َّ يُتْبِعَهَا بِالْمَاءِ و يَجُوزُ أَنْ يَقتَصِرَ عَلَی الْمَاءِ أَوْ عَلَی ثَلاَثَةِ أَحْجَارٍ يُنْقِی بِهِنَّ الْمَحَلَّ فَإِذَا أَرَادَ الاِقتِصَارَ عَلَی أَحَدِهِمَا فَالْمَاءُ أَفْضَلُ و يَجْتَنِبُ اسْتِقبَالَ الْقِبْلَةِ واسْتِدْبَارَهَا فی الصَّحرَاءِ و يَجْتَنِبُ الْبَولَ و الْغَائِطَ فی الْمَاءِ الرَّکِدِ و تَحْتَ الشَّجَرَةِ الْمُثْمِرَةِ و فی الطَّرِيْقِ و الظِّلِّ و الثَّقْبِ ولاَ يَتَکَلَّمُ عَلَی الْبَوْلِ و الْغَائِطِ ولاَ يَسْتَقْبِلُ الشَّمْسَ و الْقَمَرَ ولاَ يَسْتَدْبِرُهُمَا.
استنجاء یاپاک نمودن دومجرای جلو وعقب از نجاست واجب است از ادرار ومدفوع، وبهتر است اول باسنگ وبعداً باآب باشد، وجائز است بیکی از آنها عمل استنجاء، راانجام دهد بطوری که محل نجس را پاک کند وهرگاه بخواهد بیکی ازآنها این عمل راانجام دهد آب از سنگ بهتر است، ورد صورت نبودن ساتر باید درموقع قضای حاجت از رونمودن بقبله خودداری کند وهمچنان بایددوری کند از ادرار ومدفوع درجاهای زیر: آب ایستاده، زیر درخت ثمردار، در راهعبور ومرور درسایه که مردم از آن استفاده می نمایند، در سوراخ وشکاف زمین، همچنان هنگام قضای حاجت تکلم وحرف زدن روا نیست مگر ضرورت ایجاب کند، پشت ورو کردن بماه وخورشید هنگام قضای حاجت روانیست و     گفته اند کراهت دارد.

فصل : والْفُرُوضُ الْمَذْکُورَةُ فی کِتَابِ اللهِ تَعَالَی سِتَّةٌ النِّصْفُ و الرُّبُعُ و الثُّمُنُ و الثُّلُثَانِ و الثُّلُثُ و السُّدُسُ فَالنِّصْفُ فَرْضُ خَمْسَةٍ الْبِنْتُ و بِنْتُ الإِبْنِ و الأُخْتُ مِنَ الأَبِ و الأُمِّ و الأُخْتُ مِنَ الأَبِ و الزَّوْجُ إِذَا لَمْ يَکُنْ مَعَهُ وَلَدٌ و الرُّبُعُ فَرْضُ اثْنَيْنِ الزَّوْجُ مَعَ الْوَلَدِ أَوْ وَلُدِ الإِبْنِ وهُوَ فَرْضُ الزَّوْجَةِ و الزَّوْجَاتِ مَعَ عَدَمِ الْوَلَدِ أَوْ وَلَدِ الاِبْنِ و الثُّمُنُ فَرْضُ الزَّوْجَةِ و الزَّوْجَاتِ مَعَ الْوَلَدِ أَوْ وَلَدِ الإبْنِ و الثُّلُثَانِ فَرْضُ أَرْبَعَةٍ الْبِنْتَيْنِ و بِنْتَی الإبْنِ و الأُخْتَيْنِ مِنَ الأَبِ و الأُمُّ و الأُخْتَيْنِ مِنَ الأَبِ و الثُّلُثُ فَرْضُ اثْنَتَيْنِ الأُمُّ إِذَا لَمْ تُحْجَبْ وهُوَ لِلإِثْنَيْنِ فَصَاعِداً مِنَ الإِخْوَةِ و الأَخَوَاتِ مِنْ وَلَدِ الأُمُّ و السُّدُسُ فَرْضُ سَبْعَةٍ الأُمُّ مَعَ الوَلَدِ أَوْ وَلَدِ الإِبْنِ أَوْ اثْنَيْنِ فَصَاعِداً مِنَ الإِخْوَةِ و الأَخَوَاتِ وهُوَ لِلْجَدَّةِ عِنْدَ عَدَمِ الأُمِّ و لِبِنْتِ الإِبْنِ مَعَ بِنْتِ الصُّلْبِ وهُوَ لِلأُخْتِ مِنَ الأَبِ مَعَ الأَخْتِ مِنَ الأَبِ و الأُمِّ وهُوَ فَرْضُ الأَبِ مَعَ الْوَلَدِ أَوْ وَلَدِ الإِبْنِ و فَرْضُ الْجَدِّ عِنْدَ عَدَمِ الأَبِ * وهُوَ فَرْضُ الْوَاحِدِ مِنَ وَلَدِ الأُمِّ و تَسْقُطُ الْجَدَّاتُ بِالأُمِّ و الأَجْدَادُ بِالأَبِ و يَسْقُطُ وَلَدُ الأُمِّ مَعَ أَرْبَعَةٍ الْوَلَدِ و وَلَدِ الإِبْنِ و الأَبِ و الْجَدِّ و يَسْقُطُ الأَخُ لِلأَبِ و الأُمِّ مَعَ ثَلاَثَةٍ الإِبْنِ و ابْنِ الإِبْنِ و الأَبِ و يَسْقُطُ وَلَدُ الأَبِ بِهَؤُلاءِ الثَّلاَثَةِ و بِالأَخِ لِلأَبِ و الأُمِّ و أَرْبَعَةٌ يُعَصِّبُونَ أَخَوَاتِهِمْ الإِبْنُ و ابْنُ الإِبْنِ و الأَخُ مِنَ الأَبِ و الأُمِّ و الأَخُ مِنَ الأَبِ و أَرْبَعَةٌ يَرِثُونَ دُوْنَ أَخَوَاتِهِمْ وهُمُ الأَعْمَامُ و بَنُوْ الأَعْمَامِ وبَنُوْ الأَخِ و عَصَبَاتُ الْمَوْلَی الْمُعْتِق.
