: 203، دار الکتاب العربي، 1402 هـ 1982م)
 
طبراني‌ اين‌ حديث‌ را روايت‌ كرده‌ است‌ و در سند آن‌ علوان‌ بن‌ داود بجلي‌ موجود است‌، كه‌ در روايت‌ ضعيف‌ است‌ و روايت‌ مذكور وي‌ مورد قبول‌ كسي‌ قرار نگرفته‌ است‌.
نتيجه‌ آنكه‌: روايت‌ امام‌ طبراني‌ بخاطر ضعف‌ اسنادي‌ بعنوان‌ دليل‌ قابل‌ قبول‌ نيست‌.
بررسي‌ روايت‌ ابن‌ عبدربه‌ در العقد الفريد،
روايت‌ ابن‌ عبدربه‌ نيز به‌ دلائل‌ متعددي‌ که در ذيل ذکر مي شود قابل‌ قبول‌ و استناد نمي‌باشد. 
1ـ بخاطر آنكه روايت‌ مذكور بدون‌ ذكر سند و مأخذ بيان‌ شده‌ است‌ و از اين‌ جهت‌ هيچ‌ گونه‌ ارزش‌ حديثي‌ و تاريخي‌ ندارد. 
2ـ همه‌ رواياتي‌ كه‌ متعلق‌ به‌ اين‌ بخش‌ از وصاياي‌ حضرت‌ ابوبكر صديق‌(رضي الله عنه) هستند از طريق‌ علوان‌ بن‌ داود بجلي‌ نقل‌ شده‌اند كه‌ائمه‌ جرح‌ و تعديل‌ وي‌ را ضعيف‌ قرار داده‌اند، لذا روايت‌ بي‌اعتبار است‌ و به‌ عنوان‌ دليل‌ و مدرك‌ قابل‌ قبول‌ نيست‌.
3ـ گرايش‌ احمد بن‌ عبدربه‌ اندلسي‌ به‌ مذهب‌ تشيع‌ (ر.ک، ابن کثير، ابو الفداء، البداية و النهاية ج11، ص: 219، دار احياء التراث العربي، 1408 هـ 1988 م) نيز، صداقت‌ و بي‌ طرفي‌ مؤلف‌ را در نقل‌ روايت‌ مذكور، دچار ترديد وابهام‌ مي‌نمايد. 
4ـ عدم‌ تصريح‌ در سخنان‌ حضرت‌ ابوبكر(رضي الله عنه) به‌ سوزاندن‌ خانه‌ فاطمه‌ زهرا (رضي‌الله عنها) و شهادت‌ رساندن‌ آن‌ بانوي‌ بزرگوار؛چنانكه‌ از ترجمه‌ صحيح‌ سخنان‌ حضرت‌ ابوبكر (رض‌) اين‌ مطلب‌ به‌ اثبات‌ مي‌رسد.
بررسي‌ سخنان‌ ابراهيم‌ بن‌ سيار نظام‌ معتزلي‌:
نويسندگان‌ مقاله‌ دردانه‌ي‌ كوثر و يورش‌ به‌ خانه‌ وحي‌ با حذف‌ و قطع‌ عبارت‌ كتاب‌ الوافي‌ بالوفيات‌و با تعريف‌ و تمجيد از ابراهيم‌ بن‌ سيارمعتزلي‌ كوشيده‌اند تا با نقل‌ پاره‌اي‌ از سخنان وي‌، أمر‌ شهادت‌ حضرت‌ فاطمه‌ زهرا (رضي‌الله عنها) را به‌ حقيقتي‌ تاريخي‌ مبدل‌ نمايند كه‌ ما براي‌ تبيين‌ شخصيت‌ ابراهيم‌ بن‌ سيار معتزلي‌ و قطع‌ و حذف‌ عبارت‌ كتاب‌ الوافي‌ بالوفيات‌ عبارت‌ كامل‌ آن‌ را نقل‌ مي‌نمائيم‌ وقضاوت‌ را بر عهده‌ خوانندگان‌ مي‌گذاريم‌. 
