لي‌ كه‌ ابن‌ ابي‌ الحديد استاد فن‌ تاريخ‌ اين‌ كتاب‌ را از آثار او مي‌داند و پيوسته‌ از آن‌ مطالبي‌ نقل‌مي‌كند، متأسفانه‌ اين‌ كتاب‌ به‌ سرنوشت‌ تحريف‌ دچار شده‌ و بخشي‌از مطالب‌ آن‌ به‌ هنگام‌ چاپ‌ از آن‌ حذف‌ شده‌ است‌ در حالي‌ كه‌همان‌ مطالب‌ در شرح‌ نهج‌ البلاغه‌ ابن‌ ابي ‌الحديد آمده‌ است‌.«زركلي‌» در اعلام‌ اين‌ كتاب‌ را از آثار ابن‌ قتيبه‌ مي‌داند سپس‌مي‌افزايد: كه‌ برخي‌ از علما در اين‌ نسبت‌ نظري‌ دارند. يعني‌ شك‌ وترديد را به‌ ديگران‌ نسبت‌ مي‌دهد نه‌ به‌ خويش‌، همچنان‌ كه‌ الياس‌ سركيس‌ (معجم المطبوعات العربية: 1/212) اين‌ كتاب‌ را از آثار ابن‌ قتيبه‌ مي‌داند. 4ـ طبري‌ و تاريخ‌ او محمّد بن‌ جرير طبري‌ (متوفاي‌ 310) در تاريخ‌ خود رويداد قصد هتك‌ حرمت‌ خانه‌ وحي‌ چنين‌ بيان‌ مي‌كند: 
أتي‌ عمر بن‌ الخطاب‌ منزل‌ علي‌ و فيه‌ طلحة‌ و الزبير و رجال‌ من‌المهاجرين‌، فقال‌ و الله لاحرقن‌ عليكم‌ أو لتخرجن‌ّ إلي‌ البيعة‌، فخرج‌عليه‌ الزّبير مصلتاً بالسيف‌ فعثر فسقط‌ السيف‌ من‌ يده‌، فوثبوا عليه ‌فأخذوه‌. (تاريخ طبري 2/443، چاپ بيروت)عمر بن‌ خطاب‌ به‌ خانه‌ علي‌ آمد در حالي‌ كه‌ گروهي‌ از مهاجران‌در آنجا گرد آمده‌ بودند. وي‌ رو به‌ آنان‌ كرد و گفت‌: به‌ خدا سوگندخانه‌ را به‌ آتش‌ مي‌كشم‌ مگر اينكه‌ براي‌ بيعت‌ بيرون‌ بياييد. زبير ازخانه‌ بيرون‌ آمد در حالي‌ كه‌ شمشير بر دست‌ داشت‌، ناگهان‌ پاي‌ اولغزيد و شمشير از دست‌ او افتاد، در اين‌ موقع‌ ديگران‌ بر او هجوم‌آوردند و شمشير را از دست‌ او گرفتند. اين‌ بخش‌ از تاريخ‌ حاكي‌ از آن‌ است‌ كه‌ اخذ بيعت‌ براي‌ خليفه‌ باتهديد و ارعاب‌ صورت‌ مي‌پذيرفت‌ حالا اين‌ نوع‌ بيعت‌ ارزشي‌دارد يا نه‌؟ خواننده‌ بايد خود داوري‌ نمايد.  5ـ ابن‌ عبد ربه‌ و كتاب‌ «العقد الفريد» شهاب‌ الدين‌ احمد معروف‌ به‌ «ابن‌ عبد ربه‌ اندلسي‌» مؤلف‌ كتاب‌«العقد الفريد» متوفاي‌ (463هـ.ق)در كتاب‌ خود بحثي‌ مشروح‌ درباره‌تاريخ‌ سقيفه‌ آورده‌ و تحت‌ عنوان‌ كساني‌ كه‌ از بيعت‌ ابي‌بكر تخلف‌جستند چنين‌ مي‌نويسد:
