهرت زنده بودن اسماعيل كه بعد از وي اسماعيليه قائل شدند و موجب فساد بي شماري گرديدند، بكاهد و به هر صورت يكي از ائمة معصومين و يا مؤمنين مي توانست اين سنت سَنِيّه را به جا آورد تا بعداً مورد استناد ديگران قرار گيرد.
سادساً: فرض كنيم كه تعمير قبور اميرالمؤمنين و اولاد او سلام الله عليهم اجمعين كار ثوابي باشد ديگر گنبد و بارگاه ساختن براي هر امامزادة خيالي چرا؟ مگر اينكه بگوئيد چون امامزاده ها هم سادات و از اولاد اميرالمؤمنين اند مشمول اين حديث بسيار شريف! و راست مي‌شوند كه در اين صورت بايد گفت براي تمام سادات كه از دنيا مي‌روند و البته يقين به موجوديتشان بيش از بيشتر امامزاده هاست بايد گنبد و بارگاه درست كرد ولي آيا مي دانيد درچنين صورت وضع اين مملكت چگونه خواهد شد؟!
چنانكه گفتيم حداقل ثلث مسلمانان از سادات ومنسوب به پيغمبر و ائمة اطهار اند، با قبول اين معني بايد يك طاق سر تا سري به تمام ايران و كشورهاي اسلامي زد و آن را قبرستان امامزادگان ناميد! هر چند همين الان هم بهتر از قبرستان نيست؟!
سابعاً: فساد اين عمل منحصر به گور امامزادگان نيست، بلكه چنان كه مي بينم به طبقة مترف و مسرف كه خود را اشراف كشور مي‌دانند نيز سرايت كرده.
الان درهمين شهر قم قبرستانهاي عجيب و غريبي ساخته شده كه لاشة گنديدة ثروتمندان و دزدان اجتماعي را در آن دفن مى‌كنند و صاحب مقبره و خادم و قاري و فرش و چراغ و امثال آن هم هستند و يك نفر از پولدارهاي گردن كلفت تهران لابد براي رضاي خدا! مقبرة خيلي مجلل در اين شهر ساخته كه هر بقعه اي را به ثروتمندان تهران و شهرستان به سي يا چهل هزار تومان مي فروشد.
آري اين است آنچه پاره‌اي حاميان دين از آن دفاع مى‌كنند و اين عمل مجوسي رايكي از اركان دين خاتم النبين مي پندارند و اگر كسي سخن گويد او را به تير تهمت و هر گونه صدمه اي كه از دستشان بر آيد آزار مي دهند و از خدا شرم و از پيغمبر آزرم واز روز قيامت وحشتي ندارند!اينك برويم سراغ احاديثي كه از جانب پيغمبر و ائمه(ع) در باب نهي از تعمير قبور وارد شده و آن احاديث شريف را كه كتاب خدا و سنت پيغمبر نيز مؤيد آنهاست با اين حديث قلابي مقايسه كنيم:
1- دركتاب «محاسن» برقي و «وسائل الشيعه» باب 43 از ابواب دفن اموات از اصبغ بن نباته از اميرالمؤمنين (ع) روايت شده كه فرمود: «من جدد قبراً أو مثَّل مثالاً فقد خرج عن الإسلام».
كسي كه قبري را تجديد كند(يعني بعد از مندرس(فرسوده) شدن از نو تعمير نمايد)يا مجسمه اي بسازد در حقيقت از اسلام خارج شده است.
2- دركتاب كافي از ابي القداح روايت شده كه امام جعفر صادق (ع) فرمود: «قال أميرالمؤمنين (ع) بعثني رسول الله (ص) المدينة في هدم القبور وكسر الصور فقال لا تدع صورة ‎إلا محوتها ولا قبراً إلا سويته».
- علي (ع) فرمود: رسول خدا (ص) مرا به مدينه گسيل داشت(فرستاد) براي خرابي گورستانها و شكستن صورتها(تصوير و مجسمه) و فرمود: هيچ تصويري مگذار مگر اينكه آن را محو كني و هيچ قبري را مگذار مگر اينكه آن را با زمين مساوي گرداني.
3- شهيد اول در كتاب «ذكري» از ابي الهياج روايت نموده كه امير المؤمنين (ع) به او فرمود: «أبعثني عليه رسول الله لا ترى قبراً مشرفاً إلا سويته ولا تمثالاً إلا طمسته».
- تو را به مأموريتي ميفرستم كه پيامبر مرا به چنين مأموريتي فرستاد، هيچ قبري را كه از زمين بلند شده (يعني آن را بالا آورده‌اند) مگذار مگر اينكه آن را مساوي زمين گرداني و هيچ تمثال و مجسمه‌اي را مگذار مگر اينكه آن را از بين ببري.
4- دركتاب تهذيب شيخ طوسي ووسائل الشيعيه باب 44 از ابواب دفن آورده‌اند: «عن علي بن جعفر قال سألت أبا الحسن موسى (ع) عن البناء على القبر والجلوس عليه هل يصلح؟ قال: لايصلح البناء عليه ولا الجلوس ولا تجصيصه ولا تطيينه».
- علي بن جعفر ميگويند: از برادارم موسي بن جعفر (ع) سؤال كرد كه آيا ساختمان روي قبر و نشستن بر روي آن خوب است؟ فرمود: نه ساختمان روي قبر خوب است و نه نشستن بر روي آن، نه گچ‌كاري آن و نه گل مالي نمودن آن.
5- در مجالس شيخ صدوق از صادق (ع) روايت كرده كه آن حضرت از اجداد بزرگوارش روايت نمود و گفت: رسول خدا (ص) از گچ مالي نمودن قبر و نماز خواندن در آن نهي فرمود.
6- در محاسن برقي از جراح مدايني از ابي عبدالله صادق (ع) روايت شده كه فرمود: «لا تبنوا على القبور و لا تصوروا سقوف البيوت فإن رسول الله (ص) كره ذلك» 
- بر قبرها بنا نكنيد و سقفهاي خانه ها را نقاشي نكنيد براي اينكه رسول خدا (ص) اين 