صلاح‌ الدين‌، خليل‌ بن‌ أيبك‌ صفدي‌ (متوفي‌' 764 هـ.ق) در شرح‌ حال‌ ابراهيم‌ نظام‌ مي‌ گويد: 
ابراهيم‌ بن‌ سيار بن‌ هاني‌، بصري‌، معروف‌ به‌ نظام‌..، 
نظام‌ در سنين‌ جواني‌ با ثنويها همراه‌ بود و در سن‌ كهولت‌ با فلاسفه‌ي‌ ملحد همنشين‌ بود، از اين‌ رو به‌ مطالعه‌ي‌ كتب‌ فلسفه‌ روي‌آورد و سخنان‌ آنان‌ را با سخنان‌ معتزله‌ در آميخت‌ تا آنكه‌ پيشواي‌ معتزله‌ شد و به‌ همين‌ جهت‌ فرقه‌ي‌ نظاميه‌ به‌ او منسوب‌ است‌ دربرخي‌ از مسايل‌ با معتزله‌ هم‌ نظر بود و در برخي‌ ديگر تفرد داشت‌ از آنجمله‌: 
گرايش‌ وي‌ به‌ رفض‌ و توهين‌ به‌ بزرگان‌ صحابه‌ي‌ پيامبر(صلي الله عليه وسلم) بود؛ وي‌ مي‌گفت‌: پيامبر(صلي الله عليه وسلم) بر امامت‌ علي‌ تصريح‌ كرده‌ و او راجانشين‌ خويش‌ تعيين‌ نموده‌ است‌، و صحابه‌ي‌ پيامبر(صلي الله عليه وسلم) نيز به‌ اين‌ مطلب‌ آگاه‌ بودند. اما عمر به‌ نفع‌ ابوبكر اين‌ مسأله‌ را پنهان‌ داشت‌.و مي‌گفت‌: عمر در روز بيعت‌ با ابوبكر شكم‌ حضرت‌ فاطمه‌ي‌ حضرت‌ زهرا را زد چنانكه‌ وي‌ محسن‌ را سقط‌ كرد. (صفدي، صلاح الدين بن ايبک، الوافي بالوفيات، ج6، ص: 17، دار النشر فرانز شتاينر بفيسبادن، 1411هـ 1991م)
علامه‌ صلاح‌ الدين‌ صفدي‌ در ادامه‌ي‌ شرح‌ حال‌ ابراهيم‌ بن‌ سيار مي‌گويد: 
برخي‌ از علما معتقدند كه‌ نظام‌ در حقيقت‌ مذهب‌ برهمائي‌ داشت‌ يعني‌: كساني كه‌ منكر نبوت‌اند؛ و او به‌ خاطر بيم‌ از شمشيرعقيده‌اش‌ را پنهان‌ نمود. اكثريت‌ علما وي‌ را كافر مي‌دانند و گروهي‌ از پيشوايان‌ معتزله‌ همچون‌ ابوهذيل‌، اسكافي‌ و جعفر بن‌ حرب‌ نيز او را كافر قرار داده‌اند و در اين‌ باره‌ كتابهايي‌ نوشته‌اند. (همان مرجع، ج6، ص: 18)
علامه‌ ابوالفتح‌، محمد عبدالكريم‌ شهرستاني‌ (متوفي‌ 548 هـ.ق) در الملل‌ و النحل‌ مي‌گويد: 
ابراهيم‌ بن‌ يسار بن‌ هاني‌، نظام‌، بسياري‌ از كتب‌ فلاسفه‌ را مورد مطالعه‌ قرار داد. و سخن‌ آنان‌ را با سخنان‌ معتزله‌ در آميخت‌ و در برخي‌ از مسايل‌ تفرد داشت‌؛ از آنجمله‌: يازدهمين‌ مورد از تفردات‌ وي‌ گرايش‌ به‌ مذهب‌ تشيع‌ و توهين‌ به‌ بزرگان‌ صحابه‌ بود..