فرض های که در قرآن ذکر شده است شش می باشند: (1/2-1/4-1/8-2/3-1/3-1/6)
(یک دوم) نصف استحقاق پنج نفر است: (1) دختر (2) دختر پسر (3) خواهر پدری ومادری (4) خواهر پدری (5) شوهر هرگاه میت اولاد نداشته باشد«پسر یا دختر یا اولاد پسر».
(یک چهارم) استحقاق دو نفر است: (1) شوهری که زن مرده اش اولاد داشته باشد (2) استحقاق یک زن یا چند زن است با نبودن اولاد یا اولاد پسر.
(یک هشتم) یا ثمن استحقاق یک زن یا چند زن است با اولاد یا اولاد پسر از شخص میُت.
(دو سوم) یا دو ثلث استحقاق چهار صنف است: (1) دو دختر (2) دو دختر پسر   (3) دو خواهر پدری ومادری (4) دو خواهر پدری.
(یک سوم) یا ثلث استحقاق دو صنف است: (1) مادری که محروم نشده باشد     (2)برای دو نفر یا بیشتر از برادران وخواهران مادری.
(یک ششم) یا سدس استحقاق هفت نفر است: (1) مادر با اولاد یا اولاد پسر یا برای دو نفر یا بیشتر از خواهران یا برادران (2) مادربزرگ با نبودن مادر (3) برای دختر پسر هرگاه با دختر صلبی باشد (4) برای خواهر پدری هرگاه با خواهر پدر و مادری باشد (5) پدر هرگاه با فرزند یا فرزند پسر باشد (6) پدربزرگ با نبودن پدر (7) فرزند مادر اگر تنها باشد. بابودن مادر مادران بزرگ ساقط می شوند، همچنان پدران بزرگ با وجود پدر ساقط می باشند.
فرزند مادر با چهار نفر ساقط است: (1) فرزند (2) فرزند پسر (3) پدر (4) پدر بزرگ.
وبرادر پدر و مادری با سه نفر ساقط است: (1) پسر (2) پسر پسر (3) پدر وبا این سه نفر وبرادر پدر ومادری فرزند پدر ساقط می شود.
چهار نفر خواهران خود را عصبه می کنند:«یعنی اگر آنان نباشند خواهران ارث نمی برند» (1) پسر(2) پسر پسر (3) برادر پدر ومادری (4) برادر پدری.
چهار نفر خودشان ارث می برند وخواهرانشان محرومند: (1) عموها (2) پسرانشان (3) پسران برادر (4) عصبه های آقای آزاد کننده. «علت ارث نبردن این است که اینان عصبه وارث می باشند وخواهرانشان از ذوی الارحام میباشند».

<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:243.txt">عربي</a><a class="text" href="w:text:244.txt">ترجمه</a></body></html>فصل : و تَجُوزُ الْوَصِيَّةُ بِالْمَعْلُومِ و الْمَجْهُولِ و الْمَوْجُودِ و الْمَعْدُومِ وهِیَ مِنَ الثُّلُثُ فإنْ زَادَ وُقِفَ عَلَی إِجَازَةِ الْوَرَثَةِ و لاَتَجُوزُ الوَصِيَّةُ لِوَارِثٍ إِلاَّ أَنْ يُجِيْزُهَا بَاقِی الْوَرَثَةِ و تَصِحُّ الْوَصِيَّةُ مِنْ کُلِّ بَالِغٍ عَاقِلٍ لِکُلِّ مُتُمُلِّکٍ وفی سَبِيْلِ اللهِ تَعَالَی و تَصِحُّ الْوَصِيَّةُ إِلَی مَنِ اجْتَمَعَتْ فِيهِ خَمْسٌ خِصَالٍ الإِسْلاَمُ و البُلُوغُ و الْعَقْلُ و الْحُرِّيَّةُ و الأَمَانَةُ. 
در احکام وصیت: وصیت به چیز معلوم ومجهول رواست«مانند شیر در پستان» یا بگوید وصیت می کنم که یکی از بردگان برای زید باشد، یا فلان مال غائب من برای او باشد، وهمچنان به چیز معدوم وموجود رواست«مانند وصیت به ثمر این درخت قبل از ظهور ثمر» و وصیت تا یک سوم مال پذیرفته می شود واگر از آن بیشتر باشد صحت آن بسته به اجازه ورثه می باشد وصیت برای وارث روا نیست مگر اینکه وارثان دیگر اجازه داشته باشند از هر شخص عاقل وبالغی برای هر کسی که امکان مالکیت داشته باشد وصیت رواست«کوچک، بزرگ، عاقل، دیوانه» وهمچنین وصیت در راه خدا رواست«وبرای جهادکنندگان صرف می شود».
کسی که در او پنج خصلت باشد رواست او را وصی قرار 