لٍ متهافت لاإرتفاع به». عبدالله بن قاسم حضرمي از اهل كوفه، غلو كننده و تناقص گو، ‌حساب و نظامي دركار و گفتارش نيست.
ب / رجال نجاشي ص 167:«عبدالله بن القاسم الحضرمي المعروف بالباطل كذاب غال يروي عن الغلات الخير فيه ولا يعتمد بروايته». وي غلو كننده بسيار دروغگويي است كه از غلات روايت مي‌كند و هيچ خيري در او نيست وبه روايتش اعتناء نمي‌شود.
ج / رجال علامه ص 336:«عبدالله بن القاسم الحضرمي من أصحاب الكاظم واقفي وهويعرف بالباطل و كان كذاباً يروي عن الغلات الخير فيه ولايعتمد بروايته وليس بشئ ولا يرتفع به».
عبدالله از اصحاب امام كاظم (ع) و واقفي مذهب و دروغگويي است كه از غلات روايت مي‌كند و به روايتش اعتماد نمي‌شود و ارزشي ندارد و. . . 
اين شخص غلو كننده وكذاب با اين سابقه احاديثي به منظور غرور و فريب بدكاري به وحي شيطان از امامان عليه السلام ساخته و پرداخته است. ازجمله در ص 119 «كامل الزياره» مذكور است كه مردي كذاب به نام «موسي بن سعدان» كه بعدا معرفي خواهد شد(12)  از او و او از «عمر بن ابان الكليني» و بالاخره ازحضرت صادق (ع) روايت مي‌كند كه آن حضرت فرمود: «أربعة آلاف ملك عند قبرالحسين غبر يبكونه إلى يوم القيامة رئيسهم ملك يقال له المنصور ولا يزوره زائر إلا استقبلوه . . . ولا يودعه مودع إلا المنصور ولايزوره زائر إلا التقبلوه .. . ولا يودعه مودع إلا شيعوه ولايمرض إلاعادوه ولايموت إلا صلوا عليه وعلى جنازته واستغفروا له بعد موته».
- چهار هزار ملك غبار آلود در نزد قبر حسين (ع) هستند كه تا روز قيامت بر او گريه مي كنند، رئيس ايشان فرشته‌اي است كه به او منصور گفته مي‌شود، هيچ زائري آن حضرت را زيارت نمي‌كند مگر اينكه او را استقبال مى‌كنند و هيچ وداع كننده‌اي آنحضرت را وداع نمي‌كند مگر اينكه او را مشايعت مى‌كنند و مريض نمي‌شود مگر اينكه او را عيادت مى‌كنند و نمي‌ميرد مگر اينكه بر او و جنازه‌اش نماز مي خوانند و پس از مرگش براي او استغفار مي كنند.
در صفحه 192 نيز همين حديث را تكرار مي‌كند جز اينكه مي‌گويد كه اين چهار هزار ملك همان فرشتگان اند كه براي جنگ به مدد آن حضرت آمدند ولي آن جناب به ايشان اجازه نداد، چون مرتبه ديگر براي استيذان برگشتند حضرت كشته شده بود لذا ماندند.
در صفحه 66 اين كتاب داستان فطرس ملك كه به علت سستي در امر الهي مغضوب و در جزيره‌اي شصت سال به عبادت مشغول بود تا در روز تولد حسين به شفاعت قنداقه‌ي آن حضرت آزاد شد و اكنون در نزد قبر آن حضرت مشغول تبليغ سلام زائران به آن حضرت است.
چون اين قبيل موهومات در زبان روضه خوانان براي مغرور كردن جاهلان درجريان است لذا يادآوري شد تا بدانند از كدام ريشه آب مي‌خورد و چه غاليان و كذابان و مفسدان اصل و ريشه آن هستند، يعني عبدالله بن قاسم حضرمي و موسي بن سعدان (13) و امثال ايشان !
20- عبدالله بن ميمون القداح:
اين مفسد از بانيان مذهب اسماعيليه است و همين براي شناخت او كافي است.
21- عثمان بن عيسي:
اين شخص به تصريح ائمه رجال واقفي مذهب است و «كشي» در رجال خود در احوال او مي‌گويد: در نزد او اموال بسياري از رضا (ع) كه به آن حضرت مسترد نكرد و رضا (ع) به او خشمناك بود و سوابق او به تفصيل در صفحه 247 جلد دوم تنفيح المقال و تخلف و استنكاف او از اوامر حضرت رضا عليه السلام مذكور است.
جزائري و ابن داوود ومحقق اردبيلي و فاضل مقداد و صاحب مدارك و حلي عموماً او را ضعيف شمرده اند.
