كى از شما تا آنكه آنچه را براى خود دوست دارد براى برادر مسلمان خود نيز دوست داشته باشد.
وآنحضرت (صلى الله عليه وسلم) در خطبه عظيم خويش حجة الوداع در آخر حيات خويش ايراد فرموده بودند چنين ارشاد نمودند.
(يا أيها الناس إن ربكم واحد وأباكم واحد، ألا لا فضل لعربي على عجمي، ولا لعجمي على عربي، ولا لأسود على أحمر، ولا لأحمر على أسود إلا بالتقوى، أبلغت؟ قالوا بلغ رسول الله)
ونيز فرمودند: (إن دماءكم وأموالكم وأعراضكم عليكم حرام كحرمة يومكم هذا في شهركم هذا، وفي بلدكم هذا، ألا هل بلغت؟ قالوا نعم، فرفع اصبعه إلى السماء وقال: اللهم فاشهد)
يعنى اى مردم! هر آئينه پروردگار شما واحد است وپدر شما يكى است آگاه باشيد كه هيچ برترى ندارد عربى بر عجمى، وعجمى بر عربى، وسياه را برسرخ، وسرخ را بر سياه، مگر بنا بر تقوى، آيا رسانيديم؟  أصحاب جواب دادند آرى رسانيد رسول خدا. 
هر آئينه خونهاى شما، اموال شما، شرف تان بر يكديگر تان حرام است مانند حرمت امروز ودرين ماه ودرين شهر آيا رسانيدم؟ گفتند آرى، سپس دست مبارك خود را به طرف آسمان بلند كرد وفرمود: خدايا گواه باش.‏خداوند به مسلمانان امر نموده كه براى تنظيم امور خود امام وخليفه انتخاب كرده، وبه  بيعت كنند، ومتحد گردند، وتفرقه وجدائى را كنار گذارند، واطاعت امير يا امام خود را كنند، تا كه امير يا امام مخالف امر خدا امر نكرده باشد.
وهدايت داده، هرگاه مسلمان در سرزمين بسر برد كه در آنجا قادر به اظهار اسلام ودعوت به اسلام نباشد، بايد به كشورى هجرت كند كه شريعت خداوند جل جلاله در آنجا حاكم بوده، وامام وخليفه مسلمان در آنجا قدرت را بدست دارد.
اسلام به حدود جغرافى، وسياسى، وقوميتها، ونژاد ها اهميت نگذاشته واعتراف نميكند، جنسيت مسلمان اسلام است بندگان خداوند جل جلاله حق دارند بدون اينكه مانعى در برابر شان قرار بگيرد، هر جاكه خواهند مسافرت كنند مشروط بر اينكه به شريعت اسلام متعهد وپايند باشند، واگر مخالف شريعت عملى از او سر زند محكوم به سزا مىگردد. تطبيق وانفاذ شريعت باعث امنيت، ورخاء، وسلامتى اموال واعراض، وارواح بوده، وعدم تطبيق آن مايه توليد فساد وبى امنيتى مى گردد،
اسلام بغرض صيانت وحفظ عقول تناول ونوشيدن مواد مخدره ونوشيدنيها نشه آور را حرام قرار داده، وجزاء شارب ماده نشه آور را جلد تعيين كرده كه از چهل دره تا هشتاد دره بر وى نافذ مى گردد، تا عقلها سالم ماند، ومردم از شر اين اعمال در امن باشند.
وجهت حفظ جانهاى مردم قصاص را مشروع ساخته پس اگر كسى انسانى را كه محقون الدم است به قتل مى رساند، دربرابر جرمش قصاص ميشود، اگر كسى را زخمى رساند در برابر آن هم از او قصاص گرفته ميشود وبراى مسلمان حق داده كه از جان مال وشرف خود دفاع نمايد.
خداوند جلّ جلاله ميفرمايد:[وَلَکُمْ فِي الْقِصَاصِ حَيَاةٌ يَاْ أُولِيْ الأَلْبَابِ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ]
سوره البقره آيه 179

