يم.(4)
.............................
(1) بخاري به حواله مشكوة، مرقات المفاتيح 7: 56 تا 57
(2) درباره اين صحيفه نيز (صحيفه علي رض) شيعيان، حرفهاي عجيب و بي سر و تهي مشهور كرده اند. (مثلاً: قرآن در آن با ترتيب نزولي اصل خود نوشته شده بود) در حاليكه اين صحيفه علي رض  مجموعه اي از احاديث نبوي ص بود. چنانكه ((الصحيفه الصادق)) عبدالله بن عمرو بن العاص رض ، ((صحيفه جابر)) جابر بن عبدالله رض  ((الصحيفه الصحيحه)) ابوهريره رض ، مجموعه هايي از احاديث نبوي بودند و در حضرت علي رض  فديه، قصاص، حقوق ذميان، ولاء و معاهدات درج شده بود. طبق رأي برخي از محققين، علي رض  در اين صحيفه خويش، دستور مدينه و خطبه حجة الوداع را هم محفوظ نگه داشته بود.
شش جا در صحيح بخاري ذكر صحيفه علي رض  به ميان آمده است و در هر جا وضاحت شده كه اين، مجموعه اي از احاديث نبوي بود. مثلاً الفاظ روايت كتاب الجهاد 1/451 اين است: ما عندنا شئ الا كتاب الله و هذه الصحيفة عن النبي ص. يعني پيش ما هيچي نيست جز كتاب الله (قرآن) و صحيفة اي كه از رسول اكرم ص منقول است. جهت تفصيل مراجعه كنيد. كتابت حديث در عهد رسالت و عهد صحابه از مفتي محمد رفيع عثماني (مد ظله العالي) از ص 77 تا 79 طبع كراچي، مقدمه صحيفه همام بن منبه از جناب دكتر حميد الله ص 40 طبع حيدرآباد دكن.
(3) صحيح مسلم به حواله مرقات شرح مشكوه 8/112
(4) ترمذي، نسائي به حواله مرقات شرح مشكوه 7/323اما حديث غدير كه شما در نامه خود نوشته ايد: «من كنت مولاه فعلي مولاه» نويسندگان شيعي، اين حديث را مهمترين دليل براي اثبات مدعاي خود مي دانند و تمام آيات قرآني را كه درباره عقيده امامت ارائه مي دهند حول و حوش همين حديث ذكر كرده مي كوشند تا به مقصود خود دست يابند. به همين سبب مناسب مي دانيم كه در مورد اين حديث، معلومات مستند، محكم و دقيقي ارائه شود. الله تعالي توفيق دهد كه سخن حق را با صدق و اخلاص بيان نمائيم. آميناين حديث، اگر چه نه متواتر است و نه متفق عليه؛ حتي برخي از محدثين بزرگوار در صحت آن، كلام كرده اند و با دلائل قوي اين حديث را ضعيف قرار داده اند؛(1) و ليكن طبق قول راجح، حديث صحيح است و با طرق متعدد روايت شده است كه اصطلاحاً بعضي از آنها در درجه «صحيح» و بعضي در درجه «حسن» قرار دارد. بنابر روايت شدن با طرق متعدد، اين حديث از زمره «مشهور» بشمار مي آيد. شهادت و گواهي علامه ابن حجر عسقلاني (رح) و علامه ابن حجر هيثمي (رح)، براي صحت سند اين حديث كافي مي باشد.
علامه ابن حجر عسقلاني (رح) در كتاب ارزنده و قابل افتخار خويش «فتح الباري» مي نگارد:
«و اما حديث من كنت مولاه فعلي مولاه فقد اخرجه الترمذي و النسائي و هو كثير الطرق جداً، و قد استوعبها ابن عقده في كتاب مفرد، و كثير من اسانيدها صحاح و حسان.» (2)
حديث «من كنت مولاه فعلي مولاه» را ترمذي و نسائي بيان كرده اند، و با طرق مختلف، روايت شده است. ابن عقده در كتابي مستقل، همه طرق را جمع آوري كرده است. خيلي از اسانيد اين حديث در رتبه «صحيح» و «حسن» قرار دارند.
