ت كند صدق ميكند وحتى ميتوان در مورد پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم نيز ادعاء نمود كه فرزندى بجا گذاشته ويا اينكه ابوالحسن رضا عليه السلام غير او ابوجعفر سه فرزند بجا گذاشته كه يكى از آنها امام است براى اينكه وارد شدن خبر بوفات حسن بدون فرزند مثل اين خبر است كه پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم مردى از صلب خودش را جانشين نگذاشته است ونه عبدالله بن جعفر پسرى بجا گذاشته است ونه رضا چهار پسر داشته است، پس وجود فرزند بطور كلى باطل شده است،-و بعد از آن اين پندار را بافته اند –ليكن حاملگى بين او وكنيزش وجود دارد كه آن كنيزهروقت كه وضع حمل كند فرزندى خواهد آورد كه امام  خواهد بود، چون روا نيست كه كه امام برود و خلف وجانشينى نداشته باشد، چرا كه در اينصورت امامت باطل شده وزمين از حجت خالى ميگردد!!

فرقه اى از آنها بر اين طايفه ايراد گرفته كه مدعيان فرزند بر اينها اشكال گرفته اند كه :شما در موضوعى بر ما منكر گشتيد كه شبيه آنرا خود گفتيد وحتى به اين هم قانع نشده تا اينكه چيزى به آن اضافه كرديد كه عقل منكر آنست، كفتيد كه حملى وجود دارد اگر شما درطلب فرزند وبحث ازاو سعى فراوان كرديد وآنرا نيافتيد ولهذا آنرا انكار نموديد ما بيشتر ازآن در شناخت حاملگى سعى وكوشش وجتهاد نموديم وآنرا نيافتيم وبحث ما در بارهء حاملگى ونيافتن آن راست تر است تا بحث شما چون عقلا وعرفا وممكن است  انسان فرزندى مخفى داشته باشد كه ظاهرا شناخته نباشد ليكن بعدها شناخته شده ونسبش هم درست باشد[44]وموضوعى كه شما مدعى آن هستيد چنان زشت وشنيع است كه عقل هر عاقلى منكر آن ميباشد وعرف وعادت هم بر خلاف آنست، مخصوصا اينكه روايات زيادى ازائمه صادقين آمده است كه حاملگى بيشتراز نه ماه نميتواند باشد واين حاملگى كه شما مدعى آن هستيد سالها ازآن گذشته است وشما همچنان بدون دليل وبرهانى بر قول خود هستيد،

وفرقه اى ادعا نمودند كه: حسن عسكرى بعد ازهشت ماه ازوفاتش داراى فرزندى شد ، وآنهايى كه مدعى فرزند درحياتش شدند دروغگو ميباشند وادعايشان باطل است ،براى اينكه اگر چنين چيزى رخ ميداد مخفى نمى ماند ليكن او رفت وفرزند ظاهرى از او شناخته نشد، وحاملگى در گذشته در نزد سلطان ودر نزد مرد ثابت بوده ولهذا از تقسيم ميراث اوامتناع نمودند تا اينكه حاملگى بعد از آن درنزد سلطان باطل شده وموضوع حاملگى  برايش مخفى ماند، وبعد از هشت ماه از وفات حسن برايش فرزندى متولد شد ودستور اين بود كه محمد ناميده شود،وبه او وصيت كرده بود واواز انظار مخفى است وديده نميشود،

واخيرا فرقهء اثناعشريه كه اماميه ناميده ميشوند گفتند كه: گفتهء همهء اينها درست نيست چرا كه خداوند عزوجل حجتى دارد كه فرزند حسن بن على ميباشد، وامامت بعد از حسن وحسين در ميان دو برادر نميگردد، واگر اين جايز ميبود گفتهء اصحاب اسماعيل بن جعفر-يعنى اسماعيليه- ومذهبشان درست ميبود، وامامت محمدبن جعفر ثابت ميشد، ونيز جايز نيست كه زمين خالى از حجت باشد واگر نه هم زمين وهم آنچه بر آنست ذوب ميشد،

بنابر اين ما معتقد به وفات حسن هستيم واعتراف ميكنيم كه او فرزندى از صلب خودش دارد كه مخفى است ومردم حق ندارند كه به آثار كسى بروند كه مخفى شده است، ونه ذكراسمش جايز است ونه سوال ازمكان او، بحث ازاو اصلا جايز نيست وحرام است .[45]

