ا تصحيح کنم زيرا من خود بزرگ شده فرهنگ غربي هستم.برخلاف باور عموم غربيها مخالف دين اسلام نيستند بلکه اطلاعات ناقص واشتباه از اين دين دارند؛از نظر آنها اسلام دين خشونت ورعب است.در آلمان خارجياني که مورد هجوم نژاد پرستان قرارمي گيرند اساسا ً به خاطر دينشان نيست زيرا در بين آنهايي که مورد ظلم واقع مي شوند غير مسلمين نيز وجود دارند بلکه به خاطر عوامل اقتصادي است زيرا از نظر آلمانها خارجيان فرصت هاي شغلي را از آنها سلب کرده اند واين باعث بيکار شدن آنها شده است.

دعوت به سوي الله
از لحظه مسلمان شدنم تا به الان در تلاش هستم تا اين دين را به ديگران نيز برسانم.خوشبختانه پدر بزرگم ويکي ديگر از اقوام را توانستم به اين دين قانع کنم وآنها مسلمان شوند بقيه افراد فاميل نيز سعي مي کنم تا آنها را بيش از پيش با اين دين آشنا کنم تا راهي براي مسلمان شدن آنها گشوده شود...
والسلام. 
......................
تهيه و ترجمه: شفيق شمس
مصدر: سايت نوار اسلام
IslamTape.Comبراساس سرگذشت: دکتر ميلرـــ آلمان

مقدمه: 
دکتر ميلريکي از مستبشرين فعال درزمينه دعوت به مسيحيت بود؛و از کساني است که در مورد کتاب مقدس(انجيل)مطالعات فراواني داشته است ودر اين زمينه دانش فراواني را کسب کرده است.اوبر اساس رشته تحصيلي که داشته است رياضيات را خيلي دوست دارد به خاطر همين در کارهاي مختلف براساس منطق عقلي عمل مي کند.سرگذشت اسلام آوردنش را از زبان خودش مي‌شنويم:

"روزي که يکي از افراد مرا دعوت به خواندن قرآن کريم کرد فقط به قصد اينکه آن را حاوي اشتباهات مي پنداشتم ومي خواستم اين اشتباهات را خودم بيابم تا در مناظراتي که براي دعوت مسلمانان به مسيحيت داشتم از اين اشتباهات نهايت استفاده را بکنم بنابراين به مطالعه اين کتاب آسماني روي آوردم.انتظار داشتم در کتابي که قبل از 14قرن نازل شده است مطالبي را درمورد محيط اطراف عربستان وبيابانهاي گرم وسوزان آن حوالي مطالبي را بيابم اما برخلاف انتظارم آن را حاوي مطالبي يافتم که اصلا ً انتظارش را نداشتم....

قرآن کتابي معجزه آميز
  قرآن را حاوي  مطالبي  مي پنداشتم که بر پيامبر اسلام گذشته است مانند بعضي از اتفاقات تلخ از قبيل وفات همسرش خديجه ويا وفات فرزندانش ويا...اما تعجب من زماني بيشتر شد که در قرآن سوره اي را به نام مريم راديدم!و در آن چنان از مقام والاي حضرت مريم تجليل شده است که در کتابهاي انجيل مسيحيان نيز اين مطالب يافت نمي شود.در قرآن سوره اي به نام عائشه يا فاطمه (رضي الله عنهما) وجودندارد اما در آن بيست وپنج بار نام حضرت عيسي عليه السلام ذکر شده است اين در حالي است که فقط پنج بار نام حضرت محمد در قرآن وجود دارد.هنگامي که آيه 82سوره نساء را خواندم تعجبم بيشتر شد زيرا در اين آيه به صراحت خداوند گفته است اگر اين قرآن از نزد غير خدا نازل شده بود در آن اختلافات فراواني را در آن مشاهده مي کردند.عجيب اين است که قرآن کريم قاطعانه مسلمانان وغير مسلمانان را فرا مي خواند واز آنها مي خواهد اگر توانستند در اين کتاب حتي اگر شده يک آيه اشتباه در آن بيابند؛درواقع نويسنده  هيچ کتابي در جهان چنين جرأتي به خود نمي دهد تا کتاب خود را عاري از خطا معرفي کند اما قرآن کريم تمام افرادرا فرا مي خواند تا اگر شده خطايي را بيابند که  نمي يابند.چند آيه است که واقعا ً مرا تکان داده است.

