سَـوَّغُوا لَنَا التَّصَـرُّفَ فِيه.)) و بعد اخبار تحليل را آورده‌است.

9- مرحوم ملا محسن فيض در کتاب مفاتيح پس از گفتگو در باره خمس و اختلاف در آن و تحليل ائمه(ع) آن را بر شيعيان سرانجام چنين مي‌نويسد: ((الأصح عندي سقوط ما يختص به عليهم ‌السلام لتحليلهم عليهم ‌السلام ذلک لشيعتهم)) در کتاب ‌الوافي و محجت البيضاء و نخبه نيز اين عقيده مفصل است.

10- صاحب «رياض المسائل» پس از آنکه قول به تحليل را از عماني و اسکافي نقل کرده‌است خود آن را تأييد و تصويب کرده‌است.

11- مرحوم مجلسي اول در شرح من لا يحضره‌الفقيه (ص51، ج2) در موضوع تحليل خمس گفته است: جمعي گفته‌اند که همه ساقط است بقرينه اينکه حضرت فرمود که در شکم و فرج هالکند مگر شيعيان و شکم عبارت از همة چيزهاست چنانکه حق سبحانه و تعالي فرموده است: ﴿وَلَا تَأْكُلُوا أَمْوَالَكُمْ بَيْنَكُمْ بِالبَاطِلِ﴾ (البقرة:188).

12- قول مرحوم شيخ حسن‌بن زين‌الدين شهيد ثاني در کتاب شريف منتقي‌الجمان (ص145، ج 2) که قبلاً آورديم که قائل باباحه خمس و عدم وجوب آن است.

13- قول محدث بزرگوار عبدالله‌ بن صالح‌البحراني است که بنقل حدائق مي‌فرمايد: ((یکون ‌الخمس بأجمعه مباحاً للشیعة وساقطاً عنهم فلا یجب إخراجه علیهم)). 

نتيجة تمام اين اقوال اين‌است كه خمس در زمان غيبت واجب نيست.

مصرف سهم امام (ع)

با بياني که تا اينجا شد، معلوم گرديد که بر فرض صحت اخبار خمس ارباح مکاسب (و حال اينکه همه آن اخبار ضعيف است) خمس آن خاص امام(ع) است و فتاواي فقهاي اقدم شيعه و حتي بسياري از متأخرين بر آن است که چون ائمه(ع) خمس را بر شيعيان خود تحليل فرموده‌اند بدين جهت و جهات ديگر از ايشان ساقط است.

اينک بايد ديد فقهائي که آن را واجب مي‌دانند يا از باب احتياط اداي آن را بهتر مي‌دانند نظرشان در اين‌باره چيست و چه مصرفي براي آن در نظر گرفته‌اند؟ 

از کساني که دادن خمس را واجب يا باحتياط اقرب مي‌دانند ظاهراً فقهاي بعد از شيخ مفيدند:

1- مرحوم شيخ مفيد در المقنعه (ص46) بعد از ذکر اختلاف شيعه در موضوع خمس عباراتي مي‌آورد که داراي اين مضمون است: (پاره‌اي از علماي شيعه گنجينه کردن آن را واجب مي‌دانند 0و خبري را که وارد شده‌است که در هنگام ظهور، زمين، گنج‌هاي خود را ظاهر مي‌کنند و چون آن حضرت قيام کند خداي سبحان او را بر گنج‌ها دلالت مي‌کند، پس آن گنج‌ها در هر جائي بوده باشد آنجناب اخذ مي‌کند، سند گرفته‌اند).! و بعضي هم صِلِة ذريه و فقرا شيعه را بطريق استحباب نظر داده‌اند. و من اين قول را دور از صواب نمي‌دانم! بعضي هم نظر داده‌اند که بايد خمس را از مال جدا کرد براي اينکه آنرا بصاحب‌الامر بدهد پس اگر ترسيد از اينکه مرگ او را قبل از ظهور دريابد وصيت کند به کسي‌که بعقل و ديانت او وثوق دارد تا آن مال را تسليم امام کند هرگاه او را درک کرد. وگرنه وصيت کند به کسي‌که قائم‌مقام اوست در ثقه و ديانت بهمين شرط تا آنکه امام(ع) ظاهر شود. آنگاه مي‌نويسد: (و هذا القول عندي اوضح من جميع ما تقدم) يعني اين قول در نزد من از جميع اقوالي که گذشت واضح‌تر است.!!

