ا را باهم مي بافد ومتروك است (حديثش پذيرفته نمي شود).

و روايتي كه اهل سنت نقل كرده اند، از روايت ابو مخنف صحيح تر است اين روايت را امام احمد بن حنبل در مسندش آورده است كه:  عفان از ابو عوانه، و او از داود بن عبدالله اودي روايت مي كند كه حميد بن عبد الرحمن فرمودند: حضرت ابوبكر در ميان گروهي از مردم مدينه بود كه رسول خدا -صلي الله عليه وآله وسلم- در گذشت. حميد مي گويد: ابوبكر تشريف آورد و پوشش چهره رسول خدارا كنار زده و او را بوسيد وفرمود: پدر ومادرم فدايت باد، زنده ومرده ات چقدر خوشبو است[1]. . . اي سعد: تو ميداني كه رسول خدا  -صلي الله عليه وآله وسلم- فرمود: اگر مردم به راهي بروند وانصار راهي ديگربروند من راه انصار را در پيش مي گيرم. أي سعد! شما نشسته بوديد كه رسول خدا -صلي الله عليه وآله وسلم- فرمودند: قريش فرمانروايان اين امر هستند مردم نيكو كار، از نيكوكاران آنها پيروي مي كنند ومردم فاسق از فاسقان قريش پيروي مي كنند.

راوي مي گويد: سعد گفت: (درست است، امارت ميان شما قريش است وماوزير شماييم). اين حديث مرسل واسناد آن حسن[2] است واين روايت بسيار بهتر است از روايت فرد كذابي مثل ابو مخنف وآنهم سندي ندارد.
----------------------------------
[1] بعد قصه سقيفه را ذكر كرد تا اينكه گفت أي سعد. . .
[2] حسن نوعي از حديث است كه مرتبه آن پايين تر از حديث صحيح است ولي حجت است.  (مترجم )(49) در صفحه 227 مي گويد:

(زيرا هر كس اين مصيبت (اختلاف فاطمه با ابوبكر در مورد فدك) را با كنجكاوي بنگرد وتمام جوانبش را مورد بررسي قرار دهد، يقين پيدا ميكند كه ابو بكر عمداً بنابر اذيت زهرا و تكذبيش گذاشت تا اينكه آن حضرت با روايت هاي غدير وديگر روايت ها برابو بكر احتجاج نكند در باره خلافت شوهرش و پسر عمويش علي، و قرائن زيادي بر اين امر دلالت دارد، از جمله آنچه تاريخ نگاران نگاشته اند كه آنحضرت بر مجالس انصار وارد مي شد و از آنان در خواست ياري و بيعت براي پسر عمويش مي نمود).

الله اكبر. (جريان فدك او را باز مي دارد از اينكه براي خلافت حضرت علي-رضي الله عنه- به روايت هاي غدير احتجاج ورزد)، اين چه سخن احمقانه اي است، عقل هم نعمت خوبي است.

سخن تيجاني، همه اش حماقت وناداني است حضرت فاطمه -رضي الله عنها- بزرگتر از آن است كه بر مجالس مردان وارد شود و از آنان براي پسر عمويش، حضرت علي در خواست بيعت و ياري نمايد و حضرت علي-رضي الله عنه- داخل خانه نشسته باشد. آيا به دختر رسول خدا -صلي الله عليه وآله وسلم-، بزرگ بانوي زنان جهان، اينچنين احترام مي گذاريد؟ و با اين آيه چه مي كنيد،﴿وَقَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ ﴾[1]. (الأحزاب:33). يا اينكه آيه، ويژه حضرت عائشه است؟!

اما اينكه حضرت ابوبكر، حضرت فاطمه را تكذيب كرد، ادعايي دروغين است كه تيجاني و امثال او نمي توانند سند صحيحي براي آن بياورند. و ابوبكر -رضي الله عنه-، فاطمه -رضي الله عنها- را تكذيب نكرد بلكه حديثي را كه از رسول خدا -صلي الله عليه وآله وسلم- شنيده بود براي او خواند. (حديث: ما گروه انبياء، از خود دينار ودرهم به ارث نمي گذاريم). 
--------------------------
[1] در خانه هايتان بمانيد.(50) تيجاني در صفحه 238 مي گويد:

(حال اگر از فضائل بگذريم و به سيئات و بديها روي آوريم، يك گناه يا سيئه از علي بن ابي طالب در كتابهاي دو گروه نمي يابيم، در صورتي كه براي ديگران بديها وتبهكاريهاي زيادي در كتابهاي اهل سنت مانند (صحاح) وكتابهاي سيره وتاريخ سراغ داريم).