؛ وي‌ داستاني‌ دروغين‌ جعل‌ كرده‌ و گفت‌: عمر در روز بيعت‌، شكم‌ حضرت‌ فاطمه‌ (رضي‌الله عنها) را زد و او سقط‌ جنين‌ كرد، در حالي كه ‌فرياد مي‌زد، خانه‌ فاطمه‌ را با ساكنان‌ آن‌ بسوزانيد? و حال‌ آنكه‌ جز علي‌، فاطمه‌، حسن‌ و حسين‌ كسي‌ ديگر در خانه‌ نبود (شهرستاني، محمد بن عبد الکريم، الملل و النحل، ج1، ص: 67، 71، دار المعرفة 1419هـ 1998م)
شگفت‌ انگيزتر آنكه‌ علامه‌ عبدالحميد بن‌ هبة‌ الله معروف‌ به‌ ابن‌ ابي‌ الحديد معتزلي‌ شيعي‌ (ابن کثير وي را شيعه غالي مي داند، ر.ک، البداية و النهاية، ج13، ص: 233، دار احياء التراث العربي و آقا بزرگ تهراني نام وي را در طبقات اعلام الشيعة، ج13، ص: 88، ذکر کرده است.) استاد فن‌ تاريخ‌ در شرح‌نهج‌البلاغه‌ به‌ نقد آراء و عقايد ابراهيم‌ نظام‌ معتزلي‌ پرداخته‌ است‌ و در اين‌ باره‌ مي‌گويد:
و اما ما ذكره‌ من‌ الهجوم‌ علي‌ دار فاطمه‌ و جمع‌ الحطب‌ لتحريقها، فهو خبر واحد غير موثوق‌ به‌، و لا معول‌ عليه‌ في‌ حق‌الصحابه‌، بل‌ و لا في‌ حق‌ أحد من‌ المسلمين‌ ممن‌ ظهرت‌ عدالته‌. 0ابن ابي الحديد، عبدالحميد بن هبة الله، شرح نهج البلاغة، ج20، ص: 34، منشورات مکتبة آية العظمي مرعشي نجفي، قم، ايران، 1404 هـ)
اما آنچه‌ او در مورد حمله‌ به‌ خانه‌ي‌ فاطمه‌ ذكر كرده‌ و اينكه‌ هيزم‌ جمع‌ نمودند تا آن‌ را بسوزانند، خبر واحديست‌ كه‌ مورد توثيق‌و قابل‌ استناد نيست‌ نه‌ در مورد صحابه‌ و نه‌ در مورد هيچ‌ يك‌ از مسلمانان‌ كه‌ عدالتش‌ به‌ اثبات‌ رسيده‌ است‌.
با اين‌ وصف‌ چگونه‌ مي‌توان‌ از سخنان‌ كسي‌ كه‌ دشمني‌ آشكارا با حضرت‌ ابوبكر و عمر (رضي‌الله عنهما) داشته‌ است‌ به‌ اثبات‌ماجرايي‌ دروغين‌ استدلال‌ نمود، و با تعريف‌ و تمجيد از جايگاه‌ ادبي‌ ابراهيم‌ بن‌ سيار كافر، و با حذف‌ بخشي‌ از عبارت‌ كتاب‌ الوافي‌بالوفيات‌ اتهام‌ بي‌ اساس‌ وي‌ را نسبت‌ به‌ حضرت‌ عمر فاروق‌(رضي الله عنه) صحيح‌ جلوه‌ داد! در حالي كه‌ ابن‌ ابي‌ الحديد استاد فن‌ تاريخ‌ چنين‌اقدام‌ جسورانه‌اي‌ را شايسته‌ با شأن‌ مسلمان‌ عادي‌ نمي‌داند تا چه‌ رسد به‌ خليفه‌ راشد مسلمانان‌ و صحابه‌ بزرگوار پيامبر! 
به‌ قول‌ مولوي‌:
خرده‌ گيرد در سخن‌ بر بايزيدننگ‌ دارد از وجود 