2- مرحوم شيخ طوسي در تهذيب (ص147، ج 4) همين نظر و عبارت شيخ مفيد را نقل و تبعيت مي‌کند و در آخر مي‌نويسد: ((وَإِنْ ذَهَبَ ذَاهِبٌ إِلَى مَا ذَكَرْنَاهُ فِي شَطْرِ الخُمُسِ الَّذِي هُوَ خَالِصٌ لِلْإِمَامِ (ع) وَجَعَلَ الشَّطْرَ الْآخَرَ لِأَيْتَامِ آلِ مُحَمَّدٍ(ص) وَأَبْنَاءِ سَبِيلِهِمْ وَمَسَاكِينِهِمْ عَلَى مَا جَاءَ فِي الْقُرْآنِ لَمْ يَبْعُدْ إِصَابَتُهُ الْحَقَّ فِي ذَلِكَ بَلْ كَانَ عَلَى صَوَابٍ)): يعني اگر کسي دنبال آن قولي برود که ما در خصوص نيمه خمس که خاص امام است مذکور داشتيم و نيمه ديگر را به ايتام آل ‌محمد و ابناء سبيلشان و مساکين ايشان اختصاص دهد بنابر آنچه در قرآن آمده‌است دور نيست اصابت او بحق در اين باره بلکه براه صواب است. (مخفي نيست که اين قول شيخ طوسي مربوط به خمس غنائم دارالحرب است. و خمس ارباح مکاسب خاص امام است چنانکه اخبار دلالت دارد).

3- مرحوم محقق حلي در شرايع‌الاسلام (ص52) بعد از آنکه نظرهاي مختلف را در باب خمس آورده‌است در باره سهم امام نوشته است: ((الرابعة: ما يجب من الخمس يجب صرفه إليه مع وجوده. ومع عدمه، قيل: يكون مباحاً، وقيل: يجب حفظه ثم يوصِي به عند ظهور إمارة الموت، وقيل: يدفن، وقيل: يصـرف النصف إلى مستحقيه ويحفظ ما يختص به بالوصاية أو الدفن.)). يعني بعضي قائلند به اينکه حفظ آن واجب‌است، آنگاه در هنگامي‌که آثار مرگ ظاهر شد بدان وصيت کند. و گفته شده‌است که دفن شود و نيز گفته‌اند که آن نصف به مستحقانش مصرف شود و آنچه مخصوص امام است وصيت کند تا به آن حضرت برسانند.

4- علامه حلي در منتهي‌المطلب (ص555) نوشته است: و بعضي از علماي شيعه دفن کردن را واجب دانسته‌اند براي اينکه روايت شده‌است که زمين گنج‌هاي خود را در هنگام ظهور آشکارا مي‌کند و بعضي از ايشان نظر داده‌اند که صله ذريه و فقراء شيعه بر وجه استحباب بعمل آيد. و بعضي از ايشان گفته‌اند: آنمال را از خود جدا کند پس اگر از مرگ ترسيد آن را وصيت کند به کسي‌که وثوق بعقل و دين او دارد تا آن را (در صورتي که امام را دريابد) تسليم او کند و اگرنه همچنين بدان وصيت شود تا امام ظهور کند.

5- مرحوم ملا محمد تقي مجلسي اول در کتاب لوامع صاحبقراني شرح بر من لا يحضره‌الفقيه (ص51 ج 2) در اين خصوص مي‌نويسد: مال آن حضرت را ضبط بايد کرد و به ثقات عدول مي‌بايد سپرد و دست بدست تا وقت ظهور آن‌حضرتص برسانند. و بعضي گفته‌اند که دفن مي‌بايد کرد چون احاديث وارد شده که در وقت ظهور آن حضرت زمين گنج‌هاي خود را به آن حضرت مي‌رساند. و بعضي گفته‌اند که بدريا مي‌اندازند. در پايان مي‌نويسد اما گرفتن از صاحبان اموال: به ايشان مي‌گوييم بر سبيل احتياط است و محتمل است که در واقع شما را عشر بلکه خمس نبايد داد و در صورت دادن برائت زمه مثبت است. از وجوه ديگر والله تعالي اعلم. 

واقعا چه خوب است که آنرا بر سبيل احتياط بپردازند! و از آن خوبتر که آن را بدريا اندازند!! آفرين باين نظر!!!!

6- مرحوم ميرزاي قمي در کتاب غنائم‌الايام (ص386) گفته است:

دربارة خمس در کلام اصحاب اختلاف شديد است. سپس قول شيخ مفيد را آورده و همچنين اقوال ديگر را که قائل بسقوط اخراج آن مي‌باشند.

7- مرحوم شيخ محمد حسين آل كاشف الغطاء در کتاب سؤال و جواب خود (ص55) در جواب سؤال از دادن سهم امام بمجتهد پس از جواب آن فرموده است: ((أما اليوم فقد صار مال‌ الإمام سلام‌ الله عليه کمال‌ الکافر الحربي ينهبه کل من استولی عليه فلا حول ولا قوة إلا بالله.)). يعني: امروز مال امام(ع) همچون مال کافر حربي است که هر کس بدان دست يافت آن را به يغما مي‌برد. و لا حول و لا قوه الا بالله.

الهوامش
(46) محقق سبزواري در «ذخيرة المعاد» (ج 1 ق 3 / ص 492، چاپ قديم) مي‌فرمايد: ((... وقد ذكرنا سابقاً ترجيح سقوط خمس الأرباح في زمان الغيبة. والمستفاد