اين است حقيقت روشنى كه نياز به ضرورت ايجاد فرزندى براى حسن عسكرى را تقاضا نموده است !!كه نياز به شرح و تفسير ندارد ، آيا الان بعد از همهء اين ادله ووقايع وقت آن نرسيده كه امام زمانى ها اندكى بخود آمده وعقايد وباورهاى خودرا بجاى اينكه از داستانهاى قهوه خانه ها ويا روضه خوانهاى شياد بگيرند به قرآن مراجعه نموده وهر آنچه را كه با آن مخالف است دور بياندازند؟
--------------------------------------------------------------------------------
[1] كمال الدين وتمام النعمهء : صدوق ص414
[2] چرا بحث وبررسى وتفتيش منازل ماداميكه فرزند حسن چنانكه در جاى ديگر مدعى هستند كه از بزگ شده وچرا ميراث  امام حسن عسكرى بين ورثهء او تقسيم شد بدون اينكه  فرزندى در ميان باشد
[3] كافى كلينى 1/505
[4] البته بعضى از عقلايشان به اين دروغها آگاهى دارند ليكن از ترس روحانيت از يكطرف واز عوام كالأنعام از طرف ديگر سكوت ميكنند كه سربازان مجهول امام زمان ترورشان نكنند، همچنانكه بعضى از استاده هاى داشگاه الهيات تهران چند سال پيش  به اينجانب  يواشكى گفتند
[5] فرق الشيعة نوبختى ص 118-119
[6] منتهى الآمال :عباس قمى ، نسخهء فارسى ص1198
[7] فرق الشيعة نوبختى ص126
[8] منتهى الآمال قمى ص ص 198
 [9]  الارشاد مفيد ص 346 اعلام الورى طبرسى ص 419
 [10] الارشاد  مفيد ص 346
[11]  كشف الغمةج3ص227
[12]  همان منبع
[13]  افصل  امام ابن حزم ج4ص 181
[14]  الشيعهء والتشيع احسان الهى ظهير ص 273-274
[15]  تاريخ الطبري ج 13 ص 26-27 حوادث سال 302هـ
[16]  كمال الدين وتمام النعمهء ص 481
[17]  الغيبة  طوسى ص 199
[18]  بحار مجلسى 52/191
[19]  جلاء العيون مجلسى ص 772 منتهى الآمال قمى ص 1206 روضهء الواعظين ج2 ص 259 اعلام الورى طبرسى ص 420 و الشيعهء والتشيع احسان الهى ظهير ص 279
[20]  الانوار النعمانيهء  نعمهء الله الجزائرى 1/34
[21]  منهاج السنة 8/261-262
[22] الان شخصى كه با دختر چهار ساله مقلد احمقش متعه ميكند از شهوتهاى مردم مينالد، آيا اين متعه اى كه شما بنام دين جعل كرديد آزادى شهوتها نيست كه كسى با زنا بخدا تقرب جويد كدام دين در دنيا با زناى مذهبى به خدا تقرب جسته است جز مذهب شما ومذهب يهود راجع به رسوايى متعه ايشان با دختر چهار ساله نگاه شود به كتاب لله ثم للتاريخ=بخاطر خدا وتاريخ ص 37 كه  آقاى سيد حسين موسوىشاگردوم ودوست ومقلد  سابق خمينى فضايح جانگدازى را ذكر كرده است كه مخصوص ايشان نيست بلكه به همهء روحانيت خصوصا وبه محيط هاى دينى اماميه ومذهب عموما باز ميگردد، كه اگر خدا فرصت دهد بزودى اين كتاب را ترجمه كرده ودر اختيار حق جويان هموطنم قرار خواهم داد
[23]  الحكومهء الاسلاميهء ص 41و 42 
[24]  بذل المجهود في اثبات مشابههء الرافضهء لليهود عبدالله الجميلى ص274 كه اين كتاب همچنانكه در آغاز اشاره كردم  منبع و اصول افكار اين مقاله ميباشد،
[25]  اصول افكار اين بند از مقاله از كتاب الشيعهء والتشيع از احسان الهى ظهير ص 283-295 گرفته شده است
[26]  فرق الشيعة از نوبختى ص 123
[27]  اصول كافى كتاب الحجهء ج1ص و284و277و308 و286و384و379 و389وعيون اخبار الرضاج1 ص231
[28]  همچنانكه طوسى در كتاب الخصال ميگويد ج2ص528 وعيون اخبار الرضا ج1ص231
[29]  بدون ترديد كه اينها صفات خداوند است وهدف از اين غلوهاى كفرآميز نه دوستى ائمه بلكه هدم انديشهء وعقيدهء اسلامى بنام اسلام بوده است وائمهء اهل بيت از اولين كسانى بودند كه اين كفر هارا انكار نموده بلكه حضرت على كسانى مثل انصار ابن سبا را كه بدين اقوال تصريح مينمودند ميسوزاند، الان چنين امرى از ضروريات مذهبى گشته است كه بناحق مدعى است مذهب آل بيت ميباشد براى آگاهى از اين غلوهاى ضد اسلامى مراجعه شود به كافى كلينى كه مملو از آراء ابن سبأ ميباشد 