و علامه ابن حجر هيثمي مكي (رح) مي فرمايد:
«و بيانه أنه حديث صحيح لامريه فيه و قد اخرجه جماعة كالترمذي والنسائي و احمد و طرقه كثيرة جداً و من ثم رواه سته عشر صحابياً، و في روايه لاحمد أنه سمعه من النبي ص ثلاثون صحابياً، و شهدوا به لعلي لما نوزع ايام خلافه كم مر و سيأتي، و كثير من اسانيدها صحاح و حسان و لا التفات لمن قدح في صحته و لا لمن رده بان علياً كان باليمن لثبوت رجوعه منها و ادراكه الحج مع النبي ص و قول بعضهم ان زياده اللهم و ال من والاه الخ موضوعه مردود فقط ورد ذلك من طرق صحح الذهبي كثيراً منها»
بدون ترديد اين حديث، صحيح است. جماعتي از محدثين مانند ترمذي، نسائي و احمد (رحمهم الله) اين حديث را تخريج كرده اند. اين حديث اسانيد بسيار دارد. شانزده صحابي، اين حديث را روايت كرده اند و مطابق با يك روايت مسند احمد سي صحابي، اين حديث را از رسول الله ص شنيده اند. هنگامي كه در دوره خلافت علي رض، با وي مخالفت شد، اصحاب به وسيله همين حديث گواهي دادند. بسياري از اسانيدش، به درجه «صحيح و حسن» رسيده اند. حرف شخصي كه بر صحت اين حديث، اعتراض كند يا با اين قول كه در آن وقت علي رض در يمن بود رد كند بي اعتبار است. چرا كه بازگشت حضرت علي رض از يمن و شركتش همراه رسول الله ص در حجه الوداع، به ثبوت رسيده است. حرف كساني كه گفته اند «اللهم وال من والاه» بر حديث اضافه اي است موضوع، پذيرفتني نيست. براي اينكه اين اضافه، با چندين سند، روايت شده است و امام ذهبي (رح)، بيشتر سندها را صحيح قرار داده است.(3)
.........................
(1) مثلاً علامه ابن تيميه، ابو داوود سجستاني، ابو حاتم الرازي و غيره، منهاج السنه لابن تيميه 4/86 والصواعق المحرقه لابن حجر هيثمي ص 42
(2) فتح الباري به شرح صحيح البخاري 7/74
(3)  الصواعق المحرقه لابن حجر الهيثمي ص 42 طبع ملتانطلاب تاريخ و سيرت، به خوبي مي دانند كه «حجة الوداع» آخرين و مهمترين سفر رسول الله ص بود. پس از فتح مكه، طبق بشارت قرآني [إِذَا جَاءَ نَصْرُ اللهِ وَالفَتْحُ[] وَرَأَيْتَ النَّاسَ يَدْخُلُونَ فِي دِينِ اللهِ أَفْوَاجًا] {النَّصر:1-2} مردم، گروه گروه مشرف به اسلام مي شدند؛ دين اسلام داشت به پايه تكميل مي رسيد تا اينكه در همين سفر، در ميدان عرفات، نهم ذي الحجة اين آيه نازل شد:[اليَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الإِسْلَامَ دِينًا] {المائدة:3} جماعت بزرگي از صحابه جان نثار در اين سفر، هم ركاب رسول الله ص بودند. به همين خاطر رسول اكرم ص در جاي جاي اين سفر خطبه فرمودند. در اين خطبه ها نبي اكرم ص بار بار به اصول بنيادي دين، توصيه و تأ كيد كردند. براي اينكه امت در آينده از گمراهي ها، مصون و محفوظ بماند. نصايح مهم و باارزش ايراد فرمودند و با يادآوري امور تنازعي و اختلافات از دور جاهليت تا كنون، قول فصل اظهار داشتند تا اينكه امت از اختلافات دروني، محفوظ مانده و بر «صراط مستقيم» گام بردارد. (1)
رسول اكرم ص در خطبه تاريخي حجه الوداع كه در ميدان عرفات ايراد نمودند امور سياسي دين اسلام و نصايحي كه در آينده به كار امت آيد را متذكر شدند و خصومتهاي قديمي را كه در آينده احتمال داشت شعله ور شود حل و فصل نمودند.
هنگام بازگشت از حجه الوداع، كنار چشمه ای بين مكه و مدينه، نزديك جحفه، زير سايه درختان اتراق كردند. اين منطقه، معروف به «وادي خم» و «غدير خم»  بود.(2) اعلان شد كه نماز ظهر خوانده مي شود. ظهر را اول وقت خواندند. پس از آن، رسول اكرم ص خطبه ايراد كردند. همين خطبه، به نام «حديث غدير» مشهور گشت. آن روز يكشنبه هجدهم ذي الحجه بود در حالي كه روز چهارشنبه چهاردهم ذي الحجه، از مكه مكرمه روانه شده بودند.(3)
..............................
(1) خطبه حجه الوداع و خطبات كريمه ديگر اين سفر، سيرت ابن كثير، خطبات محمدي قسمت پنجم، حجه الوداع الشيخ محمد زكريا الكاندهلوي (رح)
(2) قال الاصمعي: لم يولد بغدير خم ا