اينك يك حديث ديگر در موضوع زيارت از اين مغرور غرور آفرين وگستاخ كننده مجرمين: «عثمان بن عيسى عن معلى بن شهاب عن أبي عبدالله (ع): قال الحسين لرسول الله (ص) يا أبتاه ما جزاء من زارك؟ فقال (ص): يابني من زارني حياً أوميتاً أو زار أباك أو زارك حقاً علي أن أزوره  يوم القيامة».
- امام صادق (ع) فرمود: كه امام حسين (ع) از پيامبر (ص) پرسيد: اي پدر پاداش كسي كه تو را زيارت كند چيست؟ آن حضرت پاسخ داد: اي پسركم كسي كه مرا زنده يا مرده زيارت كند يا پدرت و يا تو را زيارت كند، بر من است كه او را روز قيامت ديدار كنم.!!
گوئي كه حسين (ع) از آغاز طفوليت مي دانسته كه خلقتش براي زيارت است ليكن از ثواب آن بي خبر بوده است! يا خواسته است بدين وسيله به مردم ابلاغ شود لذا از رسول خدا (ص) از ثواب آن پرسيده است!
22- علي بن حسان:
كه ترجمه حال و ارزش او در ضمن ترجمه عمويش عبدالرحمن بن كثير اشاره شد (14)  و روايتش قابل اعتماد نيست.
23- عمرو بن فضال: به قول صاحب سرائر خود و پدرش ملعون و رأس ضلال‌اند.
24- عمروبن ثابت: را مجمع الرجال ص 275 به صفت «ضعيف جدا» بسيار ضعيف نكوهش مى‌كند.
25- قاسم بن يحيي: او از جدش «حسن بن راشد» روايت مى‌كند.
درمجمع الرجال 5/53 غضائري درباره او مي‌فرمايد: «روي عن جده ضعيف» از جد خود روايت مي‌كند كه ضعيف است. و در نقدالرجال، فاسد المذهب معرفي شده است، وحلي، غضائري را در اين خصوص تبعيت مي‌نمايد و در خلاصه او را ضعيف مي‌شمارد با اين حال اولين حديث «كامل الزيارة» كه شيخ طوسي هم در تهذيب 6/40 آورده است از همين «قاسم بن يحيي» است كه در آن حيث منتهاي آرزوي امام حسين (ع) و سؤال او هنگامي كه در دامن جد بزرگوارش رسول خدا (ص) نشسته است، اين است كه مي پرسد: «يا أبه ما لمن زارك بعد موتك؟ « اي پدر پاداش كسي كه پس از وفاتت، تو را زيارت كند چيست؟» و پيغمبر خدا (ص) به او همان جوابي را مي‌دهد كه درحديث «عثمان بن عيسي(15)  گذشت.
در صفحه 171 «كامل الزيارة» يك حديث پرخير و بركت ديگر از قاسم بن يحيي فاسد المذهب و ضعيف الروايه، هست كه خود خيلي خوشنام است از جد خوش نامش(!!) و او از يونس بن ظبيان كه از مشهورترين غاليان و كذابان است، روايت مى‌كند: «قال أبوعبدالله (ع) من زار الحسين (ع) ليلة النصف من شعبان وليلة الفطر ليلة العرفة في سنة واحدة كتب الله له ألف حجة مبرورة وألف عمرة مقبولة وقضيت له ألف حاجة من حوائج الدنيا والآخرة».
امام صادق (ع) فرمود: هر كه در يك سال شب نيمه شعبان و شب عيد فطر و شب عرفه مرقد امام حسين (ع) را زيارت كند خداوند برايش ثواب هزار حج نيكو و هزار عمره مقبول نويسد و هزار حاجت از حوائج دنيوي و اخروي او را برآورده سازد!!
ملاحظه مي‌فرماييد كه با يك زيارت، اعمالي كه براي هيچ پيغمبر و امامي توفيقش امكان ندارد براي يك زائر با سه زيارت حاصل مي‌شود، تا كور شود هر آنكه نتواند ديد!!!.
سرّ خدا كه عارف كامل به كس نگفت   در حيرتم كه باده فروش ازكجا شنيد؟
26- محمد بن ارومه: 
أ / رجال نجاشي ص253 : «محمد بن ارومه أبو جعفر القمي ذكره القميون وغمزوا عليه ورموه بالغلو حتى دس عليه من يفتك به فوجده يصلي من أول الليل إلى آخره فتوقفوا عنه، وحكى جماعة من شيوخ القميين عن أبي الوليد أنه قال محمد بن ارومه طعن عليه بالغلو». علماي قم او را به بدي ياد كرده و طعنها زده اند و او را به غلو نسبت داده اند، حتي كسي را وادار كردند كه بر او بتازد و كارش را بسازد و او چون ديد كه وي از اول شب تا آخرش مشغول نماز است از كشتن او خودداري نمود. و محمد بن الول