آقاي تيجاني انصاف را از دست داده زيرا او فقط شاگرد كودكان شيعه در نجف بوده است، انصاف وعدالت ميگويد كه وي دوره أي نزد كودكان اهل سنت نيز بگذراند تا عدالت رعايت شود وتقسيم عادلانه گردد در غير اينصورت، تقسيم ناعادلانه است.

حضرت علي -رضي الله عنه- به اعتقاد اهل سنت از ائمه هدي وتقوي بشمار ميرود ودر باره او ادعاي عصمت نميكنيم. اشتباهاتي دارد همانطوريكه ديگران اشتباهاتي دارند و حسنات و نيكي هايي دارند همانطوريكه ديگران چنين اند اگرچه اشتباهاتش در درياي حسناتش غرق شده وبحساب نمي آيد. 

بر اين نكته بسيار توقف نمودم واز نوشتن در اين باره متردد شدم وبسياري از كساني را كه به علم وتقواي آنها اطمينان دارم، سؤال كردم، آيا برايم جايز است كه انتقادات بر حضرت علي-رضي الله عنه- را چه انتقاداتي كه نزد شيعه است يا اهل سنت ذكر كنم تا بشر بودن وعدم عصمت وي آشكار گردد باوجود اينكه، قصد ندارم وهر گز هدفم اين نيست به امامي از ائمه هدي اسائه ادب وبدي نمايم ولي شيعه ما را مجبور ميكند تا براي پاسخ، به شبهات وسخنان زشت وفربيكاريهاي آنها، اين سخنان را بزبان بياوريم. پاسخ اين سؤال موافقين ومخالفيني داشت ودر پايان ترجيح دادم براي خاموش كردن صداي باطل، انتقادات بر وي را ذكر كنم.

در واقع، انتقاداتي كه در مورد حضرت علي-رضي الله عنه- در كتب شيعه آمده است بمراتب بيشتر از انتقاداتي است كه در كتب اهل سنت آمده است بلكه اصلاً قابل مقايسه نيستند وهمين مطالب كتب شيعه بودند كه بسيار مرا دچار مشكل و حرج نمودند. قبل از اينكه در اين كتابم بنويسم. اگر اين كارم حق ودرست است توفيق خداوندي است واگر خطاً و اشتباه است از نفش من و وساوس شيطاني است واز خداوند در خواست بخشش دارم.

(انتقادات بر حضرت علي بن ابي طالب -رضي الله عنه- در كتب اهل سنت)

(1)    عكرمه مي گويد: حضرت علي -رضي الله عنه- گروهي را سوزاند اين خبر به عبدالله بن عباس -رضي الله عنهما- رسيد، وي فرمود: اگر من مي بودم آنها را نمي سوزاندم زيرا پيامبر اكرم  -صلي الله عليه وآله وسلم- فرمود: با عذاب خداوند (آتش) عذاب ندهيد، البته آنها را ميكشتم چنانچه رسول اكرم  -صلي الله عليه وآله وسلم- فرمود: كسي كه دينش را تغيير داد او را بكشيد. (روايت از بخاري )[1]. 

(2)    علي بن ابي طالب -رضي الله عنه- مي گويد: شبي، رسول خدا  -صلي الله عليه وآله وسلم- درب منزل من وفاطمه را زد وفرمود: آيانماز نميخوانيد؟ من گفتم: اي رسول خدا! جانهاي مادر دست خداوند است هنگاميكه بخواهد مارا بيدار كند، بيدار مي شويم. وقتيكه من اين سخن را گفتم، برگشت، بدون اينكه به من پاسخي دهد. سپس در حاليكه پشت گردانده بود وبادستش به رانش ميكوبيد، اين صداي او به گوشم رسيد كه مي گويد: ﴿وَكَانَ الْأِنْسَانُ أَكْثَرَ شَيْءٍ جَدَلاً﴾. (انسان بيشتر از هر چيز ديگر، جدل وستيزه جوئي مي نمايد). (روايت بخاري)[2].

(3)    هميشه شيعه مسئله خشمگين ساختن حضرت فاطمه زهرا -رضي الله عنها- توسط حضرت ابوبكر را در جريان فدك مطرح ميكنند وميگويند ابوبكر، فاطمه را به خشم آورد وكسيكه فاطمه را بخشم آورد، رسول خدا را به خشم آورده است. 

بايد به آنها گفت، اين روايت را بخوانيد: مسوربن مخرمه مي گويد: 

از رسول خدا  -صلي الله عليه وآله وسلم- شنيدم كه بر منبر مي گفت: فرزندان هشام بن مغيره از من اجازه خواسته اند تا دخترشان را به ازدواج علي بن ابي طالب در آورند به آنها اجازه نمي دهم، به آنها اجازه نمي دهم مگر اينكه فرزند ابو طالب دوست داشته با