فأمّا علي‌ و العباس‌ و الزبير فقعدوا في‌ بيت‌ فاطمة‌ حتي‌ بعث‌ اليهم‌أبوبكر، عمر بن‌ الخطاب‌ ليخرجهم‌ من‌ بيت‌ فاطمة‌ و قال‌ له‌: ان‌ أبوا فقاتِلهم‌، فاقبل‌ بقبس‌ من‌ نار أن‌ يضرم‌ عليهم‌ الدار، فلقيته‌ فاطمة‌فقال‌: يا ابن‌ الخطاب‌ أجئت‌ لتحرق‌ دارنا؟! قال‌: نعم‌، أو تدخلوا فيمادخلت‌ فيه‌ الاُمّة‌.(عقد الفريد: 4/93، چاپ مکتبة هلال)علي‌ و عباس‌ و زبير در خانه‌ فاطمه‌ نشسته‌ بودند تا اينكه‌ ابوبكرعمر بن‌ خطاب‌ را فرستاد تا آنان‌ را از خانه‌ فاطمه‌ بيرون‌ كند و به‌ اوگفت‌: اگر بيرون‌ نيامدند، با آنان‌ نبرد كن‌ و در اين‌ موقع‌ عمر بن‌خطاب‌ مقداري‌ از آتش‌ به‌ سوي‌ خانه‌ فاطمه‌ رهسپار شد تا خانه‌ رابسوزاند، در اين‌ موقع‌ با فاطمه‌ روبرو شد. دختر پيامبر گفت‌: اي‌فرزند خطاب‌ آمدي‌ خانه‌ ما را بسوزاني‌، او در پاسخ‌ گفت‌: بلي‌ مگراين‌ كه‌ در آنچه‌ كه‌ امت‌ وارد شدند، شما نيز وارد شويد.تا اينجا بخشي‌ (بخشي‌ كه‌ در آن‌ به‌ تصميم‌ به‌ هتك‌ حرمت‌تصريح‌ شده‌ است‌) پايان‌ پذيرفت‌، اكنون‌ به‌ دنبال‌ بخش‌ دوم‌ كه‌حاكي‌ از جامه‌ عمل‌ پوشيدن‌ اين‌ نيت‌ جسورانه‌ است‌، مي‌پردازيم‌!يورش‌ به‌ خانه‌ وحي‌  در اينجا سخنان‌ آن‌ گروه‌ كه‌ فقط‌ به‌ سوء نيت‌ خليفه‌ و ياران‌ اواشاره‌ كردند به‌ پايان‌ رسيد، گروهي‌ كه‌ نخواستند و يا نتوانستند دنبال‌فاجعه‌ را به‌ طور روشن‌ منعكس‌ كنند، در حالي‌ كه‌ برخي‌، به‌ اصل‌فاجعه‌ يعني‌ يورش‌ به‌ خانه‌ و... اشاره‌ نموده‌ و تا حدّي‌ نقاب‌ از چهره‌حقيقت‌ برافكندند، اينك‌ در اينجا به‌ مدارك‌ يورش‌ و هتك‌ حرمت‌اشاره‌ مي‌نماييم‌:(در اين‌ بخش‌ نيز در نقل‌ مصادر غالباً ترتيب‌ زماني‌را در نظر مي‌گيريم‌»  6ـ ابو عبيد و كتاب‌ «الاموال‌» ابو عبيد قاسم‌ بن‌ سلام‌ (متوفاي‌ 224 در كتاب‌ نفيس‌ خود به‌ نام‌«الاموال‌» كه‌ مورد اعتماد فقيهان‌ اسلام‌ است‌ نقل‌ مي‌كند: عبدالرّحمن‌ بن‌ عوف‌ مي‌گويد: كه‌ من‌ در بيماري‌ ابوبكر براي‌عيادت‌ او وارد خانه‌ او شدم‌ پس‌ از گفتگوي‌ زياد به‌ من‌ گفت‌: آرزومي‌كنم‌ اي‌ كاش‌ سه‌ چيز را كه‌ انجام‌ داده‌ام‌، انجام‌ نمي‌دادم‌، همچنان‌كه‌ آرزو مي‌كنم‌ اي‌ كاش‌ سه‌ چيز را كه‌ انجام‌ نداده‌ام‌، انجام‌ مي‌دادم‌.