ً در ميان مهاجرين كسي بود كه يكي از خويشاوندان كافرش را علي (ع) كشته بود (گرچه چنين كسي را نمي شناسيم) با اين فرض هم، محال است كه مؤمن مهاجر كه خود با دست خود پدر و برادر خود را در راه رضاي خدا و دفاع از اسلام مي كُشت، از علي (ع)كه يكي از خويشان كافر محارب او را كشته است كينه اي در دل گيرد، آري علي كساني را از كفار قريش كشته بود كه خويشان او بعداً در رديف مسلمانان در آمده و محتمل است كه آنان كين آن حضرت را به دل گرفته باشند كه از اعلام آنان ابو سفيان بود كه پسر و برادر زنش به دست علي (ع) هلاك شده بودند. ولي گذشته از اينكه چنين كسان حق انتخاب خليفه را نداشتند زيرا اين حق، خاص مهاجر و انصار و مجاهدين بدر و اُحد بود و كساني چون ابو سفيان نمي توانستد در صف آنان وارد شوند! اما جالب تر اينكه خود ابو سفيان نيز از كساني بود كه با بيعت ابو بكر مخالفت و به ظاهر از علي طرفداري مي كرد!! پس چنين ادعائي كه مهاجر و انصار كه پايه گذار بيعت سقيفه بودند به لحاظ كينه اي كه با علي (ع) داشتند از آن بزرگوار عدول نموده و از حضرتش نامي در اين قضيه نبردند و بعد از رسول خدا مرتد شدند جز سه نفر (كه لا أقل دو نفر از آنان  از مهاجرين و انصار نيستند) مخالفت با صريح قرآن است و گمان ندارم هيچ مؤمني با صريح قرآن به مخالفت برخيزد.

الهوامش
 (27) رجوع كنيد به صفحة 127 همين كتاب. 
(28) واقفيّة فرقه اي را گويند كه امام موسي بن جعفر (ع) را آخرين امام دانسته و معقتدند كه او زنده است و ائمة پس از آن حضرت را قبول ندارند. 
(29) ناووسية پيروان "عبد الله بن ناووس بصري" را گويند كه ائمة پس از امام صادق (ع) را به امامت قبول نداشته و خود آن حضرت را امام حي و حاضر و مهدي موعود مي دانند! اينك بايد بدانيم كه قرآن كريم در بارة ياران پيامبر (ص) چه مي گويد: 
1ـ "وَمِنَ الأَعْرَابِ مَن يُؤْمِنُ بِالله وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَيَتَّخِذُ مَا يُنفِقُ قُرُبَاتٍ عِندَ الله وَصَلَوَاتِ الرَّسُولِ أَلا إِنَّهَا قُرْبَةٌ لـَّهُمْ سَيُدْخِلُهُمُ اللهُ فِي رَحْمَتِهِ إِنَّ اللهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ, وَالسَّابِقُونَ الأَوَّلُونَ مِنَ المُهَاجِرِينَ وَالأَنصَارِ وَالَّذِينَ اتَّبَعُوهُم بِإِحْسَانٍ رَّضِيَ اللهُ عَنْهُمْ وَرَضُواْ عَنْهُ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي تَحْتَهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ = و از اعراب باديه نشين كساني اند كه به خدا و روز قيامت ايمان آورده و آنچه را انفاق مي كنند وسيلة تقرب به خدا و موجبات دعاي رسول بگيرند, آگاه باش كه اين ايمان موجب تقرب ايشان در نزد خدا است, بزودي خدا ايشان را در رحمت خود در آورد همانا خدا آمرزنده و مهربان است و آنان كه پيش آهنگان نخستين اند از مهاجران و انصار و آنانكه با ايمان و احسان پيروي ايشان كردند خدا از ايشان راضي است و ايشان از خدا خشنودند و پروردگار بر ايشان با غهايي كه زير قصور و اشجار آن رودها جاري است آماده فرموده كه در آنها هميشه جاويدانند آري اين است رستگاري بزرگ" (التوبه/99-100).
شيخ طوسي در تفسير اين آيات مي نويسد(30) كه اينان مهاجريني هستند كه سبقت به ايمان گرفته و از مكه به مدينه يا به حبشه مهاجرت كردند.
