العابدين إ از زيارت قبر رسول خدا (ص) چنانكه شرح آن گذشت و متروك بودن و مزار نبودن روضه‌ي مبارك بيش از يك قرن، همه اين را مي‌رساند كه زيارت قبور، مقبول و مأمور شارع وبزرگان دين و اهل بيت رسول نبوده.
اما از آنجا كه گويي روح بت پرستي كه از آن جمله مرده پرستي است، در طبيعت آدمي چنان ممزوج است كه زدودن آن مشكل است و رياضت (تمرين) مستمر لازم دارد كه روح توحيد خالص در آن رسوخ يابد چنانكه باريتعالي از آن بدين بيان خبر مي‌دهد كه: ﴿وَمَا يُؤْمِنُ أَکْثَرُهُمْ بِاللّهِ إِلاَّ وَهُم مُّشْرِکُونَ﴾. (يوسف:106). - بيشتر ايشان جز با حالت شرك ايمان نمي‌آورند. 
و چنان مي فهماند كه حتي بسياري از كساني كه اظهار ايمان مى‌كنند نيز از آن در امان نيستند، ‌اينست كه مي بينيم بعد از فوت رسول خدا (ص) و رفت و آمد مسلمين با مللي همچون مصر و ايران كه به مردگان خود عنايت خاصي داشتند و بر قبر آنان ضريح و قبه مي افراشتند، به تدريج روح مرده پرستي در مسلمانان رو به نمو و توسعه نهاد، تا اينكه در ظرف كمتر از صد سال خصوصاً بعد از اختلاط مسلمين با ايرانيان و مصريان كه به مرده پرستي شاخص و ممتاز بودند و مقابر سلاطين و فراعنه در اين ديارها بهترين شاهد روح مرده پرستي در اين ملتها است. همان عقايد خرافي ايام جاهليت به شديدترين صورت با آميخته شدن به عقايد مرده پرستان ملل ديگر، بازار مرده پرستي را رواج داد.
و با اينكه ده‌ها روايت از پيغمبر و ائمه (ع)در نهي از تعمير و تجصيص و تجديد قبور و ساختن قبه و بنا بر قبور وارد شده است كه ما برخي از آن را دركتاب ارمغان آسمان (ص 285 به بعد) آورده ايم، و در اينجا مجال ذكر همه روايات و احاديث نيست(3)  . و شارع مقدس به قدري از اين عمل بيزار و بر ملت اسلام از آن بيمناك بود كه برطبق احاديث بسيار، رسول خدا (ص) در آخرين ساعات عمر خود با تضرع و الحاح(پافشاری) از درگاه إلهي تقاضا مي كرد كه:  «اللهم لا تجعل قبري وثناً يعبد». - خدايا قبر مرا بتي قرار مده كه پرستيده شود.
 زيرا به روح مرده پرستي مردم آشنا بود كه خيلي زود ممكن است به جاهليت قبلي و مرده پرستي برگردند. و اميرالمؤمنين علي (ع) با مخفي داشتن قبر فاطمه سلام الله عليها و وصيت به مخفي كردن  قبر خود قصد داشت از انصراف و توجه مردم ازخالق به خلق جلو گيري شود(4) .
بدبختانه طولي نكشيد كه صدها قبه و بارگاه با زينتها و جملات عجيب در اطراف و اكناف كشور اسلامي برگور مردگان بر افراشته شد و نوك گنبدهاي آنها سر برآسمان سود و موقوفات و نذورات بي حد و حساب بر آن بارگاهها به حدي رسيد كه متصديان امور اوقاف ادّعا مى‌كنند كه ربع املاك وقفي ايران بلكه بيشتر، ‌وقف برگور مردگان است! كار افراط و گزاف در اين خصوص به جايي رسيد كه طبق خبر مندرج در روزنامه كيهان شمارة 8271 مورخ 25/11/49 يكي از لوسترهاي يكي از اين بارگاهها در ايران به بهاي بيست ميليون تومان خريداري شده است، و در ميان لوسترهاي زيادي كه خريداري شده لوستري وجود دارد كه داراي هشتصد شاخه است. اين لوسترها در خارج به صورت مجزا خريداري و وارد شده است. و به وسيله كارشناسان، مونتاژ و نصب گرديده است. چندين لوستر تا اين تاريخ نصب شده و نصب بقيه لوسترها كه جمعا 95 عدد مي‌باشد. چندين ماه به طول مي‌انجامد، ‌يك مقام به خبرنگار كيهان گفت: به نصب لوسترهاي جديد، لوسترهاي قديمي كه ارزش هنري وتاريخي دارند، درموزه نگهداري خواهد شد، درميان لوسترهاي قديمي نيز لوسترهاي گران قيمت زيبا وجود دارد كه در ايران كم نظير هستند».
