د كه‌ يهود در موردعزيز و مسيحيان‌ در مورد عيسي‌ روا داشتند، پس‌ نه‌ آنها از ما و نه‌ ما از آنهائيم‌. 
روايت‌ است‌ از علي‌ (رض‌) كه‌ فرمود: در مورد من‌ دو گروه‌ هلاك‌ خواهند شد. دوستدار افراطي‌ كه‌ دوستي‌ او باعث عدول‌ وي‌ از حق‌ مي‌شود و دشمن‌ افراطي‌ كه‌ بغض‌ و كينه‌ وي‌ را از حق‌ دور مي‌كند و بهترين‌ گروه‌ در مورد من‌ گروه‌وسط‌ و ميانه‌ هستند. (نهج البلاغه، جـ: 2 صـ: 8).
محدث شيعه كشي در كتابش رجال الكشي صـ: 257 از قول امام جعفر صادق (عليه السلام) مي نويسد: ما از شر دروغگوئي كه به ما افترا مي بندد در امان نخواهيم بود. در صـ: 259 از قول ايشان مي آورد: وضع ما چنان است كه كسي با ما بيش از آنان كه به دروغ‌ خود را به‌ ما نسبت‌ مي‌دهند، دشمني‌ نخواهد كرد. اهل‌ سنت‌ به‌ حضرت‌ علي‌، ائمه‌ (رضي‌ الله عنهم‌) و ساير اهل‌ بيت‌ رسول خدا (ص‌) عشق‌ مي‌ورزند. حضرت‌ علي‌(رض‌) همسر حضرت‌ فاطمه‌ زهرا رضي‌ الله عنها و پدر گرامي‌ حسنين‌ قهرمان‌ و مايه‌ افتخار اسلام‌ و مسلمين‌ هستند،وي‌ از زمان‌ طفوليت‌ در ركاب‌ پيامبر (ص‌) از آرمانهاي‌ مقدس‌ اسلام‌ دفاع‌ نموده‌ و از گرامترين‌ و برترين‌ شاگردان‌ مكتب‌اسلامند. اهل‌ سنت‌ حب‌ علي‌ و اهل‌ بيت‌ رسول‌ الله (ص‌) را از علامات‌ ايمان‌ و كينه‌ و بغض‌ ايشان‌ را از نشانه‌هاي‌ نفاق مي‌دانند اين‌ اعتقادي‌ است‌ كه‌ جمهور مسلمين‌ بر آن‌ متفق‌ اند و خلاف‌ آنرا در هيچيك‌ از كتب‌ اهل‌ سنت‌ نمي‌توان‌ يافت‌.
اما آنچه‌ را كه‌ اهل‌ تشيع‌ به‌ حضرت‌ علي‌ (رض) نسبت‌ مي‌دهند، از نظر اهل‌ سنت‌ غلو و زياده‌ روي‌ و خارج‌ ازتعاليم‌ اسلام‌ است‌. چنانكه‌ پيشتر ذكر گرديد در كتاب‌ مع‌ الخطيب‌ في‌ خطوط‌ العريضة‌ از شيخ‌ انصاري‌ ص‌18 نيز آمده ‌است‌ كه‌ شيعيان‌ معتقدند: ولايت‌ علي‌ كفاره‌ گناهان‌ و دشمني‌ با وي‌ زايل‌ كننده‌ نيكيهاست‌. 
در مقدمه‌ تفسير البرهان‌ و در جلد چهارم‌ همين‌ كتاب‌ ص‌226 چنين‌ آمده‌ است‌: خداوند فرمود علي‌ حجت‌ من‌ بر تمام‌بندگانم‌ و نور و امين‌ من‌ بر علم‌ من‌ است‌. خداوند آسمانها و زمين‌ را از نور پيامبر (ص‌) و عرش‌ و كرسي‌ را از نور علي‌آفريد. 
