<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:2.xml">رحلت يا شهادت؟! ( جوابيه يورش به خانه ي وحي)</a></body></html><?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:3.txt">شناسنامه</a><a class="text" href="w:text:4.txt">مقدمه</a><a class="text" href="w:text:5.txt">رحلت یا شهادت؟ جوابیه ی بخش1</a><a class="text" href="w:text:6.txt">رحلت یا شهادت؟ جوابیه ی بخش2</a><a class="text" href="w:text:7.txt">رحلت یا شهادت؟ جوابیه ی بخش3</a></body></html>بسم الله الرحمن الرحيم

رحلت يا شهادت؟!
( جوابيه يورش به خانه ي وحي)

علي حسين اميرياين روزها در ايام فاطميه، توهين و افتراء از هر سو در رسانه ها، مطبوعات و سايتها به مقدسات اهل سنت و جماعت شيوع پيدا کرده است. به عنوان مثال:در خانه نور براي تنور قدرت آتش گرفت نوشته آقاي سليماني کد خبر 41585 سايت بازتاب 6 تير آمده است: دور از چشم و هياهوي ديو سيرتان ....، اما صد دريغ از مدعاي دروغين شان، که حرمت دخترش را روا نداشتند،و هيزم آوردند آتش افروختند، درب خانه را سوزاندند .... سياهي با لگد به درب مي کوبد... واحسرتا! خانه نور براي تنور قدرت آتش گرفت.
ماه را به چه قيمت فروختند
غاصبانه وارد خانه شدند تا براي پايه هاي حکومت نامشروع خود، دستاويز محکم بسازند، امارت و رياست چشمانشان را کور و قلب سياه شان را ميرانده است، با لگد به درب مي کوبند......?.
آري، به فرمايشات و تذکرات عظماي حوزه و دولت خدمتگذار امثال آيت الله اميني امام جمعه موقت قم و آيت الله ناصر مکارم شيرازي وقعي نداده که هميشه تذکر مي دهند که مداحان در مداحي خود کاري نکنند که سبب فرقت و اختلاف و وحدت شکني بشود بنابراين پرخاشگري و افترا زيبنده ي احدي نيست بلکه به تحقيق علمي پرداختن شان علماء است تحقيق علمي زير به همراه دلايل طرف مقابل تقديم خوانندگان مي گردد تا خود قضاوت نمايند
---------------------------------------------------
از گروه‌ معارف‌ و تحقيقات‌ اسلامي‌ ـ قم‌ 
 
