د كه پيامبر، سفارش علي را كرده است. و حديث را كامل نميكند ماهم اكنون حديث را بطور كامل مي آوريم. 

(عن الأسود بن يزيد قال: ذكروا عند عائشه أن علياً كان وصياً فقالت: متى أوصي إليه؟ قد كنت مسندته إلى صدري فدعا بالطست فلقد انخنث فى حجري وما شعرت أنه مات، فمتى أوصي إليه؟) 

(از اسود بن يزيد روايت شده كه فرمودند: در حضور حضرت عائشه -رضي الله عنها- ذكر شد كه حضرت علي-رضي الله عنه- وصي پيامبر  -صلي الله عليه وآله وسلم- است حضرت عائشه -رضى الله عنها- فرمودند: چه وقت به او وصيت نمود؟ من او را به سينه ام تكيه داده بودم كه طشتي خواست ودر آغوشم متمايل وكج شد ومن احساس نكردم كه او -صلي الله عليه وآله وسلم- در گذشت. پس چه وقت به او وصيت كرد؟ روايت بخاري ومسلم[11].

از حديث فهميده مي شود كه عائشه صديقه -رضى الله عنها- سخن كسي را گفت: پيامبر -صلي الله عليه وآله وسلم- به حضرت علي رضي الله عنه وصيت كرده است، نپذيرفت.

(64) ودر صفحه 290 مي گويد: 

(حضرت [12] فرمود: (در مورد اهل بيت) (برآنان پيشي نگيريد كه هلاك مي شويد واز آنان تخلف نجوئيد كه هلاك مي شويد وبه آنان ياد ندهيد چرا كه آنان از شما داناتر هستند). 

اين حديث، دروغي است كه بر رسول خدا -صلي الله عليه وآله وسلم- بسته شده است. 

خواننده گرامي! هميشه بامن، سخن تيجاني را به خاطر داشته باش كه گفت: (فقط به احاديث صحيحي كه مورد اتفاق شيعه وسني است، اعتماد مي كنم وفقط به احاديث صحيح استدلال مي كنم). تا ميزان دروغ گويي و وعده خلافي هايش را بشناسي. 

اين حديث را هيثمي در كتابش (مجمع الزوائد)[13] آورده است وميگويد: در اسنادش حكيم بن جبير است. 

امام احمد ميگويد: حكيم بن جبير، فردي ضعيف ومنكر الحديث است، دار قطني ميگويد: متروك است. شعبه ميگويد: اگر از حكيم بن جبير حديث نقل كنم، بيم دارم وارد آتش جهنم شوم. وجوزجاني ميگويد: حكيم، فردي، كذاب است [14]. 
------------------------------------
[1] شماره صفحه از كتاب عربي مي باشدو درترجمه  فارسي آن، نيافتم.
[2] صحيح مسلم ـ كتاب الامارة شماره (6).
[3] صحيح مسلم ـ كتاب الامارة ـ شماره (5).  
[4] صحيح مسلم كتاب الامارة شماره (7).
[5] صحيح مسلم كتاب الامارة شماره (10).
[6] صحيح مسلم كتاب الامارة شماره (9).
[7] همه آنها از بني هاشم اند.
[8] همه آنها از قريش اند.
[9] -صحيح مسلم- كتاب صفات المنافقين- شماره 10.
[10] ( گفتند: فقط يهود ونصاري وارد بهشت مي شوند، اين آرزوي آنها است، اگر در گفتار تان صادق هستيد دليل تان را بياوريد).
[11] فتح الباري ـ كتاب الوصايا / باب الوصايا ـ شماره 2741 / صحيح مسلم ـ كتاب الوصية شماره 19.
[12] يعني رسول خدا -صلي الله عليه وآله وسلم-. (مترجم)
[13] مجمع الزوائد (9/63 ـ 64).
[14] حديثي كه راوي آن چنين فردي باشد از چه اعتباري برخوردار است كه تيجاني به آن استدلال مي كند. (مترجم)<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:52.txt">اهل بيت پيامبر كيست؟</a><a class="text" href="w:text:53.txt">هزارن حديث نادرست در اصول كافي</a><a class="text" href="w:text:54.txt">از ديگر دروغ هاي تيجاني</a><a class="text" href="w:text:55.txt">شيعه شاگردان رسول خدا را متهم به فساد جنسي مي كند</a><a class="text" href="w:text:56.txt">جايگاه عائشه (رض) نزد اهل سنت</a><a class="text" href="w:text:57.txt">دروغ تيجاني در داستان عرني ها</a></body></html>(1) تيجاني درج 1 صفحه 24 ميگويد: 

بنابراين بايد امت اسلامي اجتماع كرده وبر يك پايه استوار وحدت داشته باشند كه آن پايه را رسول خدا -صلي الله عليه وآله وسلم- بنيان نهاده وفرموده است: (من در ميان شما دوچيز گرانبها باقي ميگذارم كه اگر به آن دوتمسك جوئيد، هرگزگمراه نمي شويد، كتاب خدا وعترتم اهل بيتم). صحيح مسلم. 