نسبت‌ دادن‌ اينگونه‌ صفات‌ و خصوصيات‌ الهي‌ به‌ حضرت‌ علي‌ (رض‌) عملي‌ ناروا، ناپسند و مشركانه‌ است‌. به‌ استنادكتاب‌هاي‌ شيعي‌ اين‌ اعتقاد نيز ميان‌ گروهي‌ از ايشان‌ رايج‌ است‌ كه‌ جبرئيل‌ مي‌بايست‌ بر علي‌ نازل‌ مي‌شد اما اشتباهاً برحضرت‌ محمد (ص‌) نازل‌ شد. جالبتر اينجاست‌ كه‌ اين‌ گروه‌ از اهل‌ تشيع‌ نه‌ تنها خودشان‌ اين‌ افعال‌ و اعمال‌ را باورداشته‌ بلكه‌ سعي‌ دارند سايرين‌ را نيز بدين‌ اعمال‌ و عقايد مجاب‌ سازند. 
همچنين‌ از نظر اهل‌ سنت‌ آنچه‌ كه‌ در كتاب‌ رجال‌ الكشي‌ ص‌184 از قول‌ حضرت‌ علي‌ (رض‌) آمده‌ است‌ غير واقعي‌ وقابل‌ پذيرش‌ است‌. در آنجا به‌ ايشان‌ نسبت‌ داده‌ مي‌شود كه‌ گفته‌ است‌: من‌ وجه‌ الله و جنب‌ الله هستم‌، من‌ اول‌ و آخر وظاهر و باطن‌ هستم‌، من‌ وارث‌ زمين‌ و راه‌ خدا هستم‌. 
ما از غلو مسيحيان‌ كه‌ در ابتدا بسيار نبود و بعدها آنرا تا بدان‌ حد رساندند كه‌ بجاي‌ عبادت‌ خداوند پيامبرشان‌ عيسي‌مسيح‌ را عبادت‌ مي‌كردند، عبرت‌ آموخته‌ايم‌. اهل‌ سنت‌ به‌ وصيت‌ پيامبرشان‌ عمل‌ مي‌كنند كه‌ فرمود: «اذكركم‌ الله في‌اهل‌ بيتي»‌. در مورد اهل‌ بيت‌ من‌ از خدا نظر بگيريد.
از نظر ما ميراث‌ حضرت‌ محمد (ص‌) يعني‌ عترت‌ و اهل‌ بيت‌ او رابايد گرامي‌ داشت‌. ولي‌ شيعيان‌ همسران‌ پيامبر (ص‌) عائشه‌ و حفصه‌ رضي‌ الله تعالي‌ عنهما را مورد طعن‌ و نفرين‌ قرارمي‌دهند. و براستي‌ مگر همسران‌ پيامبر (ص‌) از اهل‌ بيت‌ او نيستند!؟ و آيا توهين‌ و اسائه‌ ادب‌ روش‌ پسنديده‌ و جايزي‌است‌؟در كتاب‌ اصول‌ الاخبار نوشته‌ حسين‌ آملي‌ ص‌79 آمده‌ است‌: پيامبر (ص‌) به‌ سوي‌ خانه‌ عائشه‌ اشاره‌ كرده‌ و فرمود: ريشه‌ كفر در اينجا خواهد بود. در كتاب‌ حياة‌ القلوب‌ مجلسي‌ آمده‌ است‌: عائشه‌ و حفصه‌ مي‌خواستند پيامبر (ص‌) رامسموم‌ كرده‌ و بكشند. 
