ند؛ زيرا ميداند كه خوردن ونوشيدن آنها برايش ضرر دارد، اگر بخورد وبنوشد تكليف زياد ميگردد،  لذا از آن پرهيز مينمايد.
دشمن چهارم: شيطان انس است، اينها همان بندگان عصيانگر اند كه بازيچه دست شيطان قرار گرفته ومرتكب منكرات ميشوند، واين عمل منكر را به هر كسيكه با آنها مجالست نمايد انتقال ميدهند، راه خلاصى ازين دشمن جستن از آنها وعدم نشست وبرخاست با آنها است.هدف عالى مسلمان در زندگى حيات اين دنيا وبهره مند شدن از مغريات فانى آن نيست، بلكه هدف عالى زندگى در اسلام آماده گيرى براى سعادت حقيقى وحيات جاودانى است، وآن همان زندگى بعد از مرگ وحيات آخرت است، مسلمان صادق دنيا را بعنوان وسيله مورد استفاده قرار ميدهد، وآنرا مزرعه آخرت ميداند كه غايه وهدف مسلمان نميباشد. مسلمان هميشه اين قول خداوند جل جلاله را بياد آورد كه:[وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ]
سوره الذاريات آيه 56
واين هدايت خداوندى را تكرار ميكند كه:[يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَلْتَنظُرْ نَفْسٌ مَّا قَدَّمَتْ لِغَدٍ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ - وَلَا تَکُونُوا کَالَّذِينَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنسَاهُمْ أَنفُسَهُمْ أُوْلَئِکَ هُمُ الْفَاسِقُونَ - لَا يَسْتَوِي أَصْحَابُ النَّارِ وَأَصْحَابُ الْجَنَّةِ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ هُمُ الْفَائِزُونَ]
سوره الحشر  ايات 18-20 
يعنى اى مؤمنان از خدا بترسيد، وهر نفس فكركند، وبيبيند كه براى فردا چه تقديم كرده است، واز خدا بترسد هر آئينه خداوند جل جلاله آگاه است به آنچه شما ميكنيد، ونشويد مانند آنهائيكه خدا را فراموش كردند پس فراموش ساخت براى آنها نفس هايشانرا، آنها فاسقان اند، اهل دوزخ با اهل بهشت برابر نيستند، اهل بهشت همانا پيروز شده گانند.
ودر آيه ديگرى ميفرمايد:[فَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْرًا يَرَهُ - وَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ ]
سوره الزلزله آيه 7-8 
مسلمان چون آيات امثال آنرا ميخواند در مى يابد كه هدف او در اين زندگى چيست لذا بخاطر آينده وحياتيكه در انتظار اوست آماده گيرى نموده وخداوند جل جلاله را به اخلاص عبادت ميكند، وعملى را انجام ميدهد تا موجب رضاى اوگردد تا در فضاى پر فيض وبركت عبادت درين جهان احساس راحت نموده در دنياى ديگرى فضل واكرام خداوندى شامل حالش گردد، همانست كه خداوند جل جلاله اورا درين جهان در پناه لطف خود ورعايت خود قرار ميدهد، پس عبادات مفروضه را مطابق اوامر خداوند جل جلاله انجام ميدهد، واز آن احساس لذت ميكند، مناجات خداوند دل اورا منور ميسازد، وبا ذكر خدا اطمئنان قلبى برايش حاصل ميگردد، به مردم نيكى ميكند ومردم از او راضى شده در حقش دعاى خير ميكنند، وچون دعاى آنها را ميشنود انشراح صدر ومسرت برايش حاصل ميگردد، وچون با پستان ودونان  برخورد كند كه قيمت نيكى واحسان را نشناخته كفران نعمت ميكنند احساس ناراحتى نمى كند؛ زيرا نيكى را او بخاطر رضاى خداوند جل جلاله انجام داده است پس مردم از او خوش باشند ويا نباشند براى او تفاوت نميكند، واين مسلمان چون سخن گمراهان وعناصر فاسد را بشنود كه عليه دين تاخت وتاز ميكنند، وبه متدينين توهين واستهزاء مىكنند اين چيزها هنوز هم عشق وعلاقه اورا در تمسك بدين قوت مىبخشد،  اودر اداره ويا مزرعه ويا فابريكه ويا تجارتخانه كار مى كند تا مسلمانان از ثمره عمل او نفع بردارند، ودر عين حال مايه اجر اخروى او مى گردد، وخودش هم از ثمره كسب وعمل خويش حيات آبرومندانه را كمائي ميكند.