كدام مؤمن به قرآن, در مقابل اين آيات كه سراسر بشارت و رحمت و رضوان و بهشت و فوز عظيم براي مهاجرين و انصار است يعني همانان كه پايه گذار بيعت سقيفه بودند, مي تواند آن حديث ضعيف كفر آميز فتنه انگيز (مردم به جز سه تن كافر شدند) را باور كند؟ اينك بايد ديد از مهاجرين كه در بيعت سقيفه بودند و به بيعت ابو بكر و فادار ماندند چه كسانند كه ممدوح خدا و قرآنند؟ يكي از اينان كه از مهاجرين حبشه است "عمرو بن عثمان بن عمرو بن سعد بن تيم" است كه در خلافت عمر در فتح قادسيه در ركاب سعد ابن ابي وقاص شهيد شد و ديگري "هبار بن سفيان بن عبد الاسد" از بني مخزوم است كه در جنگ "اجنادين" در شام, در خلافت ابو بكر شهيد شد و نيز برادرش "عبد الله بن سفيان" است كه در جنگ يرموك و شام در خلافت عمر شهيد شد, وعدة كثيري كه اينجا مجال شرح احوال ايشان نيست. 
2ـ " الَّذِينَ آَمَنُوا وَهَاجَرُوا وَجَاهَدُوا فِي سَبِيلِ الله بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَةً عِنْدَ الله وَأُولَئِكَ هُمُ الْفَائِزُونَ, يُبَشِّرُهُمْ رَبُّهُمْ بِرَحْمَةٍ مِنْهُ وَرِضْوَانٍ وَجَنَّاتٍ لَـهُمْ فِيهَا نَعِيمٌ مُقِيمٌ, خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا إِنَّ اللهَ عِنْدَهُ أَجْرٌ عَظِيمٌ = آنانكه ايمان آورده و مهاجرت كرده و در راه خدا با مالها و جانهايشان جهاد كردند درجة ايشان نزد خدا از همه بزرگتر است و اينانند كه رستگارانند, پروردگارشان ايشان را به رحمت خود و خشنودي كامل و بهشتهائي كه براي ايشان در آن نعمتهاي با دوام است, بشارت مي دهد كه در آنها براي هميشه جاودانند و در نزد خدا پاداش بزرگ است" (التوبه/20-21-22)  آيا اينانند كه پس از رسول خدا مرتد شدند؟! براي اينكه بدانيم اينان كيانند, آيات ديگري با همين عبارات و كلمات از قرآن مي آوريم: 
3ـ " إِنَّ الَّذِينَ آَمَنُوا وَهَاجَرُوا وَجَاهَدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ فِي سَبِيلِ الله وَالَّذِينَ آَوَوْا وَنَصَرُوا أُولَئِكَ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ = همانا كساني كه ايمان آورده و مهاجرت كرده و با اموال و جانهايشان در راه خدا جهاد نمودند و همچنين آنانكه جاي دادند و نصرت كردند اينان گروهي دوستان گروه ديگرند" (الأنفال/72) آنانكه ايمان آورده و مهاجرت كرده با مال و جانشان در راه خدا مجاهده كردند چه كسانند جز مهاجرين حبشه و مدينه و آنانكه اصحاب رسول و مهاجرين به مدينه را جاي دادند و دين خدا را ياري كردند, جز اهل مدينه چه كساني بودند؟! يعني همان پايه گذاران بيعت سقيفه، آيا اينان پس از رسول خدا مرتد گشته و به عقب برگشته و اسلام را ترك كردند؟ جواب اين هرزه درايان و دشمنان اسلام و مسلمين را از اين آيه بشنويد: " وَالَّذِينَ آَمَنُوا وَهَاجَرُوا وَجَاهَدُوا فِي سَبِيلِ الله وَالَّذِينَ آَوَوْا وَنَصَرُوا أُولَئِكَ هُمُ المُؤْمِنُونَ حَقًّا لَـهُمْ مَغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِيمٌ = و آنانكه ايمان آورده و مهاجرت كردند و در راه خدا جهاد نمودند و كسانيكه جاي دادند و نصرت كردند اينان حقيقتاً مؤمن اند كه براي ايشان آمرزش و روزي بزرگوارانه است" (الأنفال/74) خداي آفرينندة داناي آشكار و نهان مي فرمايد اينان حقاً مؤمن اند ولي نويسندگان احتجاج و برهان (طبرسي و بحراني) از قول غاليان بي ايمان كتاب هاي خود را پُر مي كنند كه اينان پس از رسول خدا مرتد شدند جز سه نفر كه لا أقل دوتن از آنان از جهت هجرت و جهاد با مال و جان و جاي دادن به مهاجرين مشمول اين آيات شريفه نيستند! زيرا ابو ذر و مقداد هيچكدام نه مهاجرند و نه از انصار, نه از وطن خود به اجبار و اضطرار مهاجرت كردند و نه مالي در راه خدا انفاق كردند (زيرا نداشتند) و كسي از مهاجرين ر