ويژگي‌ شيعه‌ چيزي‌ نيست‌ جز غلو ايشان‌ در مورد تعدادي‌ از اهل‌ بيت‌ پيامبر (ص‌) و ائمه‌ كه‌ آنان‌ را تا مرز تقديس‌ وپرستش‌ بالا مي‌برند و نسبت‌ به‌ بقيه‌ اهل‌ بيت‌ پيامبر (ص‌) توهين‌ و ناسزا روا داشته‌ و اصولاً آنها را در زمره‌ اهل‌ بيت‌پيامبر (ص‌) بشمار نمي‌آورند. همان‌ رفتاري‌ كه‌ نسبت‌ به‌ عائشه‌ و حفصه‌ رضي‌ الله عنهما روا مي‌دارند. اما از نظر اهل‌سنت‌ اينان‌ از اهل‌ بيت‌ پيامبرند و براي‌ اين‌ ادعاي‌ خود دلايل‌ محكم‌ و متقني‌ از خود قرآن‌ دارند. آنچنانكه‌ خداوند درمورد همسران‌ پيامبر (ص‌) فرمود: «انما يريد الله ليذهب‌ عنكم‌ الرجس‌ اهل‌ البيت‌ و يطهركم‌ تطهيراً» همانا كه‌خدا مي‌خواهد ناپاكي‌ از شما اهل‌ بيت‌ دور شود و پاك‌ كند شما را پاك‌ كردني‌. (سوره‌ احزاب‌ آيه‌ 33) كه‌ اراده‌ تشريعي‌خدايتعالي‌ در آن‌ مطرح‌ مي‌باشد و نه‌ اراده‌ تكويني‌. از نظر شيعه‌ در اين‌ آيه‌ همسران‌ پيامبر (ص‌) مورد خطاب‌ نيستند درحاليكه‌ اين‌ آيه‌ در ميان‌ آياتي‌ است‌ كه‌ خطاب‌ كلي‌ آنها همسران‌ رسول خدا (ص‌) مي‌باشند. آياتي‌ كه‌ در آنها همسران‌پيامبر ملزم‌ به‌ وفاداري‌ بيت‌ نبوت‌، تقوي‌ پيشه‌ نمودن‌، حفظ‌ حجاب‌ و متانت‌، امر به‌ نماز و زكات‌ و اطاعت‌ از اوامررسولخدا (ص‌) مي‌شوند و خداوند دو راه‌ مقابلشان‌ قرار مي‌دهد كه‌ اگر خدا و رسول‌ وي‌ را انتخاب‌ كنند بايد ملتزم‌ به‌اين‌ اوامر باشند واگر زندگي‌ دنيا و زينتهاي‌ آنرا انتخاب‌ كنند ديگر افتخار همسري‌ رسول‌ الله (ص‌) را نخواهند داشت‌. نيزشيعيان‌ استدلال‌ مي‌كنند كه‌ اگر منظور خداوند در اين‌ آيات‌ همسران‌ رسول خدا است‌ مي‌بايست‌ صيغه‌ مؤنث‌بكار مي‌رفت‌ از آنجائيكه‌ فعل‌ به‌ صورت‌ جمع‌ مذكر (يطهركم‌) بكار رفته‌ است‌ خطاب‌ به‌ همسران‌ پيامبر (ص‌) نبوده‌بلكه‌ گروه‌ ديگري‌ كه‌ به‌ زعم‌ ايشان‌ فقط‌ اهل‌ بيت‌ هستند مورد خطاب‌ آيه‌ بوده‌اند (و با اين‌ استدلال‌ بي‌ اساس‌ عصمت‌اهل‌ بيت‌ و به‌ تبع‌ آن‌ عصمت‌ ساير ائمه‌ را نتيجه‌ مي‌گيرند) اصولاً در زبان‌ عربي‌ صيغه‌ مذكر بر صيغه‌ مؤنث‌ غالب‌ است‌اين‌ قاعده‌ در نحو به‌ قاعده‌ تغليب‌ معروف‌ است‌. براي‌ مثال‌ در زبان‌ عربي‌ هر گاه‌ شخصي‌ وارد مكاني‌ شود كه‌ عده‌اي‌خانم‌ در آنجا حاضر باشند بايد بگويد: السلام‌ عليكن‌. اما اگر در اين‌ مكان‌ فقط‌ يك‌ مرد نيز حاضر باشد بنا بر همين‌قاعده‌ تغليب‌ صيغه‌ به‌ مذكر تبديل‌ مي‌شود. يعني‌ بايد بگويد: السلام