در آيه 30سوره انبياء خداوند مي فرمايد:"أوَلَم يرَ الذّين کَفَرُوا أنّ السَّموات والأرضَ کانتا رَتقا ففتقناهما وجعلنا مِنَ الماء کُلَّ شي ٍ حي أفلا يؤمنون." آيا کافران نديدند که آسمانها وزمين به يکديگر چسپيده بودند پس آن دو را از هم جدا کرديم؛وهرچيز زنده اي را از آب پديد آورديم.اين آيه درست موضوع يک تحقيق علمي است که در سال 1973به جائزه نوبل دست يافت.اين نظريه همان تئوري انفجار بزرگ يا BIG BANG است که نتيجه اين تحقيق اين است که جهان موجود نتيجه يک انفجار بزرگ است که آسمانها وکهکشانها بر اثر اين انفجار از هم گسيخته شده است.همچنين در آيه اي خداوند مي فرمايد)وماتَنَزّلت بِهِ الشّياطين ـ وما ينبَغي لَهُم وَمَا يستطيعون ـ إنّهُم عَنِ السّمع ِ لَمَعزولون)الشعراء ويا در سوره النحل مي فرمايد:(فَإذا قَرأتَ القُرآنَ فَاستَعذ بالله منَ الشّيطان الرّجيم) با توجه به اينکه در زمان پيامبر به او تهمت مي زدند واين آيات را از وحي شيطان           مي دانستند ديدن اين آيات در قرآن خيلي جالب است.اگر کسي کمي تأمل داشته باشد سؤالاتي به ذهنش متبادر مي شود از قبيل اين که آيا معقول است که شخصي  به قول کفار شيطان به او الهام بکند آنگاه به او بگويد قبل از اينکه کتاب را بخواني بايد از من به خدا پناه ببري؟؟به نظر شما اين روش کتابت قرآن توسط شيطان است؟؟اين آيات يکي از امور اعجازي است که در واقع جوابي است براي کساني که نسبت به اين مسأله دچار شبهه شده اند.

قصه ابولهب در قرآن
از قصه هاي جالب در قرآن قصه ابو لهب عموي پيامبر است.او به شدت از اسلام متنفر بودوهمواره در پي اين بود که از اهميت اين دين بکاهد؛هرگاه مي ديد پيامبر با غريبه ها سخن مي گويد منتظر مي ماند تا پيامبر سخنش را به پايان ببرد سپس به پيش آنها مي آمد وبه آنها مي گفت:محمد به شما چه گفت؟اگر به شما گفته است اين امر سفيد است پس آن سياه است واگر به شما گفته است شب است پس بدانيد که روز است؛منظور او از اين حرفها فقط وفقط مخالفت با حرفهاي پيامبر بود تا در دل مردم شک بيندازد،اما همين ابولهب که ده سال بعد از اينکه سوره مسد برپيامبر نازل شد مرده است (در اين سوره آمده است که ابولهب به جهنم خواهد رفت به معناي ديگر يعني اوهرگز مسلمان نخواهد شد)کافي بود که در اين ده سال حتي براي يکبار هم که شده در ملأ عام ظاهر مي شد وبراي اينکه با پامبر مخالفت کرده باشد به مردم مي گفت:محمد مي گويد من مسلمان نخواهم شد وبه آتش جهنم وارد مي شود پس بدانيد اي مردم من اعلام مي کنم که مسلمان شده ام ؛الآن چه  مي گوييد اي مردم آيا محمد  با اين ادعاها صادق است؟
کافي بود ابولهب با اين کلمات برخلاف پيامبر عمل کند همانند کارهاي سابقش که تماما ً برضد پيامبر بود؛يعني اين قصه مانند اين است که پيامبر به ابو لهب گفته باشد تو از من متنفري،پس فرصت داري که حرفهاي مرا نقض کني!
ولي ابولهب در طي اين سالها نه تنها اين کار را نکرد بلکه حتي تظاهر به اسلام هم نکرد!!او ده سال کامل فرصت داشت تا در عرض يک دقيقه اسلام را نابود کند؛او مي توانست ادعا کند که مسلمان شده است وبه مردم بگويد:محمد مي گويد من مسلمان نمي شوم وبه آتش جهنم وارد مي شوم ولي الان مي خواهم مسلمان شوم پس اي مردم ببينيد محمد راستگوست يا خير؟او ادعا مي کند که بر او وحي مي شود آيا اين وحي از جانب خداست؟

اين يکي از سوره هايي است که اعجاز قرآن را مي رساند چگونه پيامبر اين چنين مطمئن بوده است که او مسلمان نخواهد شد؟مگر نه اين است که اين کلمات از جانب خدا بوده است؟از ديگر آياتي که من آن ر