اين دروغي ديگر است، در مسلم اين حديث با اين لفظ وارد نشده است ولفظ مسلم چنين است: زيد بن ارقم ميگويد: روزي رسول خدا  -صلي الله عليه وآله وسلم- در مكان بنام خم، بين مكه ومدينه بلند شد وبراي ما سخنراني نمود خدارا حمد وثنا گفت ونصيحت كرد وتذكر داد سپس فرمود: اي مردم! من بشرم وبزودي قاصد پروردگارم مي آيد ومن آنرا اجابت ميكنم. من در ميان شما دو چيزي گرانبها باقي ميگذارم: اولي كتاب خدا است كه در آن هدايت ونور است، كتاب خدا را بگيريد وبه آن چنگ بزنيد پس مردم را به كتاب خدا تشويق نمود, سپس فرمود: ((و اهل بيتم شما را در مورد اهل بيتم سفارش ميكنم)). اهل بيتم سفارش ميكنم، شما را درمورد اهل بيتم سفارش ميكنم، شما را در مورد اهل بيتم سفارش ميكنم. 

حصين به او گفت: اي زيد! اهل بيت او چه كساني هستند؟ آيا همسران وي از اهل بيتش نيستند؟ 

فرمود: همسرانش از اهل بيت او هستند اما اهل بيت او كساني هستند كه بعد از او صدقه برآنها حرام است. 

گفت: آنها چه كساني هستند؟ 

گفت: آنها فرزندان علي، عقيل، فرزندان جعفر وفرزندان عباس اند. 

گفت: صدقه برهمه اينها حرام است؟ 

گفت: بله [1].

(2) تيجاني درج 1 صفحه (30 ـ 32) مي گويد: 

او با گروهي از علماء اهل سنت ديدار داشته وميان آنها صحبتي طولاني شده است ودر اين صحبت آمده است كه: 

(ص 32) (گفتند: اهل زنان پيامبرند وتو از قرآن چيزي نمي داني. گفتم: صحيح بخاري وصحيح مسلم غير از آنچه ميگوئيد معتقدند. گفتند: هر چه شما بخواهيد از بخاري يا مسلم يا ديگر كتابهاي اهل سنت گرفته وبا آنها استدلال كنيد، از دروغ هايي است كه شيعيان در كتابهاي ما اضافه كرده اند). 

تيجاني شيفته اي ساختن قصه هاي دروغين است، دست بردار نيست ودروغگويي را كه لكه ننگي بر چهره اوست، ترك نميكند. او دروغ هايي ميگويد كه باعث بي آبرويي شده ودروغ بودن اش برهر عاقلي آشكار است. 

ديدارهاي او با كساني كه بنابر ادعايش، از علماء اهل سنت هستند، چقدر زياد است، هميشه چنين وانمود ميكند كه آنها ناداني بودند كه چيزي نمي دانستند. يا كسي را كه با او مناقشه كرده است، نام نمي برد؟ يا اينكه مثل عادت هميشگي اش ميگويد با دانشمندي از دانشمندان اهل سنت مناقشه نمودم ومثل ساير علماء شيعه فرد مرده اي را اسم مي برد وعلماء اهل سنت مشهور شناخته شده اند اگر در سخنش صادق است با آنها مناظره كند!! نه تنها طلاب وعلماء اهل سنت بلكه بيسوادان اهل سنت هم چنين ياوه اي نميگويند.
-------------------------------
[1] صحيح مسلم كتاب فضائل الصحابه ـ شماره (36). (3) ودرج 1 صفحه 72 مي گويد: 

كافي است بداني كه مهمترين كتاب نزد آنان (شيعه) (اصول كافي) است وبا اين حال، گواهی مي دهند كه هزاران حديث نادرست[1] در آن وجود دارد. 

آيا شيعه اين سخن خطرناك را مي پسندد؟ با وجوديكه كتاب (كافي) مهمترين وبزرگترين كتاب نزد آنها است همانطوريكه تيجاني متذكر شد. 

سخن شرف الدين موسوي، نويسنده (المراجعات) (كتابي كه تيجاني ادعا ميكند چندين بار آنرا خوانده است) خلاف سخن تيجاني است. حالا كدام يك از ايندو دروغ ميگويد؟ مهم نيست كداميك دروغ بگويد. 

عبد الحسين شرف الدين موسوي ميگويد: كتابهاي (كافي)، (استبصار)، (من لا يحضره الفقيه) و(التهذيب) متواترند وصحت مطالب آنها قطعي است وقديمي ترين، مهمترين، بهترين واستوار ترين آنها كتاب (كافي) است[2].

ودر صحت سخن تيجاني كه ميگويد در (كافي) هزارا