 اخيراً يك‌ فرد ]...[ در منطقه‌ سيستان‌ و بلوچستان‌ مقاله‌اي‌درباره‌ دخت‌ گرامي‌ پيامبرعليه السلام نوشته‌ و نام‌ آن‌ را «افسانه‌ شهادت‌فاطمه‌ زهرا سلام الله عليها» گذارده‌ است‌. در اين‌ مقاله‌ پس‌ از ذكر مناقب‌ وفضايل‌ آن‌ حضرت‌، خواسته‌ شهادت‌ و بي‌ حرمتي‌ را كه‌ درباره‌ آن‌حضرت‌ انجام‌ گرفته‌، منكر شود. از آنجايي‌ كه‌ بخشي‌ از اين‌ مقاله‌، تحريف‌ روشن‌ تاريخ‌ است‌، مارا بر آن‌ داشت‌ كه‌ به‌ گوشه‌اي‌ از اين‌ تحريف‌ و بيان‌ بخشي‌ از اين‌حقايق‌ بپردازيم‌ تا ثابت‌ شود شهادت‌ بانوي‌ اسلام‌ يك‌ واقعيت‌انكارناپذير تاريخي‌ است‌ و اگر آنها چنين‌ بحثي‌ را آغاز نكرده‌بودند، ما در اين‌ شرايط‌، آن‌ را دنبال‌ نمي‌كرديم‌. موضوع‌ سخن‌ ما در اين‌ مقاله‌، امور ياد شده‌ در زير تشكيل‌مي‌دهد: 1ـ عصمت‌ آن‌ حضرت‌ در لسان‌ پيامبر عليه السلام. 2ـ احترام‌ خانه‌ آن‌ حضرت‌ در قرآن‌ و سنت‌. 3ـ هتك‌ حرمت‌ خانه‌ آن‌ حضرت‌ پس‌ از درگذشت‌ پدربزرگوارش‌.و به‌ اميد آن‌ كه‌ با تشريح‌ اين‌ نقاط‌ سه‌ گانه‌، نويسنده‌ مقاله‌، دربرابر حقيقت‌ سر تسليم‌ فرود آورد.و از نوشته‌ خود نادم‌ و پشيمان‌گردد، و به‌ جبران‌ كار خود بپردازد  1ـ عصمت‌ زهرا سلام الله عليها در لسان‌ رسول‌ خدا عليه السلامدخت‌ گرامي‌پيامبرعليه السلام از مقام‌ والايي‌ برخوردار بود، سخنان‌رسول‌ گرامي عليه السلام در حق‌ّ دخترش‌ حاكي‌ از عصمت‌ و پيراستگي‌ اواز گناه‌ مي‌باشد. آنجا كه‌ درباره‌ او چنين‌ مي‌فرمايد:«فاطمة‌ بضعة‌ منِّي‌ فمن‌ أغضبها فقد أغضبني‌». (فتح الباري در شرح صحيح بخاري 7/84 و نيز بخاري اين را در بخش علامات نبوت، جلد 6ف ص 491، و در اواخر مغازي جلد 8، ص 110 آورده است.)«فاطمه‌ پاره‌ تن‌ من‌ است‌، هر كس‌ او را به‌ خشم‌ آورد بسان‌ اين‌ است‌كه‌ مرا خشمگين‌ كرده‌ است‌» ناگفته‌ پيداست‌ كه‌ خشم‌ رسول‌ خدا عليه السلام مايه‌ اذيت‌ و ناراحتي‌ اوست‌ و سزاي‌ چنين‌ شخصي‌ در قرآن‌ كريم‌ چنين‌ بيان‌ شده‌ است‌:(وَ الّذين‌ يؤْذُون‌َ رَسُول‌ اللّه‌ لَهِم‌ عَذاب‌ٌ أَليم‌)(توبه‌/61).«آنان‌ كه‌ رسول‌ خدا را آزار دهند، براي‌ آنان‌ عذاب‌ دردناكي‌ است‌». چه‌ دليلي‌ استوارتر بر عصمت‌ او كه‌ رضاي‌ وي‌ در گفتارپيامبرعليه السلام مايه‌ رضاي‌ خدا، و خشم‌ او مايه‌ خشم‌ خدا معرّفي‌ گرديده‌است‌، چنان‌ كه‌ مي‌فرمايد:«يا فاطمة‌ُ ان‌ّ اللّه‌ يغضب‌ُ لِغضبك‌ و يرضي‌ لرضاك‌». (مستدرک حاکم: 3/154؛ مجمع الزوائد: 9/203 و حاکم در کتاب مستدرک احاديثي مي آورد که جاغمع شرايطي باشند که بخاري و مسلم در صحت حديث، آنها لازم دانسته اند.)«دخترم‌ فاطمه‌!، خدا با خشم‌ تو، خشمگين‌، و با خشنودي‌ تو، خشنود مي‌شود» به‌ خاطر چنين‌ مقامي‌ والا، او سرور زنان‌ جهان‌ است‌، و پيامبر درحق‌ او چنين‌ فرموده‌:«يا فاطمة‌! ألا ترضين‌ أن‌ تكون‌َ سيدة‌َ نساءِ العالمين‌، و سيدة‌ نساءِالمؤمنين‌، و سيدة‌َ نساءِ هذه‌ الاُمّة‌». (مستدرک حاکم: 3/156)«دخترم‌ فاطمه‌! آيا به‌ اين‌ كرامتي‌ كه‌ خدا به‌ تو داده‌ راضي‌ نمي‌شوي‌ و آن‌ اين‌ است‌ كه‌ تو، سرور زنان‌ جهان‌، و سرور زنان‌ مؤمن‌، وسرور زنان‌ اين‌ امّت‌ باشي‌». 2ـ احترام‌ خانه‌ آن‌ حضرت‌ در قرآن‌ و سنّت‌محدثان‌ يادآور مي‌شوند، وقتي‌ آيه‌ مباركه‌(فِي‌ بُيوت‌ٍ أَذِن‌َ اللّه‌أَن‌ْ ترفع‌َ وَ يذكَر فيها اسْمه‌) (نور/36) «(نور خدا) در خانه هايي که خدا رخصت داده که قدر و منزلت آنان رفعت يابد و نامش در آنها ياد شود» بر پيامبر فرود آمد، پيامبراين‌ آيه‌ را در مسجد تلاوت‌ كرد، در اين‌ هنگام‌ شخصي‌ برخاست‌ وگفت‌:اي‌ رسول‌ گرامي‌ مقصود از اين‌ بيوت‌ با اين‌ برجستگي‌چيست‌؟
پيامبر فرمود:
خانه‌هاي‌ پيامبران‌.
دراين‌ موقع‌ ابوبكر برخاست‌، در حالي‌ كه‌ به‌ خانه‌ علي‌ و فاطمه عليها السلام اشاره‌ مي‌كرد، گفت‌: آيا اين‌ خانه‌ از همان‌ خانه‌ها است‌؟
پيامبرعليه السلام در پاسخ‌ گفت‌:
بلي‌ از برجسته‌ ترين‌ آنها است‌. (قرأ رسول الله هذه الاية (في بيوت اذن الله أن ترفع و يذکر فيها اسمه) فقام اليه رجل فقال: أي بيوت هذه يا رسول الله (ص)؟ قال: بيوت الانبياء، فقام اليه ابوبکر، فقال: يا رسولالله (ص)!أهذا البيت منها، مشيرا الي بيت علي و فاطمة (عليهما السلام). قال: نعم، و من إفاضلها (الدر المنثور: 6/303؛ تفسير سوره نور، روح المعاني: 18/174).پيامبر گرامي عليه السلام مدت‌ نُه‌ ماه‌ به‌ در خانه‌ دخترش‌ مي‌آمد، بر او و همسر عزيزش‌ سلام‌ مي‌كرد و اين‌ آيه‌ را مي‌خواند: (إنَّما يريد اللّه ‌ليذهب‌َ عَنْكُم‌ُ الرِّجْس‌ أَهل‌ البَيت‌ و يطهِّركُم‌ْ تَطهيراً) (احزاب‌/33).(در المنثور: 6/606) خانه‌اي‌ كه‌ مركز نور الهي‌ است‌ و خدا به‌ ترفيع‌ آن‌ امر فرموده‌ ازاحترام‌ بسيار بالايي‌ برخوردار مي‌باشد. خانه‌اي‌ كه‌ اصحاب‌ كسا را د