او كار مى كند وزحمت ميكشد، وميخواهد آبرومند با وقار زندگى كند زيراكه ميداند خداوندجل جلاله مؤمن قوى وصاحب كار وييشه را نسبت به مؤمن ضعيف وناتوان دوست دارد مسلمان در خورد ونوش، خواب وبيدارى خويش جانب وسط را رعايت مىكند تا در اطاعت خداوند قوت ونيرو پيدا نمايد، با همسر خود معاشرت مى نمايد تا عفيف بماند اولاد ميخواهد تا خداوند جل جلاله را پرستش كنند در مرگ وزندگى برايش دعاء كنند، وباوجود آنها وامثال شان مسلمانان صالح زياد كردند، وبدينوسيله از هم اين چيزها برايش اجر وپاداش داده مى شود ودر برابر هر نعمت ازين نعمت ها شكر خدا را بجا مى آرد، وبلطف خداوند جل جلاله معترف گشته به يقين ميداند كه اينها همه اثر لطف ونعمت خداوند جل جلاله است ودر برابر اين شكرآن بار ديگر مستحق اجر وپاداش ميگردد، وچون برايش كدام تكليفى چون بيمارى، گرسنگى، خوف ومصائب ديگرى عايد گردد ناقرارى از خود نشان نداده ومعتقد مى شود كه اينهم از طرف خداوند جل جلاله است لذا در برابر تقديرات الهى رضا مندى نشان داده وصبر كند وحمد خدا را بجا آورده عقيده مينمايد كه اين مصائب يك امتحان خداوندى است. پس در برابر اينها صبر واستقامت را از دست ندهد، اينجاست كه حمد خدا را بجا مى آرد، ومشكل برايش آسان ميگردد، وطورى آنرا استقبال ميكند قسميكه مريض داروى تلخ را ميخورد زيرا او ميداند كه دواء وسيله شفاى اوميگردد، وچون مسلمان با اين روحيهء عالى در زندگى بسر برد بخاطر نيل سعادت حقيقى وجاودان كدورت هاى زندگى باعث ملامت خاطر اونمى كردد، او بدون شك درين زندگى احساس سعادت مى كند وسعادت جاودان در دنياى ديگر هم به انتظار اوست. خداوند ميفرمايد:[تِلْکَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُهَا لِلَّذِينَ لَا يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَلَا فَسَادًا وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ]
سوره القصص آيـه 83 
يعنى زندگى آخرت را براى آنهائي قرار داده ايم كه اراده سركشى وفساد را در روى زمين ندارند وعاقبت از پرهيزگاران است.
ونيز مى فرمايد:[مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِّن ذَکَرٍ أَوْ أُنثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُم بِأَحْسَنِ مَا کَانُواْ يَعْمَلُونَ]
سوره النحل آيه 97 
درين آيه كريمه وامثال آن خداوند خبر ميدهد مرد وزن مسلمانيكه بخاطر كسب رضاى خداوند عمل صالحى را انجام ميدهد خداوند آنها را هم در  اين دنيا وهم در جهان ديگر سعادتمند، وخوشبخت مى گرداند، ودرين مورد رسول اكرم (صلى الله عليه وسلم) چه خوش فرموده اند: (عَجَباً لأمْرِ الْمُؤْمِنِ إِنَّ أَمْرَهُ كُلَّهُ خَيْرٌ وَلَيْسَ ذَاكَ لأَحَدٍ إِلا لِلْمُؤْمِنِ إِنْ أَصَابَتْهُ سَرَّاءُ شَكَرَ فَكَانَ خَيْرًا لَهُ وَإِنْ أَصَابَتْهُ ضَرَّاءُ صَبَرَ فَكَانَ خَيْرًا لَهُ).
تعجب است بر مسلمان كه كارش همه خير است، چون خوشى برايش برسد شكر مى كند پس برايش خير ميشود وچون ضررى برايش برسد صبر ميكند پس اين ضرر هم برايش بخير تمام ميشود.
از آنچه تا اينجا آمديم به اين نتيجه ميرسيم كه اسلام تنها مقياس (معيار) صحيح براى نيك وبد بوده، واين يگانه برنامه نيك وعادلانه است وديگر هر چه مذاهب فكرى ومكتبهاى بشرى وجود دارد چه در ساحه علم روانشناسى، واجتماع، وتربيه باشد، وچه 