همچنين‌ آرزو مي‌كنم‌ سه‌ چيز را از پيامبر سؤال‌ مي‌كردم‌. امّا آن‌ سه‌ چيزي‌ كه‌ انجام‌ داده‌ام‌ و آرزو مي‌كنم‌ كه‌ اي‌ كاش‌انجام‌ نمي‌دادم‌ عبارتند از 1. «وددت‌ انّي‌ لم‌ أكشف‌ بيت‌ فاطمة‌ و تركته‌ و ان‌ اغلق‌ علي‌الحرب‌».(الاموال: 195، چاپ نشر کليات ازهرية، الاموال، 144، بيروت و نيز ابن عبد ربه در عقد الفريد: 4/93 نقل کرده است چنان که خواهد آمد) اي‌ كاش‌ پرده‌ حرمت‌ خانه‌ فاطمه‌ را پاره‌ نمي‌كردم‌ و آن‌را به‌ حال‌ خود وا مي‌گذاشتم‌ هر چند براي‌ جنگ‌ بسته‌ شده‌ بود. ابوعبيد هنگامي‌ كه‌ به‌ اينجا مي‌رسد به‌ جاي‌ جمله‌ «لم‌ أكشف‌بيت‌ فاطمة‌ و تركته‌...» مي‌گويد: كذا و كذا. و اضافه‌ مي‌كند كه‌ من‌مايل‌ به‌ ذكر آن‌ نيستم‌!
ولي‌ هرگاه‌ «ابو عبيد» روي‌ تعصّب‌ مذهبي‌ يا علّت‌ ديگر از نقل‌حقيقت‌ سر برتافته‌ است‌؛ زياد محقّقان‌ كتاب‌ «الاموال‌» در پاورقي‌مي‌گويند: جمله‌ حذف‌ شده‌ در كتاب‌ «ميزان‌ الاعتدال‌» (به‌ نحوي‌ كه‌بيان‌ گرديد) وارد شده‌ است‌، افزون‌ بر آن‌، «طبراني‌» در «معجم‌»خود و «ابن‌ عبد ربه‌» در «عقد الفريد» و افراد ديگر جمله‌هاي‌ حذف‌شده‌ را آورده‌اند.(دقت‌ كنيد) 7ـ طبراني‌ و معجم‌ كبير ابوالقاسم‌ سليمان‌ بن‌ احمد طبراني‌ (260-360) كه‌ ذهبي‌ در«ميزان‌ الاعتدال‌» در حق‌ّ او مي‌گويد: حافظ‌ و ثبت‌ (ميزان الاعتدال: 2/195). مؤلف‌ كتاب‌«المعجم‌ الكبير» كه‌ كراراً چاپ‌ شده‌ است‌، آنجا كه‌ درباره‌ ابي‌بكر وخطبه‌ها و وفات‌ او سخن‌ مي‌گويد، يادآور مي‌شود: ابي‌بكر به‌ هنگام‌ مرگ‌،اموري‌ را تمنا كرد.اي‌ كاش‌ سه‌ چير را انجام‌ نمي‌دادم‌.اي‌ كاش‌ سه‌ چيز را انجام‌ مي‌دادم‌. اي‌ كاش‌ سه‌ چيز را از رسول‌ خدا سؤال‌ مي‌كردم‌. درباره‌ آن‌ سه‌ چيزي‌ كه‌ انجام‌ داده‌ و آرزو كرد كه‌ اي‌ كاش‌ انجام‌نمي‌دادم‌، چنين‌ مي‌گويد:أمّا الثلاث‌ اللائي‌ وددت‌ أني‌ لم‌ أفعلهن‌ّ، فوددت‌ انّي‌ لم‌ أكن‌أكشف‌ بيت‌ فاطمة‌ و تركته‌. (معجم کبير طبراني: 1/62، شماره حديث 34، تحقيق حمدي عبد المجيد سلفي.)آن‌ سه‌ چيزي‌ كه‌ آرزو مي‌كنم‌ كه‌ 