ي" و "اعطاء لواء" و "خاتم بخشي" و امثال آن، و كسي از شنوندگان اين احاديث از رسول خدا در آن زمان، چنين معنائي را از آن استنباط نكردند و گرنه محال بود كه از آن همه مؤمنين با اخلاص كه ممدوح قرآن اند، فرمان خدا و رسول را پشت سر انداخته، بدون هيچ داعيه اي از زر و زور كه در نظر آن بزرگواران كمتر اثري داشت از علي (ع) به ديگري عدول كنند و چنانكه گفتيم اساساً اين مدعي و مطلب با روح شريعت ابدية الهيه مخالف است چنانكه شرح آن گذشت. ليكن در كتب شيعة اماميه علاوه بر احاديثي كه در خصوص امامت منصوصة علي (ع) آمده احاديثي نيز وجود دارد كه مبين آن است كه رسول خدا به فرمان خدا ائمة اثني عشر را يك به يك با نام و نشان معرفي كرده و جاي عذري براي احدي باقي نگذاشته است. ما اينك آن أحاديث را با متن و سند در اين اوراق إن شاء الله مي آوريم آنگاه از حيث ارزش سند و مضمون مورد تحقيق قرار مي دهيم تا ببينيم حقيقت چيست؟ و اينك آن احاديث:مهمترين حديثي كه در معرفي ائمة اثني عشر در كتب شيعه آمده است حديث مشهور به حديث لوح جابر است اين حديث به چند عبارت و چند طريق آمده كه ما همگي را از نظر خوانندگان مي گذرانيم:
الف ـ در كتاب "إكمال الدين(118)" صدوق و نيز در كتاب "عيون اخبار الرضا" اين حديث با اين سند آمده:
"حدثنا محمد بن إبراهيم بن اسحق الطالقاني قال: حدثنا الحسن بن إسماعيل قال حدثنا أبو عمرو سعيد بن محمد بن نصر القطان قال حدثنا عبيد الله بن محمد السلمي قال حدثنا محمد بن عبد الرحمن قال حدثنا محمد بن سعيد قال حدثنا العباس أبي عمرو عن صدقة بن أبي موسى عن أبي نصرة قال: لما احتضر أبو جعفر محمد بن علي الباقر (ع) عند الوفاة، دعا بابنه الصادق فعهد إليه عهدا، فقال له أخوه زيد بن علي: لو امتثلت فيَ بمثال الحسن والحسين عليهما السلام لرجوت أن لا تكون أتيت منكراً، فقال: يا أبا الحسين إن الأمانات ليست بالمثال ولا العهود بالرسوم، وإنما هي أمور سابقة عن حجج الله تبارك وتعالى، ثم دعا بجابر بن عبد الله فقال له: يا جابر حدثنا بما عاينت في الصحيفة، فقال له جابر: نعم يا أبا جعفر، دخلت على مولاتي فاطمة عليها السلام لأهنئها بمولود الحسن (ع) فإذا هي بصحيفة بيدها من درة بيضاء فقلت يا سيدة النسوان ما هذه الصحيفة التي أراها معك؟ قالت: فيها أسماء الأئمة من ولدي. فقلت لها: ناوليني لأنظر فيها، قالت: يا جابر لولا النهي لكنت أفعل، لكنه نهى أن يمسها إلا نبي أو وصي أو أهل بيت نبي ولكنه مأذون لك أن تنظر إلى باطنها من ظاهرها! قال جابر: فقرأت فإذا فيها: أبو القاسم محمد بن عبد الله المصطفى أمه آمنة بنت وهب، أبو الحسن علي بن أبي طالب المرتضى أمه فاطمة بنت أسد بن هاشم من عبد مناف، أبو محمد الحسن بن علي البر، أبو عبد الله الحسين بن علي التقي أمهما فاطمة بنت محمد، أبو محمد علي بن الحسين العدل، أمه شهربانويه بنت يزدجرد بن شاهنشاه، أبو جعفر بن محمد بن علي الباقر أمه أم عبد الله بنت الحسن بن علي بن أبي طالب، أبو عبد الله جعفر بن محمد الصادق أمه أم فروة بنت القاسم بن محمد بن أبي بكر، أبو إبراهيم موسى بن جعفر الثقة أمه جارية اسمها حميدة، أبو الحسن علي بن موسى الرضا أمه جارية اسمها نجمة، أبو جعفر محمد بن علي الزكي أمه جارية اسمها خيزران، أبو الحسن علي بن محمد الأمين أمه جارية اسمها سوسن، أبو محمد الحسن بن علي الرفيق أمه جارية اسمها سمانة وتكنى بأم الحسن، أبو القاسم محمد بن الحسن هو حجة الله تعالى على خلقه القائم أمه جارية اسمها نرجس صلوات الله عليهم أجمعين".