يعنى در مشروعيت قصاص براى شما حيات وزندگى است، اى صاحبان خرد تا شود كه شما پرهيزگار گرديد.
وپيغمبر اكرم (صلى الله عليه وسلم) ميفرمايد: (مَنْ قُتِلَ دون نَفْسِه فهو شهيد، ومَنْ قُتِلَ دُونَ أهلهِ فهو شهيد، ومن قُتِلَ دُونَ ماله فهو شهيد)
وبه خاطر دفاع از شرف وحيثيت مسلمان اسلام غيبت وپس گوئى را ناروا ساخته وكسى را كه مسلمانى را متهم به گناهى مى سازد ونمى تواند كه شرعاً آنرا ثابت كند بجرم قذف سزاء داده شود.
وبراى اينكه اختلاط غير مشروع در انساب صورت نگيرد وشرف مسلمان پايمال نگردد، جرم زنا را عنوان بزرگترين جرائم داده، ومرتكب آنرا جزاى سنگين ميدهد.
وبراى اينكه اموال مسلمانان محفوظ بوده واز دستبرد وتجاوز در حفظ باشد دزدى، تقلب كارى، قمار ورشوت، وديگر مكاسب وپيشه هاى غلط را حرام ساخته وبراى سارق وقطاع الطريق (رهزنان) جزاهاى سنگين تعين فرموده اين جزاها كه در حق سارق وغيره تعين شده كاملاً عادلانه مى باشد؛ زيراكه خداوندى كه بحال مردم از خود آنها مهربانتر است، خوب ميداند كه براى اصلاح جامعه چه نوع احكامى سزاوار تر است. اين عقوبتها در حاليكه باعث كفاره گناه مجرمين مسلمان ميگردد، جامعه را از انتشار فساد ورذيلت نجات ميدهد، دشمنان اسلام ومدعيان غلط آن قطع دست دزد، قصاص قاتل را مورد انتقاد قرار داده اند، در حاليكه هر عاقلى اين حقيقت را ميداند كه قطع عضو مريض كه موجب سرايت مرض به ساير جسم گردد بهتر وضروريست، ازينكه گذاشته شود تا همه جسم را مبتلا به مرض نمايد، اينها اين جزاى ير از حكمت را اعتراض ميكنند، در حاليكه خود شان به خاطر رسيدن به مقاصد شوم وظالمانه خويش كشتن مردم بىگناه را يك عمل پسنديده  ميدانند.بسم الله الرحمن الرحيم

مقدمه واهداء
الحمد لله رب العالمين والصلاة والسلام على جميع رسل الله وبعد:
اين پيام نجات (دعوت بسوى نجات) را به همه خرد مندان ـ مردان وزنان ـ تقديم ميدارم، ازبارگاه خداوند بزرگ وتوانا مسئلت ميجويم كه توسط اين (دعوتنامه) گمراهان را خوشنود سازد، وبراى من وآنانكه در نشر اين كتاب شركت ميورزند ثواب جزيل وپاداش نيك عطا فرمايد. پس به يارى خداوند متذكر ميشوم كه: 
بدان اى انسان خردمند!  نجات وسعادت دنيا وآخرت را نمى يابى مگر اينكه پروردگارت را كه ترا آفريده است بشناسى، وبه او ايمان بياورى، وتنها اورا پرستش كنى، وپيغمبرى را كه خداوند او را جهت رهنمائى تو وهمه مردمان فرستاده است بشناسى وبه او ايمان بياورى واز او پيروى كنى، ودين حق را كه خداوند به تو امر نموده بشناسى وبه آن ايمان آورده عمل كنى.
واين كتاب كه بنام (دين حق) بخدمت تو پيش كرده شده درآن  بيان همه امورى  بزرگ ومهم است كه بايد آنها را بشناسى وبه آنها ايمان آورده درعمل پياده كنيد. ودر حاشيه اين كتاب بعضى اصطلاحات ومسايل را كه به توضيح وروشن ساختن نياز داشت ذكر كردم البته آن مبنى بر كلام خداوند واحاديث رسول عليه السلام بوده؛ زيرا كه اين دو مرجع دين حق است وخداوند بغير از اين دين ديگر دين را از كسى نمى پذيرد. ودر اين نامه تقليد نابينايان را كه باعث گمراهى بعضى مردم شده اند دوركردم، وذكر بعضى از طوائف گمراه راكردم كه گمان دارند براه راست وحق استوار اند، حال آنكه آنها از راه راست وحق دور ميباشند، تا آنعده نادانانيكه منسوب به همين طوائف گمراه هستند وهمچو آنانكه از حقيقت آن پى نبردند آگاه شوند وآنها در حذر باشند. والله حسبي ونعم الوكيل.
                     
مؤلف كتاب/  الشيخ عبدالرحمن بن حماد آل عمر	خداوند جل جلاله حكام اسلام وعموم مسلمانان را مأمور ساخته تا از غير مسلمانان دعوت كنند كه دين اسلام را بپذيرند، وبايذيرش اين دين نجات بخش از ظلمات كفر وشرك نجات يابند، وبه سعادت حقيقى برسند، اسلام به مسلمانان دستور ميدهد تا بحيث يك عضوصالح جامعهء انسانى گشته ودر راه نجات واصلاح بشريت از هيچگونه سعى ومجاهدت دريغ نكند، بر خلاف نظامهاى ديگرى كه از انسان ميخواهد كه كه فقط مطابق خواست هاى آن نظام