اين يك نمونه ازجمله تجملات و زينتهايي است كه در اين بارگاه صورت گرفته است.
و همه روزه اموال زياد و بي پايان، برگور مردگان نثار و وقف مي‌شود كه از آن جمله خبر مندرج دركيهان شماره 8642 ،مورخ 17/2/51 مي‌باشد. «حاج آقاحسين ملك كه رقم اموال موقوفه او چندي پيش سر به سه ميليارد تومان زد. بهمن ماه سال گذشته، ‌چهار صد ميليون تومان، ‌اموال باقيمانده خود را كه در موزه ملك به صورت تابلو، ‌نقاشي، فرش، دستخط فرمان شاهان و اشياء عتيقه نگهداري مي‌شود، وقف آستان قدس رضوي كرد ...».
به راستي چقدر از اين اموال و املاك كه بدين صورت تلف و هدر مي‌شود منظور نظر شارع است؟ آيا چيزي از آن صرف امور تعليم معالم دين، ‌رسيدگي به حال فقراء و ضعفاء، كمك به محتاجان و درماندگان و اداي دين مديوناني(بدهكاراني) كه از پرداخت ديون(بدهي) خويش عاجزند و همراهي و تعاون به جوانان از دختران و پسران عزب(مجرد) كه نياز شديد به ازدواج دارند، خريد دارو و غذا براي بيماران، نشر و ترويج و تأليف و چاپ كتبابهايي كه حاوي حقايق دين اند مي‌شود؟!
دركتاب «أنساب الأشراف بلاذري» (2/504) صورت وقفنامه اميرالمؤمنين علي (ع) بدين قرار آمده است: «هذا ما وقف علي بن أبي طالب،أوصى به أنه وقف أرضه القائمة بين الجبل والبحر أن ينكح بها الأيم ويفك الغارم فلاتباع ولا تشتري ولا توهب حتى يرثها الله الذي يرث الأرض ومن عليها».
- امير المؤمنين علي (ع) زمين هايي راكه بين جبل(كوه) و بحر(دريا) دارد وقف مي‌كند كه از در آمد آن، ‌زنان بي شوهر ازدواج كنند و مقروضين از مسؤوليت قرض و دين خود آزاد شوند و ....
اما كساني كه ادعاي پيروي از آن حضرت را دارند و خود را شيعه آن بزرگوار مينامند و قفشان بر گور مردگان و ايجاد مفت خواران آن است! خدا شاهد است كه اكثر قريب به اتفاق آنها صرف اموري مي‌شود كه مبغوض شارع و منهي عنه مي‌باشد.
اين افراط و گزاف در حالي صورت ميگيرد كه قبلا نيز گفتيم بيش از صد حديث در كراهت اين اعمال و بخصوص تعمير قبور واعتكاف در آنها وارد شده است.
يكي از فقهاي بزرگ شيعه، محمد بن مكي معروف به شهيد اول دركتاب گرانقدر خود «ذكري» ضمن آداب دفن اموات نوشته است: «أما وضع الفراش عليه والملحدة فلا نص فيه، نعم روى ابن عباس من طريقهم أنه جعل في قبر النبي (ص) قطيفة حمراء والترك أولى لأنه إتلاف للمال فيتوقف على إذن الشارع ولم يثبت».
- درباره انداختن فرش روي قبر و لحد درست كردن بر قبر، از جانب شارع نصي وارد نشده است، ‌آري از ابن عباس از طريق سنيان روايت شده است كه بر قبر پيغمبر (ص) يك قطيفه سرخ انداخته بودند، (آنگاه خود شهيد مي‌فرمايد) ترك اين عمل (حتي يك قطيفه انداختن روي قبر پيغمبر) بهتر است، ‌زيرا اين كار موجب اتلاف مال است و انجام چنين عملي متوقف بر اجازه ي شارع است و چنين چيزي از طرف شارع ثابت نشده است! .
آري گذاشتن يك قطيفه در قبر پيغمبر (ص) جايز نيست و تلف كردن مال است! اما از نظر ما و براي آيت الله هاي زمان ما چندين ميليون و ميليارد اموال را در زير گنبدهاي طلا وغير طلا معطل كردن و تلف نمودن جايز است، ‌خدايا اين چه مسلماني است كه حسابي در كارش نيست؟!
باري پس از آنكه آثار جاهليت در زيارت اموات و روح مرده پرستي بعد از رسول خدا (ص) در اسلام زنده شد كساني كه بت پرستي در طبيعت آنها موج ميزد به تحريك دشمنان اسلام همان آداب و سنن بت پرستي را ترويج كردند، ‌از جمله ساختن بناهاي عظي