مضمون حديث اين است كه چون حضرت باقر (ع) محتضر شد در هنگام فوت خود پسرش حضرت صادق را خواست و عهد امامت را به او سپرد برادرش زيد بن علي بن الحسين به او گفت اگر همان گونه كه امام حسن (ع) امامت را به برادرش حسين (ع) بن علي واگذار كرد تو نيز چنين مي كردي گمان مي كنم كار بدي نكرده بودي (يعني زيد مي خواست كه امامت را حضرت باقر به او واگذارد) حضرت باقر به او فرمود اي ابو الحسين امانات چون بخشش مال و اموال نيست كه هر كس به هركه بخواهد بدهد و عهود الهي چون رسوم نيست كه هر كس هر چه خواهد بكند اينها اموري است با سابقه از طرف حجتهاي خدا آنگاه براي قناع و اسكات زيد جابر بن عبد الله را خواست و فرمود اي جابر آنچه را در صحيفه به چشم خود ديده اي براي ما بيان كن، جابر عرض كرد آري اي ابو جعفر من وارد شدم بر بانوي بزرگوار خود فاطمه عليها سلام ـ تا او را به ولادت حسن تهنيت و مبار كباد گويم ناگاه صحيفه اي در دست آن حضرت ديدم از دُرّ سفيد، گفتم: اي بي بي زنان جهان، اين صحيفه كه با شما مي بينم چيست؟ فرمود در آن اسماء امامان از فرزندان من است، عرض كردم آن را به من بدهيد تا ببينم، فرمود: اي جابر اگر نهي نبود اين كار را مي كردم ليكن نهي شده است از اينكه كسي آن را به دست بگيرد مگر كسي كه پيغمبر يا وصي پيغمبر يا از خاندان پيغمبر باشد، ليكن تو مأذوني كه از روي آن ببيني كه در آن چيست، جابر گفت من آن را خواندم كه نوشته بود: محمد مصطفي كه مادرش آمنه است و همچنين نام دوازده امام با نام مادران آنان را .............. الخ(119) نخست لازم است سند اين حديث مورد رسيدگي قرار گيرد، سپس متن و مضمون آن را مورد بررسي قرار مي دهيم، انشاء الله تعالي.
بررسي سند حديث ـ هيچيك از روات اين حديث از "سعيد بن محمد بن نصر القطان تا "ابو نصره" نامي در كتب رجال ندارند و معلوم نيست مرحوم صدوق اين راويان را از كجا آورده و از كه گرفته و اين روايت را از كجا كشف كرده است؟!! اما در حاشية كتاب "اكمال الدين" نوشته شده "ابو بصره" و اگر ابو بصره باشد "محمد بن قيس اسدي" است كه شهيد ثاني او را در كتاب "الدرايه" ضعيف شمرده و فرموده است: "كلما كان فيه محمد بن قيس عن أبي جعفر فهو مردود! = هر روايتي كه از محمد بن قيس از ابي جعفر باشد مردوداست!" اما يقيناً او محمد بن قيس نيست، و اگر او باشد از قول او چنين دروغي بافته اند و نيز در حاشية همين كتاب گفته است اگر ابو بصره باشد اسم او حُميل (به ضم حاء) و به هر حال مجهول است. و اصلاً خود حديث به قدري رسوا است كه ما هيچگونه احتياجي به صحت و سقم حديث از جهت رجال آن نداريم، و حاشيه نويس هم هر چه نوشته بي پايه واساس است و اگر متن حديث درست بود، سندش هر چه باشد گوباش. اينك به متن حديث توجه مي كنيم:
بررسي متن و مضمون حديث ـ "ابو بصره" يا  "ابو بصر" كه هر كه باشد مجهول و بي نام و نشان است، گفته است: "لما احتضر أبو جعفر محمد بن علي الباقر (ع) عند الوفاة" (احتضار و وفات حضرت امام محمد باقر بر طبق تمام تواريخ از سال 114 تا سال 118 است(120)) و فاصلة بين وفات حضرت باقر (ع) و جابر بن عبد الله حد متوسط چهل سال است و كمتر نيست. كسي به اين حديث ساز كذّاب نگفته هنگامي كه حضرت ابو جعفر محمد باقر محتضر بود، جابر كجا بود كه تو از قول او حديث لوح را آوردي و اثبات امامت اثني عشر با نام و نشانِ پدر و مادر كردي؟ جابر كه چهل سال قبل از احتضار حضرت باقر از دنيا رفته چگونه آمد و زيد بن علي